پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۲۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بوده‌اند چون در آن کول مردم بسیار بوده‌اند هر گروهی به موضعی رفتند و ایشان را بدان موضع باز خواندند چنانچه در آن کول جنگروی و اوتری بودند و هر قبیله‌ای که از لران در کول مقام ندارند لر اصلی نیستند و شعب ایشان بسیار است چون: کرسکی و لنبکی [لینکی] و روزبهانی و ساکی و شادسوی [شادلوی] و داود عیانی و محمد کماری و گروه جنگروی که امراء لر کوچک و خلاصۀ ایشانند شعبۀ شبلواری [سلبوری] اند و از شعبۀ دیگر این اقوام‌اند: کارنه [کارانه] در جنگزی [زرهنکری] و فصلی [فضلویی] و ستوند الای [الانی] کاکاهی [کاهکاهی] وزخوارگی و دری و برارند مانکرده دار [مانکره‌دار] و اتابک [انارکی] ابو العباس علی ممالی [علی مامای] کیمیای [کیجای] سلک [سلکی] خودکی ندروی و غیر هم که منشعب شده‌اند اما اقوام مهمامی [سامی] و اسیان [اسبان] و سهی و ارکی اگرچه زبان لری دارند اما لر اصلی نیستند و دیگر اقربای لرستا روی‌اند [روستای‌اند] و این طایفه تا شهور سنه خمسین و خمس مائه/ ۵۵۰ ه‍/ ۱۱۵۵ م هرگز سردار علیحده نداشته‌اند و مطیع امر دار الخلافه بوده‌اند چون دیگران به دیوان سلاطین عراق متعلق شدند حسام الدین شوهلی از ترکان افشار توابع سلاطین حاکم آن دیار به شیراز و خوزستان بود و از قوم جنگروی محمد و کرامی پسران خورشید به خدمت حسام الدین شوهلی مبادرت نمودند مرتبۀ بلند یافته از اولاد ایشان فرزندان رشید و قبائل برخاستند از جمله شجاع الدین خورشید که احوالش رقم زد کلک بیان خواهد شد و در این وقت سرخاب ابن عیار که مجملی از احوال او قبل از این نوشته شده هم خدمت حسام الدین شوهلی می‌کرد ناگاه میان شجاع الدین خورشید و سرخاب ابن عیار در شکار بر سر خرگوشی مخاصمت افتاد چنانچه دست به تیغ کردند و بر یکدیگر جهیده شدند حسام الدین شوهلی ایشان را از یکدیگر جدا کرد؛ اما منازعت در میانۀ ایشان ماند بعد از مدتی حسام الدین شوهلی

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱