پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۵۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

در آن مهلکه گذاشته خود راه نجات جستن به مقتضای غیرت و شرط رفاقت و همراهی ندانست او نیز از آن جوی گذشت.

در این وقت جمعی کثیر از گرجیان در میان بیشه نمایان شده بر سر ایشان هجوم نمودند و فیما بین جنک درپیوست قزاقخان گرفتار شده و شاه بنده خان با چند نفر از غازیان ترکمان بقدر قدرت و توان تلاش نموده به درجه علیاء شهادت رسیدند.

در هنگام زدوخورد عساکر منصوره را از صعوبت راه بازگشتن و بمدد رسیدن میسر نبود و مع‌هذا بی‌فایده بود به‌سلامت عبور نموده بمنزل رسیدند و غازیان قزاق خان را زنده بردند طهمورث و موراو و سهراب بیک که در درگاه معلی با او طریقۀ نمک‌خوارگی داشتند در مقام کشتن او نیامده بچشم نگاه می‌داشتند بعد از چند گاه فرصتی جسته یک‌دو نفر از محافظان خود را تطمیع نموده به معاونت ایشان خلاصی یافته به میانۀ گروه قزلباش آمد و اکنون بدستور بیگلربیگی شیروان است و چون مذکور بعرض اشرف رسید از وفور مرحمت و اشفاقی که دربارۀ عموم بازماندگان - جان‌سپاران اخلاص شعار مبذول می‌دارند در ازاء این جانفشانی پسر شاه بنده خان را که کودکی بود سه‌ساله بجای پدر برتبه بلند خانی و امیرالامرائی آذربایجان معزز و سربلند گردانیدند و از اقوام او وکیل و نایب جهت نظام و نسق آن سرکار تعیین نموده مخدرات آن سلسله از مژده این مرحمت فرحناک گشته ماتم ایشان بسور و سرور مبدل گشت امیدواری ملازمان درگاه بمراحم و الطاف پادشاه گردون بارگاه ازدیاد پذیرفت مجددا حق‌گزاری و حقیقت‌ورزی آن حضرت در آفاق انتشار گرفت و همگنان بزبان حال این مقال می‌سرودند که:


گر بدین‌سان غم بیمار بخواهد خوردن خوش طبیبی است بیا همه بیمار شویم در ازمنۀ ماضیه کمتر واقع شده که سلاطین کامکار و پادشاهان عدالت شعار در احقاق حقوق جان‌سپاران بدین مرتبه توجه مبذول داشته باشند که از مصلحت وقت گذشته طفل سه‌ساله را برتبۀ بلند ایالت و امیرالامرائی رسانیده خلعت امتیاز و افتخار بخشند امید که آن حضرت بر حسب نیت کامروای عمر و دولت بوده یوما فیوما از درگاه واهب العطایا به عطایاء ارجمند سربلند گردند.

گفتار در وقایع متنوعه و قضایائی که در این سال قبل از توجه رایات جاه و جلال بجانب بغداد از تقدیرات ایزدی روی داد

چون از موراو مذکور اعمالی که ذکر شد ظهور یافت اخبار موحش و ارجوفه بسیار در سرحدها شهرت یافته باطراف و اکناف رسید از هر طرف فتنه‌ها ظاهر شدن گرفت کم‌فرصتان بی‌خرد ظهور این مقدمات را حمل بر ضعف دولت نموده معاندان فرصت جوی فرصت تصور نمودند جمعی که خود را از اهل وفاق می‌شمردند نفاق بظهور آوردند.

ایازه پاشا که دم از اخلاص و یک‌جهتی می‌زد معاهده و پیمان بر طاق نسیان نهاد کسان معتمد نزد حافظ احمد پاشا بدیار بکر فرستاده اظهار انقیاد کرده نوروز بیک قورچی استاجلو را که از جانب اعلی نزد او رفته بود گرفته محبوس کرد و از حیل و تزویری که داشت شهرت قتل او داده چند کس از رفقا و مردم او را مقتول ساخته سرهای ایشان را نزد سردار فرستاد.

مرتضی پاشا نامی از امراء رومیه که از جانب او در قراجه اردهان حوالی آخسقه می‌بود بتحریک او یا اراده خود در مقام تسخیر قلعه آخسقه شده بدان صوب در حرکت آمد سلیم خان شمس‌الدین‌لو حاکم آخسقه و تفنگچیان حارس قلعه از وقایع گرجستان و اخبار موحش که متواتر و متوالی از هر طرف می‌رسد دل بای داده بودند و از تزلزل خاطر عامه تاب توقف نیاورده قلعه را انداخته بیرون آمده باردوی قورچی‌باشی پیوستند و مرتضی پاشا به آسانی بی‌جنگ و جدال آمده قلعه را متصرف شد و ایازه سوداگران عجم را که از ولایت روم با بضاعت موفور بازگشته به‌آنجا آمده بودند و عازم این طرف بودند گرفته از قوت طامعه رقم تملک بر کل تملکات آن بیچارگان که زیاده از چند و چون بود کشید.

دیگری آنکه جمعی از اکراد در حینی که امیر کونه خان با لشکر چخورسعد از ایروان بیرون رفته باردوی قورچی‌باشی پیوست فرصت یافته در غیبت او بتاخت و غارت الکاء شرور آمده انواع دست درازی به رعایا کردند ولدان امیر کونه خان با فوجی از غازیان قاجار و غیرهم که به محافظت قلعه و الکاء مانده بودند بر سر ایشان رفته فیما بین محاربه وقوع یافت و گروهی از طوایف اکراد بقتل آمدند.

دیگر آنکه جمعی از اکراد سهران و برادوست در سلماس جمعیت نموده اراده تاخت الکاء