پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۱۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

۱۰ بوارکی

۱۱ وشنود/شنوند

۱۲ یزالی/راکی

۱۳ خاکی

۱۴ هارونی

۱۵ واشکی

۱۶ لوی/کوی

۱۷ لیراوی

۱۸ موی‌مموی/مویی

۱۹ تحفوی /یحفوی

۲۰ کمانکشی

۲۱ مماسنی

۲۲ اویلکی ارملکی عبد الملکی/اومکی

۲۳ توانی/توابی

۲۴ کداوی

۲۵ مدیحه

۲۶ اکورد

۲۷ دکولار/کولارد

و دیگر عشایر و قبایل که انساب ایشان معلوم نیست چون آن جماعت به هزاراسف و برادران پیوستند ایشان را قوت و شوکت زیاده شده شولستان را به تحت تصرف درآورده کار هزارآسف عروجی تمام یافته هر موضع که قابل عمارت و زراعت دیه‌ها ساخت و در او مردمان نشانیده و هیچ محل را از لرستان و شولستان نامزروع نگذاشت و ابواب عدل و احسان بر روی رعایا و برایا گشود خلیفه بغداد جهت او منشور و خلعت فرستاد چون پیک اجل دررسید و رو به جهان جاودان آورد اتابک تکله ابن هزارآسف که نسب مادرش به سلغریان می‌رسید بعد از وفات پدر بر مسند شهریاری نشست و چون خبر وفات هزارآسف به فارس رسید اتابک سعد سلغری بنابر کدورتی که از وی و پدرش در خاطر داشت سه نوبت لشکر بدان دیار فرستاد و در تمامی آن معارک تکله ظفر یافت

در سنه [خمس و] خمسین و ستمائه/ ۶۵۵ ه‍/ ۱۲۵۷ م که هلاکو خان متوجه بغداد بود به طریق مطاوعت به خدمت هلاکو خان رفته هلاکو خان او را در تومان کیتبوقانوئین جای داد بعد از فتح بغداد به سمع هلاکو خان رسید که تکله بر قتل خلیفه و شکست اهل اسلام تأسف می‌خورد هلاکو از این معنی رنجیده قصد تکله نمود او از اندیشۀ هلاکو خان خبردار گشت بی‌رخصت عنان عزیمت به لرستان ارسال و ایشان برادر تکله الب‌ارغو را که متوجه اردو بود

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱