خسران بسیار از خرابی خانه و آب بردن اثاث البیت باهل آن محله رسید واقعۀ دیگر در سنۀ احدی و ثمانین و تسعمائة در دار الارشاد اردبیل علت طاعون شیوع یافته تا موازی سی هزار کس به علت طاعون تلف شدند.
ذکر ارتحال حضرت شاه جنت مکان علیین آشیان و وقایع عظیمه که در آن اوان به اراده و تقدیر ملک منان روی داد
بر ضمایر واقفان اخبار و مطالعهکنندگان سیر و آثار سلف پوشیده نماند که چون مجملی از احوال گرامی حضرت جمجاه جنت مکان و قضایای زمان دولت سعادتبینان آن حضرت به دستیاری کلک بدایعنگار در فوق رقم تحریر یافت اکنون قلم شکسته زبان در شرح واقعۀ غماندوز آن یگانۀ زمان که بر حسب کریمۀ کل شیء هالک الا وجهه ناگزیر هر برنا و پیر است جامه نیلی کرده با اشک خونین سیاهتر از مداد بر صحیفۀ بیان مینگارد تبیین این مقال آنکه دو سال قبل از ارتحال آن برگزیدۀ حضرت ذوالجلال بیماری صعب بر مزاج شریفش طاری گشته صعوبت آن اسقام و شدت آن الام بدو ماه کشید و در اثناء بیماری دو مرتبه مرض اشتداد یافته مشرف بر ارتحال گردیدند و عاقبت از شفاخانۀ الهی شفای عاجل کرامت گشت در ایام بیماری شاهزادگان عظام و امراء و ارکان دولت دو گروه شده هر گروهی در تدبیر سلطنت و پادشاهی خیالی کردند چون نواب - سکندرشأن را که فرزند اکبر آن حضرت بود بجهت ضعف باصره که چند سال بود از دیدن عاری و عاطل مانده بود مناسب ولیعهدی و ضبط مملکت و گردآوری طوایف سرکش قزلباش نمیدانستند اکثر خلایق و عوام الناس از سپاهی و رعیت بطبع خواهان اسماعیل میرزا بودند که چندین سال حسب الفرمان والد عالی شأن در قلعۀ قهقهه بیاختیار بود از این معنی غافل افتادند که قدرت خالق ما فوق ارادۀ خلایق است (عزیز کردۀ حق را کسی نسازد خوار) و ندانستند که عنقریب خلافت و پادشاهی بآن حضرت و دودمان او قرار خواهد گرفت الحاصل امراء استاجلو که در آنوقت رکن رکین دولت بودند و معظم ایشان در اردوی معلی مراد خان سفرهچی مشهور نوادۀ مثنا سلطان و حسین بیک یوزباشی ولد حسن بیک و بیری بیک قوچیلوی قورچی تیر و کمان و محمد بیک قویلچی اغلی امیرآخورباشی و اللّه قلی سلطان ایجکاغلی بود از اسماعیل میرزا خوفناک بودند به سلطنت شاهزادۀ نامدار سلطان حیدر میرزا که بعد از اسماعیل میرزا از سایر شاهزادگان بزرگتر و منظور نظر پدر والاگهر و در پایۀ سریر اعلی حاضر بود اتفاق نمودند صدر الدین خان صفوی ولد معصوم بیک وکیل که بجای والد للۀ میرزا بود با کل طبقۀ اعیان شیخاوند و جماعت گرجی که خویشان والدۀ میرزا بودند با آن طبقه بدین امر اتفاق نموده با یکدیگر عهد و پیمان به میان آوردند از شاهزادگان عالیمنزلت سلطان مصطفی میرزا که در میانۀ استاجلو بزرگ شده بود للهگی او به امراء استاجلو تعلق داشت و بین الأخوین محبت مفرط بود از صمیم قلب به سلطنت سلطان حیدر راضی شده در انجام این امر اهتمام مینمود و سلطان ابراهیم میرزا ولد بهرام میرزا که داماد شاه جنت مکان و عمدة الملک دولت ابد قرین بود بنا بر صلاح حال خود با شاهزادۀ مذکور اظهار موافقت مینمود حسینقلی خلفاء روملو و امیر اصلان سلطان افشار و حیدر سلطان جابوق ترکمان به سلطنت اسماعیل میرزا اتفاق نموده کل طایفۀ افشار و روملو و ترکمان در این امر با ایشان یکدل و یکزبان بودند و از شاهزادگان نامدار ستر عظمی شهزاده پریخان خانم که بوفور عقل و دانش از سایر بنات مکرمه امتیاز تمام داشت و در خدمت والد معزز و گرامی و صاحب رأی و مشورت و محسود اقران بود بجهت کدورت و همچشمی مادران با نواب سلطان حیدر میرزا که طالب سلطنت و پادشاهی بود باطنا پسر بزرگتر ولیعهد خواهد بود و چون نواب سکندر شأن سلطان محمد میرزا که والد اکبر شاه جنت مکانست ضعیف البصر است بعد از او اسماعیل میرزا برادر اعیانی آن حضرت اکبر اولاد است و مادر طریق صوفیگری غیر از این نمیدانیم و خود را شاهی سیون نامید سلطان حیدربان را بغدر و نمکحرامی منسوب و متهم ساخته ایکی بیرلو نام نهادند و زبان طعن بر آن طبقه دراز کردند این زمزمه و گفتگو میان هر دو فریق بلند گشته اعاظم امراء نامدار و اعیان