شده در کتاب مقامات المؤمنین مسطور است که در عهد خلافت بنی - امیه و بنی العباس اهالی خوزستان معتزلی مذهب بودند تا در ابتدای مائة نهم هجری امیر نجم الدین محمود آملی که از سادات بود به شوشتر آمد و دختر عزّ الدوله را که بزرگ سادات آن صفحات بود تزویج نمود و در رواج مذهب تشیع کوشید بعضی قبول کردند برخی به عقیدۀ خود باقی ماندند تا در اوایل سلطنت صفویه علیهم الرحمه نور الله المرعشی باقی سکنه را شیعه نمود و سرایت به نواحی شوشتر کرد از جمله میان بختیاریان این مذهب دائر شد
در تاریخ عضدی مذکور است زمانی که هلاکوخان مغول بغداد را فتح کرد برادر خود تغاتیمور را برای تسخیر واسط و بیک تیمور را برای تصرف شوشتر و نواحیش فرستاد اهالی شهر با هدیه و آذوقه سردار را پیشباز کردند و تسلیم شدند مشار الیه وارد شهر شد و قدغن کرد کسی متعرض اهالی نشود؛ [لیکن] یکی از اتابکهای کرد معروف به تاج الدین سردار را ملامت نمود که «چرا با مردم بطور انسانیّت راه میروی ایشان را بیازار تا فایده برگیری» سردار گفت «چون اهالی تسلیم شدند نزیبد ایشان را بیازارم» اتابک شروع به تعدّی نمود باشد که سبب قتل و غارت شود اهالی تحمّل صدمات کردند و ساکت ماندند شب بعد اتابک را دردی در امعا بادید شد که فریادش به آسمان میرفت تیمور بیک به حالرسی اتابک آمد و به حاضرین گفت نتیجۀ ظلم و طمع این است از آن پس شکم تاج الدوله ترکید تیمور گفت این مکان شریفی است
شهری بنا کرد و اسم آن را شوشتر گذاشت یعنی بهتر
در تسمیۀ لر
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱