چون قورچیباشی به نوعی که در فوق مرقوم قلم سحرساز و نگاشتۀ کلک نکتهپرداز گردید روانۀ گرجستان گردید قورچیان عظام و غلام و تفنگچیان سرکار خاصۀ شریفه و امراء و عساکر عراق و آذربایجان و شیروان که حسب الفرمان همایون به مرافقت او مأمور بودند فوج فوج و قشون قشون رسیده در هر یورت جمعی ملحق میشدند تا آنکه لشکر عظیم در اردوی قورچیباشی فراهم آمده روی بمقصد آورد و از آن طرف موراو با قشون خود و طهمورث و اتابیک خان ولد منوچهر خان والی مسق که هر دو از بیم سپاه رزمخواه قزلباش در گرجستانات تابعه روم بسربرده هر کدام در گوشۀ خزیده بودند در این وقت به استظهار معاونت سردار و ترغیب موراو آمده به او پیوسته بودند و عظماء و اعیان بل عامه خلق گرجستان کارتیل و بقیة السیوف کاخت با موازی بیست هزار پیاده و سوار درهم آورده آماده رزم و پیکار گشتند.
در روز دوشنبه بیست و چهارم شهر رمضان در موضع گومشلو از توابع الگیتچای تفلیس فریقین را قرب جوار اتفاق افتاده از جانبین صف سپاه آراسته مستعد محاربه بودند چون شاه بنده خان و لشکر آذربایجان قریب شده روز دیگر داخل میشدند سپاه قزلباش جنگ را جهت رسیدن شاه بنده خان در آنروز بتأخیر انداخته شب نیز به میان درآمد و از طرفین محاربه دست نداده و گرجیان نیز در آن حوالی اقامت نموده از جانبین بمراسم پاس پرداختند.
صباح روز سه شنبه بیست و پنجم ماه مبارک مذکور سپاه منصور صفوف قتال آراسته قورچیباشی - در قول و قرار گرفت امیر کونه خان به چرخچیگری معین گشت میمنه و میسره جنود اقبال به مبارزان معرکۀ کارزار استحکام پذیرفت از آن طرف گرجیان نیز رسیده به یکدیگر تلاقی شدند و فیما بین جنگ عظیم درپیوست در اول حال کفره به هیئت اجتماعی پیش آمده بیکبار چرخچیان جنود قزلباش حمله نموده جنود چرخچی تاب صدمۀ آن گروه انبوه نیاورده و از یکدیگر پاشیدند و امیر کونه خان لحظۀ پای ثبات استوار داشته زخمهای قوی یافت.
چون بحسب اتفاق در محل مناسب جنک دست بهم داده بود و از میمنه و میسره جنود قزلباش معاونت دست نداد طایفه قاجار امیر کونه خان را زخمدار از معرکه بیرون بردند گرجیان در همان گرمی قتال به میان جوقه تفنگچی درآمده از صدمات آن گروه صفوف تفنگچی نیز متلاشی گشته جمعی کثیر از جنود ظفر ورود خصوصا از گروه تفنگچی شربت شهادت چشیده سرخرو به عرصهگاه جنان شتافتند و کفره چنان خیره شده پیش آمدند که گروهی از ایشان از یک طرف که مقابلکوبی نداشتند باردوی قزلباش درآمده در جانب اردو بازار دست به غارت و یغما برآوردند مردم اردو بازار و قلعهچیان و شاگردپیشگان که در اردو و به محافظت اغرق مانده بودند بهم برآمده و شورش عظیم و برهمزدگی در اردو شیوع یافت چنانچه مردمان بیسروپا و بیدولتان اوباش که در اردو مانده بودند دست به غارت اموال یکدیگر برآورده فرار بر قرار اختیار کردند اردو بیصاحب مانده ازین ممر اذیت و خسران بسیار بعساکر ظفر شعار رسید چون مذکور شد که در محل نامناسب جنگ اتفاق افتاده بود.
درین وقت گروهی از لشکریان که در گوشه و کنار و یمین و یسار بودند چون قول بزرگ نمایان نبود ازین غوغا و آشوب و خیرگی سپاه کفر و ضلال بتصور آنکه العیاذ بالله شکستی بحال لشکر اسلام راه یافته پای اقامتشان سستی پذیرفته بعضی از جبن و بددلی و بعضی به دوستی مال و صیانت اموال روی از معرکه برتافتند و این آشوب و انقلاب بر لشکر قول نیز سرایت کرده تزلزل و تفرق بحال سپاه راه یافت لیکن قورچیباشی از وفور غیرت و دلیری با معدودی از دلاوران جان بناموس ده از مشاهده این حالات اصلا تزلزل بخاطر راه نداده در معرکه پای ثبات و قرار استوار داشت جمعی از جنود قاهره که مشاهده صبر و ثبات قورچیباشی نمودند قویدل گشته تکیه بر قوت اسلام و نیروی اقبال شهریار گردون غلام کرده به آرزوی شهد شهادت قویدل و گشاده پیشانی بجانب کفره تاختند و خاک معرکه را از خون آن خون گرفتگان گلگون ساختند.
مقارن این حال شاه بنده خان نیز که از عقب میآمد با فوجی از پیشروان سپاه خود از گرد راه به رزمگاه رسیده مایه استظهار و دلگرمی گریختگان وادی ادبار گشته روی به نبردگاه آوردند تیغ یمانی سرافشانی آغاز نهاده و به طرفةالعینی بطعن ثعبان مثال و ضرب شمشیر صاعقه کردار تا موازی ده هزار پیاده و سوار آن گروه اشرار بر خاک هلاک افتاده دمار از نهاد آن خاکساران برآوردند و موراو سیهبخت و طهمورث و اتابیک سپاه کفر و ضلال را تار و مار و خود را سرگشتۀ وادی ادبار دیده پشت به معرکه داده راه هزیمت پیمودند و حامیان حوزه اسلام بر حسب الحق بعلو و لا یعلی غالب گشته مغلوبان تیره روزگار بجانب تفلیس شتافته چون بهآنجا رسیدند از آب کر عبور نموده پل را که از چوب ترتیب یافته بود سوختند و خود را به انبوه کشیدند و از معارف و سران سپاه گرجی طهمورث میر محران و آقا تنگیز و ایوال