دهر و اصحاب فطنت و ذکاء واضح و لایح خواهد بود که این نکته غریب از نتایج اقبال و دلایل ثبات و بقای عمر و دولت آن حضرت است از شاهزادگان کامکار مکحول البصر که در صفاهان بودند امام قلی میرزا پسر صلبی پادشاه غفران پناه دعوی بینائی کرده مدعی سلطنت گردید همانا در زمان بصیر گردانیدن اندکی از هر طرف مردمک دیدهها از آسیب نیشتر محفوظ مانده بود دولتخواهان از هجوم عامه و حادثه فتنه اندیشیده جهت دفع مفاسد عظیمۀ که بر آن مترتب بود عینین آن شهزادۀ نادان را به اشتلم دستکاری کرده خاطر از حدوث فتنه فارغ ساختند و سر مدلول آیۀ کریمه که در هنگام تفأل آوردن آن حضرت بحضور اقدس بصیر و مسکون اشارت شده بود بابلغ وجهی سمت وضوح یافت که اگر در حین انتشار خبر واقعۀ هایلۀ پادشاه مغفور آن زیبندۀ سریر دولت در دار السلطنۀ اصفهان که مقر سلطنت و مستقر خلافت و محل اجتماع طبقات سپاه از مصلح و مفسد بود تشریف حضور نمیداشت مظنۀ آن بود که در آن شهر معظم چندان فتن و فتور ظهور یابد که ابواب بلایا بر روی روزگار خلایق گشاده گشته عجزه و زیردستان پایمال عوانان ظالمنهاد گردد.
مجملا ارکان دولت قاهره که در مازندران بودند در رکاب هودج عفاف نواب خورشید احتجاب علیۀ عالیه ناموس العالمین صبیۀ محترمۀ شاه جنت مکان که عمه معظمۀ پادشاه غفران پناه فردوس آشیان و عاقلۀ دهر و رحمة للعالمین است و سایر مخدرات سراپرده سلطنت خزاین و بیوتات پادشاهی را برداشته صوفیان صادقالعقیدۀ این دودمان جنازۀ مغفرت اندازه را بر دوش اخلاص گرفته روی توجه بصوب صفاهان آوردند و چون بدار المؤمنین کاشان رسیدند خلایق آن دیار با دیدههای گریان و دلهای نالان و کسوت سپاه و حال تباه باستقبال شتافته چون بنعش مقدس رسیدند سینهها چاک کرده به ناله و افغان درآمده خاک بر سر افشاندن آغاز نهادند امراء و اعیان و ملازمان رکاب اشرف جامهها دریده اندوه آن مصیبت در دلها تازه گشت و ازدحام خلایق در اطراف و پیش و پس نعش به مثابۀ بود که امراء و اعیان را مجال رفتار نبود.
الحاصل آن جنازه محفوف برحمت حی لا یموت را در پشت مشهد بیرون کاشان که مدفن امامزاده عالیقدری است موسوم به امامزادۀ حبیب بن موسی علیه و آبائه التحیة و الثناء به امانت گذاشتند که انشاءالله به یکی از اماکن مشرفه و آستانهای متبرکه نقل شود حافظان خوش الحان تعیین فرمودند که شبانروز به نوبه و کشیک دوازده نفر به تلاوت کلام مجید ربانی مواظبت و مداومت مینموده باشند که هیچوقتی از روز و شب خالی از تلاوت حفاظ نبوده باشد و همیشه بر سر مرقد مطهر بخور کرده از اول شام تا بام شمعدانها افروخته دارند و جهت اطعام حفاظ و خدمۀ مزار کثیر الانوار و فقراء و مساکین اقسام حلاوه و اطعمۀ الوان و ما یحتاج سرانجام داده مهدی قلی بیک ولد محمد خان زیاد اغلی قاجار را که از میرزادههای طایفۀ مذکور و صوفیان و صوفیزادگان این دودمان است با چند نفر دیگر به انجام خدمات تربت مقدس منور تعیین نموده بعد از انجام این امور کوچ کرده بتاریخ بیست و سیم شهر جمادی الثانیه داخل شهر شده همگی ارکان دولت و اعیان حضرت و مقربان بارگاه و ملازمان درگاه هریک فراخور قدر و منزلت بترتیب مقرر و آئین معهود قزلباش در ایوان درگاه دولتخانۀ مبارکۀ نقش جهان به ملازمت رسیده بشرف پایبوس - مشرف گشته خوانین عالیمنزلت و بزرگان رفیع مرتبت به نوازشات شاهانه اختصاص یافتند از مشاهدۀ جمال جهانآرای همایونش غبار اندوه و ملالی که بر دلها نشسته بود پاک گشته طبایع دولتخواهان از نشاط و شادکامی گل گل شگفتن آغاز نهاد اسم سامی گرامی آن حضرت را شاه صفی خواندند.
شعرای بلاغت شعار و مستعدان هر دیار تواریخ مرغوبه یافته در سلک بلاغت انتظام دادند زیاده از ده کس بالهام غیبی با یکدیگر توارد زده ظل حق تاریخ یافتهاند این معنی نیز دلیل روشن است که سایۀ دولت آن حضرت بر سر کافۀ خلایق مبسوط خواهد بود و عالمیان در ظل رأفتش خواهند آسود از جمله تواریخ دیگر:
«صفی پا بر اورنگ شاهی نهاد» که مولانا شرمی قزوینی یافته از الهامات غیبی است آوازۀ جلوس همایونش باطراف و اکناف رسیده موجب امنیت و استعانت بلاد و آسایش عباد گردید.
شمۀ از مفاخر جلال و جلایل اطوار محمدت خصال آن حضرت و جاه و حشمت بیاندازهاش از مواهب رب العزة عز شانه
اوصاف حمیدۀ حضرت شاه غفران پناه از حد و احصا بیرون است و اطوار پسندیدهاش از هر چه تصور کنی افزون و صادرات افعال ستوده خصالش