اقامت داشتند به سعادت بساطبوسی فایز گشته مکاتیب و تحف و هدایا که آورده بودند گذرانیده قرین اعزاز و احترام روانه شدند و از آنجا عزیمت قشلاق مازندران بهشتنشان فرموده به سعادت و اقبال روانۀ آن طرف گشتند و زمستان را در دار السرور فرحآباد و بلدۀ طیبۀ اشرف و سایر محال ارم تمثال آن ولایت به کامرانی و اقبال و سر و سواری و شکار گذرانیدند.
از مشاهیر
متوفاها
که در این سال بعالم بقا پیوستند:
طهماسب قلی خان ترخان
ترکمان که از زمرۀ مقربان بساط اقدس بود در سال گذشته رتبۀ ایالت و خانی یافته در این سال به حکومت و دارائی دار الامان کرمان سربلند گردید و در سفر خیر اثر بغداد ضعف معده بر او طاری گشته از افراط اکل و شرب نامناسب آن ضعف قوت گرفت به معالجه و مداوا کمتر میپرداخت و سخن اطبا را اعتباری نمینمود روز بروز مرض اشتداد میپذیرفت حضرت اعلی از شمول عاطفت او را از گرمسیر رخصت ییلاق دادند و طبیبی همراه کردند او رفته در ییلاق کردن رحل اقامت انداخت بهمان دستور مقید به معالجۀ طبیب نمیشده برأی خود عمل میکرد.
بالجمله هر روز یک مرحله موت را استقبال مینمود تا به او رسیده هادماللذاتش دریافت ایالت کرمان علاوۀ منصب مهرداری بامیر خان مربی سوکلن که از امراء بزرگ ذو القدر است تفویض یافت.
میرزا ابو طالب رضوی
که از سادات عالیدرجات مشهد مقدس معلی و متولی روضۀ منور معطر سلطان روضۀ رضا بوده در سفر خیر اثر بغداد ملازم رکاب اشرف بود و بعد از انهزام رومیه بشرف زیارت روضات مطهرات کاظمین و کربلا و نجف مشرف گشته راقم حروف نیز با آن سید عالیقدر معاشر و در زیارت مشاهد مقدسه رفیق و همصحبت بود بعد از معاودت از خدمت اشرف رخصت یافته از قزوین روانۀ مشهد مقدس معلی گردید روزی در بلدۀ طهران از افراط میوههای متنوع الوان و اکل طعام قولنجی قوی بر او طاری گشته به معالجاتی که دافع آن تواند بود نمودند مفید نیفتاده بعالم بقا پیوست نعش او را بمشهد مقدس برده در روضۀ مقدسۀ جد بزرگوارش مدفون گردید.
آغاز سال توشقانئیل ترکی مطابق سنۀ ست و ثلثین و الف که سال یازدهم از قرن دویم جهانداری حضرت اعلی شاهی است
دگر ره با نشاط و کامرانی زمانه یافت آثار جوانی
بهار دلگشا آمد خرامان پر از گلهای شادی جیب و دامان
هزار از شوق گل نغمهسرا گشت جهان از فرخی جنتسرا گشت دیگرباره عالم پیر جوانی آغاز نهاد میمنت قدوم نوروز دلافروز نشاطافزای بزم بهار گردید زینتبخش عرصۀ جهان و روشنیافزای محافل دوران یعنی فرمانروای اقلیم چهارم آسمان بر مسند شرف اورنگ کامرانی برآمده در شب یکشنبه دویم ماه رجب هشت ساعت و هفده دقیقه از شب گذشته از آخرین منزل حوت به اولین سرای حمل نقل نمود بساط عالمآرائی در عرصۀ گیتی گسترده فیض رسان بساتین جهان گردید مهوشان ریاحین هر هفت کرده بمحفل روزگار خرامیدند سرو سرابستان امل سر به رعونت و دلربائی افراخته از فیض بهار خضرت و طراوت تازه یافت عندلیب خوش الحان گاه از شوق گل با هزاران برک و نوا نغمهسرا گردید و گاه از رشک هم آغوشی گل با باد صبا و پریشان اختلاطی یار بیوفا در ناله و افغان آمد.
بیت گل با همهکس انیس و دمساز بلبل ز فراق نالهپرداز و نواب همایون اعلی به فرخی و فرخندگی:
مصراع «در خطۀ دلپذیر اشرف» به کامیابی و عشرتپیرائی میگذرانیدند و گاهی بنشاط شکار پرداخته باز بلندپرواز هوس را در اوج کامیابی بپرواز درآورده انتظامبخش عالم شوق و خرمی بودند و در آنجا زینل بیگ بیگدلی در ازاء خدمات و جانسپاریها که در ایلچیگری هندوستان و مردانگیها که در سفر بغداد بظهور آورده بود سزاوار تربیت و مستحق عاطفت بود برتبۀ بلند ایالت و خانی و منصب ارجمند ایشیک آقاسیباشیگری سرافراز گردیده پایۀ قدر و منزلتش بلندی یافت و الکای ری که اقطاع علیقلی خان شاملو بود به او شفقت شد و چون موسم بهار بسرآمده هوا از اعتدال ربیعی روی به گرمی آورد موکب نصرت قرین از قشلاق مازندران در حرکت آمده چون آوازۀ حرکت لشکر روم میر سید عنان عزیمت بدارالسلطنۀ قزوین معطوف داشته در بهترین زمانی در دولتخانۀ مبارکۀ آنجا نزول اجلال فرمودند و از قزوین