بطوری از پشت سر کج
میشدند که سر آنها به پاشنه پا میچسبید زنها مشغول نواختن تار و طنبور و مهمانها مشغول تماشا و عیش بودند تا مست شده در روی غالی [قالی] بخواب میرفتند صبح بیدار شده به منزل خود معاودت میکردند
بخش سوم [حرکت از اصفهان
همراهان شاطرباشی شفیع خان بختیاری ورود به مناطق بختیاری فلارد غارت و تهاجم لردگان ضیافت بختیاریها شعرخوانی عبور از کوهستان راهزنان رودخانۀ کارون قلعه تل لامردان برادران محمد تقی خان بختیاری همسر محمد تقی خان طفل بیمار خان ایلخانی بختیاری علی نقی خان لباس بختیاری اقامت در قلعه تل] در ۲۲ سپتامبر [۱۸۴۰ م/اواخر رجب ۱۲۵۶ ق] شفیع خان فرستاد که تمام تدارک راه حاضر و آماده است از برای حرکت ملا استخاره به قرآن کرده خیلی خوب است
امروز از جهت جبال لرستان سفر کردن بهترین روزی است و بواسطۀ گرمی هوا من در شب خیال سفر دارم و وعده کرد که در هفت دست [نزدیک دروازۀ شیراز] طرف غروب حاضر شویم که از آنجا به اتّفاق حرکت نمائیم من هم تهیۀ سفر خود را دیده در وقت مزبور در هفت دست حاضر شدم شفیع خان و رفقا بارها را انداخته خیال توقف دارند و خود شفیع خان در زیر درختی روی غالی/قالی نشسته و مشغول کشیدن غلیان است و سایرین هم حیوانها را بسته مشغول توجه آنها هستند و زنها که همسفر ما بودند چادرهای خود را پیچیده روی بارها نشسته مشغول صحبت میباشند شفیع خان بنا کرد عذرهای ناموجه شمردن از برای تعویق سفر و تقصیر را به گردن یکی از صاحب منصبان معتمد [الدوله] گذاشت و گفت این صاحب منصب محصل وصول مالیات است و باید همسفر ما باشد و هنوز نرسیده و وعده کرده شب بیاید اگر آمد فبها اگر نیامد صبح زود پیش از آفتاب میرویم
ناچار اسب خود را بسته و غالی/قالی خود را گستردم ستارهها میدرخشید اشجار جنگل مانند خیابانها قطار در قطار برای نقاشی خوب است آتش که مسافرین روشن کرده شعلهاش به سر و صورت حاضرین افتاده بود صحبت کاروان و ناقوس قاطران تماشای غریبی داشت
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱