پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۲۵۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

از من دوا می‌خواستند خان مرا به اندرون طلبید و خیلی مهربانی کرد زنها از من رو می‌گرفتند و دعا از من می‌خواستند که نزد شوهرشان عزیز باشند

برخی دعا و دوا برای آبستن شدن می‌خواستند سینی‌های میوه و شیرینی از برای من آوردند در این مجلس سکوت عمومی بود هر جا که من می‌رفتم جمعی به تماشای من می‌آمدند چه تا حال فرنگی ندیده بودند همه با من محبت نمودند و خیلی مشکل بود که من جائی بروم و همراهان با من نیایند شاید وقتی فرصت کرده که آب سردی پیدا کرده خود را شستشو نمایم؛ زیرا که از اصفهان تا اینجا لباس عوض نکردم و در آب نرفته بودم

قلعۀ لردگان در یک جنگل واقع است شفیع خان از تاریخ ولایت و کوهسار خودشان صحبت می‌داشت و گفت اینجا اول شهر و پایتخت لر بزرگ بوده الحال طوائف اینجا را مسکن نموده و تمام در تحت فرمان محمد تقی خان هستند نزدیک قلعه یک تپۀ مصنوعی می‌باشد احتمال دارد عمارات عالیه اینجا بوده قلعۀ لردگان مربع بود و بالای برجها و سردروازه‌ها کلۀ شکارها که شاخ بزرگ داشت نصب کرده بودند اینجا از جهت جنگ بختیاریها خیلی جای محکمی است این خان هم وقت جنگ می‌تواند سوار و پیاده تفنگچی حاضر نماید

علی گدا خان یک جلد کتاب نظامی خطی که فتحعلیشاه به پدر او داده بود در مجلس آورده به صدای بلند از حالات خسرو شیرین خواندن گرفت الوار هم تکیه به تفنگهای خود داده استماع نموده تحسین می‌کردند و به طرز وحشیانه [ای] تعریف و توصیف از این عشاق و رشادت خسرو پرویز نمودند

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱