پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۲۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

شحنگی بعض ولایت لر کوچک را به شجاع الدین خورشید و بعض دیگر را به سرخاب ابن عیار رجوع کرد و در آن وقت ظلم تمام از حکام عراق بر آن ولایت رفتی رعیّت خواستند که به دفع او قیام نمایند شجاع الدین خورشید را حاکم ساختند که از فرمودۀ او تجاوز ننمایند تا او آن ظلم را دفع کند و بر این موجب خط دادند

در اثنای این حال حسام الدین شوهلی درگذشت و شجاع الدین خورشید به استقلال حاکم آن موضع شد و بتدریج ملک از تصرف سرخاب ابن عیار بیرون کرد تا سرخاب را بدان پایه رسانید که از قبل او به شحنگی ما نرود قانع شد و ملک لر کوچک به یکبارگی بر او قرار گرفت

شجاع الدین ابن خورشید ابن ابو بکر ابن محمد ابن خورشید چون حق سبحانه و تعالی ولایت لر کوچک را مسخر او گردانید و او در آن ملک قرار و استقرار بهم رسید پسران خود بدر و صدر را بجنگ کرده جنگروی به ولایت سهما فرستاد و پسران چون به آنجا رفتند قلعه دز سیاه را محاصره کردند و در ایام محاصره یک پسر او که حیدر نام داشت بقتل رسیده و او به انتقام خون پسر هرکه را از آن قوم می‌دید می‌کشت تا آن گروه از او منزعج شده تمامی مانرود را به او گذاشته بعد از مدتی از دار الخلافه شجاع الدین خورشید و برادرش نور الدین محمد را طلب داشته قلعۀ مانکره را از ایشان درخواسته و ایشان ابا نموده بنابراین هر دو را محبوس گردانیدند نور الدین محمد در حبس فوت شده برادر را وصیّت کرد که زنهار آن سنگ را از دست ندهی

شجاع الدین به وصیت برادر چند وقت حبس کشیده آخر دید که اگر قلعه راه ندهد خلاصی از قید نیست بالضروره در دادن قلعه راضی شد و در عوض آن از دار الخلافه قلعۀ دیگر طلب نمود و ولایت طرازک از توابع خوزستان در بدل

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱