پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۹۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

رقم‌پذیر کلک بیان گشته و میرزا احمد مذکور پسر او تعلیق نویس بی‌بدل و در علم انشاء مهارت کامل داشت بنا بر منازعۀ که میانۀ او و میرزا سلمان وزیر بود در زمان نواب سکندرشأن وزارت مرشد قلی خان اختیار نموده بخراسان رفت و در آنجا تهیج فتنۀ عباسی‌گری کرده در سالی که نواب سکندرشأن با عساکر عراق متوجه دفع فتنه گردیده مرشد قلی را در قلعۀ تربت حیدریه چنانچه در محل خود ذکر شده محاصره کردند بختم بیگ نام برادرزاده میرزا احمد به اغوای تحریک میرزا سلمان بقلعه درآمده در زمان فرصت عم خود را بیرون انداخت مرشد قلی خان بنا بر حقوق خدمت و جان‌سپاری او میرزا شاهولی پسر او را که هنوز خردسال بود بجای پدر وزیر خود کرد و در حینی که حضرت اعلی بعراق تشریف آورده بر تخت سلطنت قرار گرفت مشار الیه در خدمت مرشد قلی خان نشو و نما یافته شایستگی منصب عالی داشت حسب الصلاح مرشد قلی خان برتبۀ وزارت اعظم سرافرازی یافت.

دویم: میرزا محمد کرمانی که از جانب مادر از سادات کججی تبریز و از اقوام میرزا کبریا بود و بعد از واقعۀ شهادت سلطان حمزه میرزا بصلاح امراء در زمان ابو طالب میرزا وزیر و اعتماد الدولة شده در انتظام دولت او سعی می‌نمود.

بعد از جلوس همایون اعلی و استخلاصش از مصادره و مؤاخذه در سفر خراسان رفیق و با اردوی معلی همراه بود و در قضیه قتل مرشد قلی با قتله او همراز بود و در خفیه با حضرت اعلی در آن واقعه هم زبان و دمساز بود و از آن حضرت نوید منصب وزارت یافته بود بعد از قتل مرشد قلی حضرت اعلی بوعده وفا نموده او را برتبه عظیم القدر وزارت اعظم سرافراز فرمودند لیکن از وفور رشد و بلندپروازی و خودسری که جبلتش بآن مفطور بود و زیاده‌رویها از او بظهور می‌رسید که پسندیدۀ طبع اشرف نبوده باعث تربیت ابو طالب میرزا نیز شده بود در دوغاباد زاوه و محولات بتحریک امراء عظام گرفتار گشته در همان چند روز مقتول گشت ایام وزارت و اقتدارش زیاده از شش ماه نبود.

سیم: میرزا لطف اللّه شیرازی که وزیر شاهزادۀ مغفور سلطان حمزه میرزا بود بعد از واقعۀ شهادت شاهزادۀ از وزارت معزول گشته میرزا محمد چنانچه مذکور شد وزیر شده بود و او نیز بعد از مؤاخذه و مصادره در سفر خراسان همراه بود و بعد از قتل مرشد قلی وزیر نواب خورشید احتجاب علیۀ عالیه شده بود بعد از قتل میرزا محمد بسعی نواب خورشید احتجاب وزیر اعظم و اعتماد الدولة گشت وزارت با ایالت جمع کرده صاحب جیش و لشکر و طبل و علم گردیده و دو سال من حیث الاستقلال بامر وزارت پرداخت در اواخر بجهت اطوار ناهنجار پسرش میرزا محمد زمان که از غرور جهل و جوانی ارتکاب اعمالی که مرضی طبع مبارک اشرف نبود معزول گردید.

چهارم: حاتم بیک ولد بهرام اردوبادی که شمۀ از احوالش در این کتاب مرقوم کلک بدایع‌نگار گشته در ازاء حقوق خدمات سابقه و لاحقه و جان سپاری یک برادرش ابو طالب بیک که عبد الله خان در حین محاصره هرات که او از جانب علی‌قلی خان شاملو برسالت آمده بود در دهان توپ نهاده بقلعه انداخت در مقام تربیت او درآمده بمنصب استیفاء ممالک سرافراز فرموده بودند بعد از عزل میرزا لطفی به وزارت اعظم سربلندی یافت و تا مدت بیست سال در کمال اقتدار و استقلال وزیر و اعتماد الدولة بود در پای قلعه ارومی چنانچه در طی قضایای آن ایام سمت گزارش یافته فوت شد.

پنجم: خلف ارجمندش میرزا ابو طالب که اوصاف کمالش در صدر صحیفۀ اول رقم نگارش پذیرفته در آغاز جوانی و نشو و نما در ازاء حقوق والد و اجداد بجای والد بدین رتبۀ عالی ارجمندی یافت و تا ده سال متکفل امر وزارت بوده بجهت بعضی امور که لازمۀ نشاء جوانی و غرور جاه و منصب است از این عطیه والا مهجور گشت که ایامی بنیک و بد زمانه سازگار به تجربه نشیب و فراز روزگار مهذب گردد.

ششم: سلمان خان ولد شاه علی میرزا ابن عبد الله خان استاجلو که فی‌الجمله قابلیت و استعدادی داشت برتبۀ وزارت ارتقاء یافته تا مدت پنج سال شاغل مشاغل وزارت دیوان اعلی بود در اصفهان مریض گشته بعالم بقا پیوست.

هفتم: سلطان‌العلمائی و دستورالوزرائی خلیفه سلطان خلف موفور الشرف میر رفیع الدین محمد صدر که شرف مصاهرت حضرت اعلی دارد چنانچه در محل خود اشعاری شده و مآثر جلال و مفاخر کمال والد ماجدش در این اوراق سبق ذکر یافته بدین رتبه گرامی معزز و سربلند گردید و به همه جهتی مورد تربیت و مشمول نوازش و الطاف شاهانه گشته من حیث الاستقلال بامر وزارت پرداخت و الحق سید بزرگ عالی شأن و فاضل دانشمند نیکواخلاق است و از عهد صبی و اوان حد تمیز و نشو و نما تا زمان ارتقاء بمدارج علیاء منصب مذکور خلاصۀ عمر گرامی را صرف مطالعه و مباحثه کرده در فنون علوم معقول و منقول سرآمد روزگار گردیده و در اندک زمانی بوفور فهم و فطرت عالی و طبع مستقیم در علم حساب‌دانی مهارت کامل یافته برأی صایب و فکر ثاقب او را در دقایق امر وزارت ترقیات عظیم روی داد به نوعی بلوازم این منصب عالی اشتغال دارد که تصرفاتش در علم حساب قانون و نتایج ارقام سعادت انتظامش از حروف خطا مصون است و ذات کامل‌الصفاتش جامع کمالات صوری و حاوی فضایل و استعداد معنوی و شایستگی این رتبه والا [۷۶۶]