پس از آن رسیدیم به سرازیری که میرود به قریه سمیرون که زیر پای ماست طرف جنوب این صحرا جبال علفخیزی دارد که اغلب بختیاریان در آنجا مسکن دارند تا بالای کوه همه خیمه زده و از قلۀ این کوه برف است از درّۀ سراب و درختی که درخت گردوی فراوان داشت گذشتیم رسیدیم به قریۀ مزبوره که اوائل شهر بوده و دارای ۱۰۰۰ خانوار است حال ۳۰۰ خانوار بیشتر ندارد خانهها که از سنگ ساخته بودند عنقریب تمام خراب خواهد شد ما در یک کاروانسرای بدی منزل نمودیم از قرار سابق نان خشک خوردیم
رفقای ما خیلی مایلند که زودتر به ولایت خود برسند روز بعد از یک کوه سختی که سواره ممکن نشد بگذریم مجبورا پیاده شده از آن کوه گذشتیم به دشتی که موسوم به فلات فلارد بود رسیدیم خانههاشان کپر و از نی ساخته بودند در یک جائی مال دورکیها بود یکی از طوایف هفتلنگ که در زمستان اینجا بسر میبرند و در تابستان با گله و رمۀ خود در کوهها برای علفچرانی میرفتند و در فصل پائیز به مکان مزبور معاودت مینمودند؛ اکنون در دشت اقامت دارند
شفیع خان و کسانش از دیدن الوار مشعوف شدند نزدیک که رسیدیم رئیس آن طایفه به استقبال ما آمده ما را به شام دعوت کرد آنگاه قالی خود را در لب جوی زیر درختان بگسترانید و ما نشستیم هنگام غروب مجموعههای پر از پلو ممتاز آوردند بعد از صرف شام شفیع خان با رؤسا بنای صحبت از ولایات خود گذاشتند از قبیل جنگها و غارتها و کشته شدن بعضی از رفقایش که در غیاب او واقع شده بود
لیارد مینویسد که موکوئی و جانکی در تحت اطاعت محمد تقی خان بودند اشتباه کرده
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱