پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۱۰۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

اواخر سلطنت نادر شاه به حکم احتیاط از پایتخت مهاجرت نموده و در ولایت بختیاری ملجاء و پناهی برای خود و خانواده‌اش مقرر نموده و چندی بعد از این واقعه وفات یافت از خود یک پسر گذاشت و سفارش او را به این قوم شجاع و کوهستانی نمود و آن همین ابو تراب بود که به سن هشت یا نه سالگی رسید

علیمردان خان او را در حمایت و حراست خود گرفته و در همه‌جا شهرت داد که این طفل نوادۀ شاه سلطان حسین و وارث سلطنت و مملکت است و برای نشر این حرف بسیاری از وکلاء و گماشتگان خود را به تمام قبائل مختلف بختیاری و لر و کرد فرستاد که آنها را به کمک برای به تخت نشاندن ابو تراب مذکور که شاهزاده‌اش می‌دانست تحریک و ترغیب بکنند و در فرجام این امر امید نتایج حسنه و منافع بسیار و بهبودی حال مملکت داشته باشند

طوایف مذکوره این نصایح را قبول کرده اسلحه در دست بطرف اصفهان در تحت اطاعت علیمردان خان برای انجام این امر عازم شدند در این وقت ابو الفتح خان بختیاری از جانب شاهرخ شاه نادری حاکم اصفهان بود این خبر که به او رسید لشکری جمع نموده و به جهت دفع علیمردان خان حرکت نمود علیمردان خان مغلوب و منکوب شد دوباره تهیۀ سپاهی دیده کریم توشمال زندیه را که در یکی از بلوک ملایر سکنا داشت به معاونت طلبید کریم خان با پنجاه شصت نفر از تابعین خود بعزم امداد روانه شد در چمن‌قهیز به علیمردان خان پیوست ابو الفتح خان اطلاع یافت در ثانی تهیۀ لشکری کرد

در این بین سلیمان خان افشار که از جانب شاهرخ شاه حاکم عراق بود از طرفی و فتحعلی خان افشار و حسنعلی خان افشار و سی چهل نفر خوانین دیگر که از خراسان آمده بودند از طرف دیگر

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱