اندوه و ملال بر صحیفۀ خیال کمتر نگاشتی بعد از ایامی حضرت شاه جمجاه جنت مکان را شوق دیدار آن اصداف خلافت و شهریاری دری برج نصفت و بختیاری اعنی فرزند ارجمند سعادت پیوند غالب گشته او را به پایۀ سریر اعلی طلب فرموده اسماعیل میرزای برادر اعیانی آن حضرت را بهرات فرستادند و بعد از اندک زمانی بنا بر مصالح ملکی و حرکات ناملایم که موافق مزاج اقدس نبود او را طلب فرموده به قلعۀ قهقهه فرستادند و دیگرباره نواب شاهزادگی بآن منصب ارجمند سرافرازی یافت بعد از واقعه قزاق تکلو که معصوم بیک صفوی با فوجی از امراء و عساکر بدفع شر او مأمور گشته بود چنانچه در طی تحریر آن احوال سمت گزارش یافته فیصلپذیر گردید نواب شاهزادگی حسب الامر باتفاق فرزند ارجمندش سلطان حسین میرزا به پایۀ سریر اعلی آمده بعد از تجدید عهد ملاقات رخصت انصراف یافته شاهقلی سلطان یکان استاجلو لله و امیر الامراء گردید در آن ایام آن حضرت را در هرات ضعف باصرۀ طاری گشته در معالجه تغافل میورزند جراحان و کحالان حاذق دعوی معالجه مینمودند آن حضرت متحمل شداید آن امر نشدند رفته رفته آن ضعف قوت گرفته نقص تمام در باصره پدید آمد و میانۀ آن حضرت و شاه قلی سلطان للهاش بجهات مختلفه غبار نقاری ارتفاع یافت از بدسلوکی یکدیگر شکایت مینمودند شاه جنت مکان بنا بر مراعات خاطر شریف فرزند ارجمند آن حضرت را بدار الملک شیراز فرستاده از فرزندان گرامیش سلطان حسن میرزا را به اردو آورده قرة العین دودمان سلطنت و اقبال شهزادۀ بلندقدر بیهمال اعنی حضرت اعلی شاهی ظل اللهی بجای والد ماجد به سلطنت ملک خراسان موسوم گردانیدند و آن حضرت حسب الفرمان همایون آن نوباوۀ ریاض سلطنت را در هرات گذاشته خود با سایر فرزندان کامکار روانۀ شیراز شد و در دار الملک مظفری قدم بر بساط سروری نهاد ولی سلطان قلخانچیاغلی ذو القدر لله و راتق فاتق مهمات گشت و آن حضرت چندگاه در آن خطۀ فرحبخش دلگشا رحل اقامت انداخته روزگاری به فراغت میگذرانید تا آنکه بعد از ارتحال حضرت شاه غفران مآل و ایام سلطنت اسماعیل میرزا تزلزل باحوال شریفش راه یافته مترصد لطیفۀ غیبی بود که باقتضای قضا واقعۀ اسماعیل میرزا روی داد و آن حضرت به معاضدت بخت مادرزاد به مرتبۀ بلند فرمانروائی رسید چنانچه در محل خود مشروحا رقمپذیر کلک بیان میگردد.
از فرزندان آن حضرت اول سلطان حسن میرزا که از صبیۀ میر عبد العظیم سیفی حسینی که از امراء معتبر گیلان و داماد قاضی جهان بود متولد گشته تاریخ ولادتش بنظر نرسیده اما در حین ارتحال جد بزرگوار هیجدهساله بود چنانچه در شهور سنۀ ست و ستین و تسعمائة متولد شده باشد شاه جنت مکان آن شهزادۀ جوانبخت کامران را به پایۀ سریر اعلی طلب فرموده چند گاه در ظل تربیت آن حضرت روزگار گذرانیده به ایالت نصف ولایت مازندران منصوب گردید در حین ارتحال شاه جنت بارگاه در مازندران اقامت داشت بفهم و فطرت متصف و صاحب طبیعت بود این رباعی از مشرق خاطر عاطر او طلوع کرده:
رباعی رویت که ز باده لاله میروید ازو از تاب شراب ژاله میروید ازو دستی که پیالۀ ز دست تو گرفت گر خاک شود پیاله میروید ازو در زمان سلطنت عمش اسماعیل میرزا درجۀ شهادت یافت شرح آن بتفصیل در طی حالات زمان دولت اسماعیل میرزا تحریر مییابد.
دویم شاهزادۀ عالیقدر سلطان حمزه میرزا که از نواب مریم شأن مهد علیا خیر النساء بیگم صبیۀ قدسیه میر عبد الله خان والی مازندران متولد شده در آنوقت دهساله و با پدر عالی شأن در دار الملک شیراز بود در زمان سلطنت نواب سکندر شأن سمت وکالت و رتبۀ ولیعهدی یافت و قریب بده سال ایام جهانداری پدر عالی شأن در خدمت والد معزز و گرامی و مؤسس و مرتب امور دولت بود تا آنکه از کجروی فلک کجرفتار بدست دلاک پسر ناپاکی درجۀ شهادت یافت چنانچه در طی قضایای زمان دولت پدر بزرگوارش مرقوم کلک بیان میگردد.
سیم شاه و شاهزادۀ عالم و عالمیان اعنی حضرت اعلی شاهی ظل اللهی شاه عباس بهادر خان است که از نواب مریم شأن مهد علیا متولد گشته میلاد با اسعاد آن نوباوۀ گلشن سعادت و اقبال و برگزیده مهیمن متعال بتاریخ شب دوشنبه غرۀ شهر رمضان المبارک اواخر یونتئیل ترکی بعضها مطابق سنۀ ثمان و سبعین و تسعمائة و بعضها موافق سنۀ تسع و سبعین و تسعمائة در دار السلطنۀ هرات بطالع سنبله روی داد یعنی آفتاب عالمتابی از افق جاه و جلال طالع شد که عالم ظلمانی را بنور طلعت همایونی روشن ساخت خجسته اختری از مطلع اقبال