یک ماه توقف من در اصفهان طول کشید و آنچه تلگرافات و مکتوبات از طهران میرسید دلالت میکرد که محمد علی میرزا به وعدۀ خود وفا نخواهد نمود
باز مصمّم شدیم که به طرف طهران حرکت کرده جدا تأسیس مجلس را درخواست نمائیم و هرگاه کار به مجادله و مقاتله کشد برای خدمت به ملّت جانفشانی نمائیم به عجله سوار خواستم و یک اندازه سواری که حاضر شد دیگر توقف ننمودم و با صمصام السّلطنه قرار دادم که هرچه سوار از ایل برسد دستهدسته یک اردو تشکیل داده به امداد من روانه نماید خودم ۱۰۰۰ سوار انتخاب کرده در غره جمادی الاولی ۱۳۲۷ ه/ ۱۹۰۹ م به طهران عزیمت نموده
خوانین خانواده خودم که در این سفر با من همراه بودند از قرار ذیل است:
یوسف خان امیر مجاهد برادرم مرتضی قلی خان پسر صمصام السّلطنه عزیز الله خان پسر مرحوم رضا قلی خان ایلبیگی محمد جواد خان منتظم الدوله پسر مرحوم سردار اسعد محمد تقی خان ضیاء السّلطان پسر خودم از تمام رؤسا و خوانین بختیاری عدهای با من همراه بودند
از آنجا که به هیچوجه خیال جدال با شاه نداشتم از راه کاشان که اردوی دولتی در آنجا بود نرفتم و از راه جوشقان عازم شدم و یک عراده توپ تهپر نیز همراه بود
از جوشقان منتظم الدوله و ضیاء السّلطان را با ۲۰۰ سوار روانه قم نمودم که قبل از ورود اردوی دولتی شهر را تصرف نمایند و خود بدون درنگ راه پیموده وارد قم شدم
در این وقت جنرال قونسول انگلیسی موسوم به مستر گریهیم و جنرال قونسول روس موسوم به از اصفهان وارد قم شدند و مأموریت ایشان از طرف سفارتهای خود
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱