پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۸۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

به طرف دار الخلافه حرکت کردند ورود او را به طهران سابق ذکر کردیم

در همان شب شاه را در نارنجستان غسل و کفن کرده نماز خواندند پس از آن جسد او را در عمارت برلیان جای دادند و در باب امانت گذاشتن جسد شاه مشورت شد و قرار شد که در تکیۀ دولت به امانت گذارند روز چهاردهم فردای آن روز با جلال و شکوه تمام نعش او را از اطاق برلیان حمل به تکیۀ دولت نموده امانت نهادند

میرزا رضای قاتل را هم در آن روز گرفتار ساخته با موکب شاهی حمل به طهران کرده در عمارت آبدارخانه محبوس داشتند

من از آن روز غلامان و سواران بختیاری را در عمارت گلستان گذاشته مأمور به حفظ و حراست عمارت دولتی شدم و خود من هم شب و روز در خدمت امین السّلطان بودم

در مدت ۴۰ روز که ورود مظفر الدین شاه طول کشید امین السّلطان از عمارت گلستان بیرون نرفت و روز و شب مشغول ترتیب و تنظیم امور مملکتی بود الحق در این مدت کمال کفایت را در نظم و امنیت مملکت به خرج داد که سزاوار همه نوع تمجید و تحسین است

در اکثری از استنطاقهای میرزا رضا که محرمانه می‌شد حضور داشتم آنچه بر من معلوم شد قصدش خدمت به ملت بود چنانکه در یک بار استنطاقات از او سؤال شد که «ناصر الدین شاه را کشتی چه شاه بهتری از او پیدا کردی تفاوتی هم در وضع نخواهد شد»

جواب داد:

«این مسئله را خوب می‌دانستم نهایت این بود که صدای طپانچۀ من ظالمهای مغرور را از خواب غفلت بیدار کرد»

و نیز در استنطاق دیگر گفت:

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱