به ریاست ایل برقرار گردید بلکه بعضی ایلات جزو هم ریاست او را اختیار کرده بر قدرت و شوکتش افزوده در بعضی قبالجات قدیمه دیده شد که خسرو آقا را خسرو خان نوشتهاند ولی در حقیقت محض تملق و چاپلوسی بوده [است]
عبد خلیل آقا فرزند خسرو آقا نفوذ و قدرتش بر اجدادش بر افزون شد میتوان او را رئیس ایل هفتلنگ نامید
در یکی از جنگهائی که در میان ایل هفتلنگ و چهارلنگ واقع شد و امتدادش به هفت شبانهروز کشید عبد خلیل آقا به ضرب قره مینا مقتول گردید و جمع کثیری از ایل هفتلنگ به هلاکت رسیدند
حکایت کنند که عبد خلیل آقا در جنگ مزبور به قرهمینا مجروح شده در بستر ناتوانی به حالت نزع افتاد طایفه هفتلنگ بواسطۀ رشادت و ریاست مشار الیه خواستند این واقعه را از دشمن مخفی بدارند لباس او را به یک نفر که شباهت تام به عبد خلیل آقا داشت پوشانیده به اسب او سوار کرده حاضر میدان جنگ شدند یک نفر از مردم هفتلنگ که قلبا هواخواه مردم چهارلنگ بود و شب را در تلایه به قراولی بود در نیمه شب خطاب به چهارلنگ کرده به آهنگ بلند آنها را دشنام داد و گفت: اسب همان اسب است لباس همان لباس است سلاح همان سلاح است افسوس که آن مرد نیست اگر تا حال او بود دمار از روزگار شما برمیآورد این حرف اسباب تجری آنها شده فردا یورش برده و جماعتی فراوان از مردم هفتلنگ مقتول نمودند عبد خلیل آقا هم در همان روز بدررود زندگی گفت مردم زرّاسوند که طایفۀ مخصوص
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱