پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۲۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

و رؤسای قبایل و رؤسای ولایت هریک با رعایت حق شاهنشاه امورات خود را مستقلا اداره می‌نموده‌اند طوائف کرد که فعلا در همان خاک مدی ساکن هستند باز ترتیب سابق خود را از دست نداده‌اند یعنی منقسم به طوائف چند می‌باشند که هر طایفه خود به چند قبیله و هر قبیله به چندین خانواده تقسیم می‌شود مثلا کردهای مکری منقسم به بیست طایفه می‌شوند کردها به سه شعبه: شعبه اولی دوازده طایفه؛ شعبه دوم پنج طایفه و شعبه سوم هشت طایفه می‌باشند کردهای دوشیک به بیست طایفه تقسیم می‌شوند که هر طایفه یک رئیس یا به عبارت اخری یک بیگ داراست هر کدام از این طوائف گاهی قریب هزار نفر جنگی مسلح می‌توانند حاضر کنند

از طوائف بختیاری که با کردها از یک نژاد و در جنوب مدی ساکنند شعبه‌ای موسوم به هفت لنگ خود منقسم به پنج طایفه است که یکی از آن طوائف بر پانزده قبیله تقسیم می‌شود و شامل است بر ۴۰۰۰ خانوار افراد این طوائف نسبت به رئیس خود کمال بستگی و تبعیت را دارند مثلا کل ی ریخ نقل می‌کند: «در موقعی که یکی از رؤسای اکراد را دستگیر کرده بودند یکی از اتباع وی نیز بخودی خود با آقای خود همراهی نموده به اسارت تا بغداد رفت و بعد از مردن مشار الیه خود را تلف نمود»

اما طوائف الوار که در شمال غربی محال بختیاریها تا رود کرخه ساکن و از همان نژاد کردها و بختیاریها هستند رئیس و ایلخانی ندارند و وصفشان به ترتیب جمهوری شبیه‌تر است

قانون ایلاتی طوایف افغان را که در مشرق ایران سکنا دارند نیز صحیحا می‌دانم

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱