پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۱۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

حکام فضلویه

حکام فضلویه که اشتهار به لر بزرگ دارند در زبدة التواریخ مذکور است که اطلاق اسم لر بر آن قوم به دو وجه است بدان واسطه است که در ولایت ما نرود قریه‌ای است که او را اکراد خوانند و در آن حدود درۀ وسیع که آن را به زبان لری کول خوانند در آن دربند موضعی است که آنرا لر گویند و چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته ایشان را لران گفته‌اند

حمد الله مستوفی در تاریخ گزیده سه وجه گفته یکی آنکه ذکر شد دوم اینکه به زبان لری کوه پردرخت را لر گویند چون مساکن ایشان در چنین جائی بوده از قبیل اطلاق لفظ مکان بر متمکن و اسم محل بر حال آن جماعت را لر خوانند و از کثرت استعمال و ثقالت کسره لام را بدل به ضمه نموده بودند سوم اینکه جدایشان موسوم به لر بوده ولی قول اول به صواب نزدیکتر است و هر چیزی که در آن ولایت نبوده به زبان لری نام ندارد و از زبان دیگری اخذ و استعمال شده

ولایت لرستان دو قسم است: لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار اینکه دو برادر که در قرب سنه ۳۰۰ ه‍/ ۹۱۲ و ۹۱۳ م معاصر یکدیگر حاکم آنجا بوده‌اند حاکم لر بزرگ بدر نام داشته و حاکم لر کوچک ابو منصور و مدت دراز بدر در حکومت روزگار گذرانیده چون او درگذشت حکومت به پسرزاده‌اش نصر الدین بن محمد بن هلال بن بدر رسید

او منصب وزارت خود را به محمد خورشید مفوض گردانیده در شهور ۵۰۰ ه‍/ ۱۱۰۶ و ۱۱۰۷ م قریب ۱۰۰ خانوار کرد از جبل السّماق شام که ایشان را با مهتر قوم نزاعی افتاده بود جلای وطن اختیار کرده به لرستان آمدند و بر سبیل رعیت در خیل احفاد محمد

خورشید نزول نمودند جبل السماق نام کوهی است عظیم از اعمال حلب غربی است بر شهرها و قریه‌ها و قلاع و مسکن

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱