درخشان گشت که بر عالمیان پرتو رأفت و امتنان انداخت منهیان آسمانی از آن مولود فرخنده ورود جهانیان را مژدۀ امنوامان دادند و فرمانبران قضا و قدر ابواب مسرت و شادکامی بر روی روزگار ساکنان خطۀ غبراء گشادند.
بیت ز برح مکرمت از بخت فیروز برآمد آفتابی عالم افروز فروزان گشته از لطف الهی همایون اختری از برج شاهی کز انوارش زمانه روشنی یافت فروغش بر جبین عالمی تافت از آن طالع فرخنده مطالع مزرع امید عالمیان چون خوشۀ پروین بارور و از صاحب طالعش که عطارد است صحایف آمال جهانیان بارقام زرینفام عدل و احسان مزین و محرر گردید از نوادر وقایع و اتفاقات غریبه که از وقت تولد تا هنگام عروج بر معارج سلطنت و فرمانروائی قرین حال خیر مآل آن حضرت بوده یکی آنست که عورت قابله که به سعادت خدمت رضاع و پرستاری آن قرۀ باصره اقبال و سرافرازی یافت بیآنکه در آن عهد فرزندی از او تولد نموده شیر در پستان داشته باشد بر سبیل تفقد و مهربانی پستان در دهان مبارک آن حضرت نهاده در هنگام مکیدن بفرمان الهی و حکمت بالغۀ نامتناهی شیر از پستان آن قابلۀ محترمه در فوران آمده آن گوهر بحر کامکاری به رغبت تمام نوشیدهاند و بعد از ظهور این امر غریب که از خوارق عادات است آن عفت قباب سعادتپذیر خدمت رضاع آن مولود گرامی گشت و چون از نوادر وقایع و حالات عجیبۀ غریبه بود قلم سوانح نگار بتحریر آن پرداخت خردمند دقیقه رس داند که از صفوت نژادی که چندین کارهای شگرف در امور دینی و
بیان ولادت شاه عباس عباس اول
دنیوی در ذات اقدس همایونش ودیعت نهاده قدرت ایزدی و دستپرور و منتظمان کارگاه قضا و قدر باشد مثال این امور در شگفت و چه دور و از زمرۀ شاهزادگان نامدار آن گرامی گوهر دریای خلافت و کامکاری نجیب الطرفین است که از جانب پدر والاگهر و والدۀ نیکوسیر ثمره شجره سیادت و ولایت و دوحۀ برومند ریاض سلطنت و خلافت است زیرا که جد پدری و مادری آن حضرت از ارباب سلوک و اهل الله و برگزیدگان درگاهند و بدین موهبت عظمی از سایر شهزادگان و فرمانروایان سلسلۀ علیۀ صفویه صفت برتری و رجحان به سلطنت صوری و معنوی سربلندی دارد چه والد آن خجسته گوهر اکلیل سلطنت و بختیاری نواب سکندر شأن ابو الغالب سلطان محمد پادشاه ولد اکبر حضرت شاه جمجاه جنت مکان علیین آشیانست که از غایت رفعت شأن و اعتلای مکان و علو نسب و سمو حسب از اوصاف و صافان جهان و مدحتسرایان بلاغتنشان مستغنی است و نسبت شریف آن خاقان یعقوبنشان با سلطان الاولیاء و برهان الاصفیاء شیخ صفی الحق و الحقیقة و الدین طاب ثراه و مقامات عالیهاش از حیز احصاء بیرون است و انتساب آن عارف اسرار الهی به دودمان رسالت و امامت به نوعی است که در صدر این نسخۀ شریفه مرقوم قلم وقایع رقم گردیده و والدۀ ماجدهاش سر عظمی و بانوی کبری مهد علیا خیر النساء بیگم صبیۀ محترمۀ سیادت و سلطنت پناه میر عبد الله خان والی مازندرانست که از نژاد غفران پناه سید قوام الدین مشهور بمیر بزرگ است باین ترتیب که میر عبد الله خان بن سلطان محمود خان بن میر عبد الکریم بن سید محمد بن سید مرتضی بن سید علیّ بن سید کمال الدین معاصر امیر کبیر امیر تیمور گورکان بود و در قلعۀ ماهانه نیز چنانچه در کتب تواریخ مسطور است محصور گشته
بیان نسب شاه عباس اول از طرف طرف مادر
به جنگ و جدال پرداخت و آن جناب خلف صدق میر بزرگ مذکور است و نسبت شریف او بسید علی المرعشی میپیوندد و بدین جهت سادات این سلسله را مرعشی مینامند و آن جناب به نوعی که در تاریخ جهانآرا مسطور است از احفاد و اعقاب امام الساجدین و قبلة العارفین حضرت امام زین العابدین علیه السلم است بالجمله آن جناب غفران مآب از اجلۀ سادات عظیم القدر حسینی و جامع سلطنت صوری و معنوی و عارج معارج مقامات علوی و سفلی و کاشف دقایق انفسی و آفاقی بوده در اول حال بتوفیق الهی دامن همت از مشتهیات نفس کوتاه گردانیده قدم در وادی مجاهده و ریاضت نهاد بعد از اعتلا بمدارج مقامات عالیه چون از دیوان نحن قسمنا انتظام ممالک طبرستان و ترفیه حال زیردستان آن ولایت بحسن توجه آن عارف ربانی حواله شده بود بر حسب تقدیر بمازندران شتافته در آن دیار رحل اقامت انداخت و خانقاه سدره اشتباهش مرجع خواص و عوام آن ملک گشته والی آن ولایت افراسیاب که از طبقۀ چلاویان بود بعد از آنکه در سلک ارباب ارادت آن حضرت درآمده بود از غلوی مریدان و ازدحام