پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۲۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

که برف زیاد می‌آید و از آن برفها به اهواز و توابع آن حمل می‌نمایند آب خوردن ایذج از چشمه‌ای است معروف به چشمۀ شعب سلیمان

زراعتشان به آب باران مشروب می‌شود؛ خربزۀ آن فراوان و خوب است

پل ایذج از عجایب دنیا شمرده می‌شود زیرا که با سنگ ساخته شده و بر روی رودی است که خشک و بسیار عمیق و بعید القعر است و در ایذج زلزله بسیار می‌شود

معادن در آن بسیار است نوعی از قاقله در آن یافت می‌شود که عصارۀ آن برای مرض نقرس نافع است

آتشکده‌ای از قدیم در آن تا عهد هرون الرشید برپا بوده و در دو فرسخی ایذج صوری است گرداب است این محل به فمّ البواب مشهور است انسان و حیوانی که در این گرداب بیفتد دور می‌زند تا هلاک می‌شود بعد از آن جسدش بدون اینکه زیر آب برود با آب روان و به شط العرب [اروندرود] می‌رود و این عدم رسوب و غلبه نکردن موج بر جسد از عجایب است

خراج ایذج را پیش از نوروز می‌گیرند برخلاف معمول سایر ولایات از نیشکر در ایذج و سایر مواضع خوزستان از هر ده من چهار من حق دیوان است قند را در ایذج به رسم مکران و سجستان [سیستان] می‌سازند در غرفۀ یکی از کاروانسراها که در منازل میانۀ اصفهان و ایذج است دو بیت مکتوب ذیل است:


قبح الّسالکون فی طلب الرّزق علی ایذج الی اصفهان لیت من زارها فعاد إلیها قدر ماه الاله بالخذلان ابو سعید گفته ایذج دو موضع است:

یکی بلد مذکور [که] جمعی از اولاد مهدی بن منصور به او منسوبند

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱