پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۸۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بدرود زندگی گفت

بعد از فوت اسفندیار خان برحسب قانون فامیلی ما که ریاست به ارشدیت سن است ریاست بختیاری به عهدۀ محمد حسین خان سپهدار پسر حاجی امام قلی خان ایلخانی که با من عموزاده است موکول شد بعد از دو سال ریاست محمد حسین خان سپهدار به رحمت ایزدی پیوست بعد از رحلت او ریاست به نجف قلی خان صمصام السلطنه اخوی من تفویض گردید

در سال ۱۳۱۴ ه‍ / ۱۸۹۶ و ۱۸۹۷ م امتیاز راه کاروان‌رو از اصفهان تا بندر ناصری را

من از دولت امتیاز گرفتم آنگاه با کمپانی لنچ میان خود قراری گذاشتیم که مهندس از لندن آمده طرق را مسطح نماید پس از آن پلهای معلق آهنین نیز از لندن آورده بر روی رود کارون پل بستند

در سال ۱۳۲۴ ه‍/ ۱۹۰۶ م دیگرباره به فرنگستان برای علاج ضعف چشم رفتم در این کرت مسافرت من ۳ سال طول کشید در وقت حرکتم از ایران تازه تأسیس مجلس ملی در طهران شده بود در فرنگستان بودم که خبر توپ بستن مجلس ملی رسید بسی این خبر اسباب اندوه من شد؛ زیرا که بی‌اندازه از جان و دل در خدمت به مشروطیت ساعی بودم و زحمت بسیار در این راه کشیده بودم و گمان من این بود که حیات ایران فقط منحصر به مشروطیت است

در پاریس به خیال افتادم که اقدامی دیگرباره در تشکیل مجلس بنمایم و سعی‌ها در این باب نمودم

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱