پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۳۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

می‌کند به میداود نیز می‌آید و اراضی میداود هم از آن آب مشروب می‌شود در میداود آثار ابنیه و علائم آبادانی قدیم مشهور نیست از میداود تا سرله نیم فرسخ است طایفۀ کرد زنگنه در سرله سکنی دارند آب سرله از چشمه‌ای است که آن را برم جمال می‌گویند و تخمینا ده سنگ آب دارد آثار ابنیۀ خراب از سنگ و گچ در کوه است این آب هم از سرله به رامهرمز می‌رود آخر خاک جانکی تپک است که تا سرله دو فرسخ می‌باشد و آخر خاک جانکی و اول خاک بهمئی از ولایت کوه کیلویه است از محالات جانکی گل‌گیر است این محال نیز آخر خاک جانکی است به طرف شوشتر و معروف به زیر کوه جانکی است محلی است وسیع و چند رشته قنات خرابه در آن دیده می‌شود چمن گل و گیاه زیاد در این محل می‌روید آن را محال گل‌گیر می‌گویند تلّی در وسط این محل است و پائین تل چشمه که آب آن قلیل و بقدر کفایت دواب است و فاضلی ندارد که بدان زراعت کرد توله و جاروب هم که در صحراست از زیرکوه جانکی است در این محل زراعت دیم می‌شود

پیشتر که آبادی جانکی بیشتر بود ایلات مکوند در توله و جاروب اقامت داشتند

حالا زراعت درستی در آن نمی‌شود طایفۀ کندرلو که از طوایف شوشتر است پیش از این در جانکی ۳۰۰۰ هزار خانوار بودند ولی حال ۶۰۰ خانوار از آنها باقی است و ما بقی متفرق شده‌اند جمعیت جانکی همه جهت ۱۰۰۰ خانوار است برنج جانکی معروف است و کمال امتیاز و خوبی را دارد عطر و رایحۀ برنج جانکی امتیازی دارد در ۱۰۰ ذرع فاصله اگر برنجش را بپزند عطرش استشمام می‌شود

در سرچشمه معروف به شعب سلیمان دو صورت در سنگ منقور است در سفرنامۀ بارون [دو] بود نایب سفارت روس که به آن ناحیه سفر کرده شرح دو صورت با عین

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱