و عرب بر او جمع آمده متوجه آن صوب شدهاند و تا دو سه هزار خانوار رعیت را از قلعۀ ذهاب مشهور به قلعۀ لک و آن حدود کوچانیدهاند که از آب گذرانیده بآن طرف برند زینل بیک بعد از استماع این اخبار سان عساکر ظفر شعار که در آنوقت جمع بودند گرفت موازی سه هزار نفر از سپاهی یراقدار و تفنگچی بشمار درآمدند از آنجا بر سبیل ایلغار آن مسافت بعیده را در دو روز طی نموده روز سیم به مخالفان رسیدند و از شدت ایلغار زیاده از دو هزار نرسیده بودند و از آن طرف مخالفان از آوازۀ ورود لشکر قزلباش متزلزل گشته گروهی از اکراد و اعراب پراکنده شدند از آن جمع سه چهار هزار کس کمابیش به جنگ پیش آمدند و از جانبین صفوف قتال آراسته گشت و دلیران رزمآزمای دست باستعمال سیف و سنان برده فیما بین آتش حرب اشتعال پذیرفت و به اندک زمانی تزلزل بارکان ثبات و قرار سپاه مخالف راه یافته شکست بجانب اعدا افتاد و جنود قزلباش به نیروی دولت و اقبال بر آن طبقه ظفر یافته قریب ششصد هفتصد نفر طعمۀ شمشیر آبدار شدند و از سپاه ظفر پناه کسی چنان ضایع نشد و حسن پاشا و بقیة السیف منهزم خود را بحریم قلعه رسانیدند و اردوی ایشان بنهب و غارت غازیان و تفنگچیان گردید و به علت وبا که در شهر و قلعه طغیان عظیم داشت و هر روز جمعی از ایشان تلف میشدند میانۀ زینل بیک و حسن پاشا رسولان آمد شد نموده قرار دادند که چون در قلعه وبا است هر دو لشکر کوچ کرده کسی در شهر و قلعه نگذارند که بعد از تسکین علت وباء از جانبین بدانچه مصلحت باشد بعمل آید زینل بیک بنا بر غمخواری سپاه رضا به این معنی داد و ایل و الوس را که برده بودند کوچانیده مظفر و منصور معاودت نمود و حسب الامر اشرف میر فتاح را با تفنگچیان به قلعۀ بغداد فرستاد که همراه بیگلربیگی به محارست قلعه قیام نمایند و خود بازگشته در حینی که رایات منصوره بقصد سفر گرجستان بیرون آمده در سلطانیه اقامت داشت به ملازمت اشرف سرافرازی یافت و شرح محاربۀ مذکور و آمد و رفت او از تقریر دو سه نفر از حضار آن معرکه تسوید یافت.
از سوانح این سال رفتن قرچغای خان سپهسالار ایران است بجانب گرجستان و ظهور عصیان و طغیان موراو و بیدولتان ظفرنشان
بر هوشمندان عالم صورت و خردپروران جهان معنی واضح و لایح و نزد محققین ثابت و راسخ است که هر امری از امور که در مشیت الهی قرار یافته و در لوح محفوظ رقم ثبت پذیرفته باشد بر حسب یفعل اللّه ما یشاء و یحکم ما یرید بیاشتباه از کتم عدم بحیز ظهور میآید و هیچ تدبیری از تدابیر عقلای دهر و مدبران روزگار دافع شمشیر قضا و مانع تیر تقدیر نمیتواند شد و فحوای العبد یدبر و الله یقدر مؤکد این معنی است و چون در سنۀ آینده باقتضای فلکی و حوادث آسمانی بعضی فتن و فتور و محن و شرور رقمپذیر کلک تقدیر گشته بود که لابد بظهور آمدنی و زمانۀ فتنه ساز ابواب محنت و بلیات بر روی روزگار خلایق گشودنی بود بر حسب اذا اراد لله شیئا هیّأ اسبابه اسباب آن به دستیاری کارکنان عالم غیب سر - انجام مییافت.
صورت این حال و نظیر این مقال فرستادن قرچغای خان سپهسالار ایران است به گرجستان که باعث ظهور و وقوع چندین قضایای عظیمه و منتج انواع فساد و خونریزی و محرک بلایا و - فتنهانگیزی گردید.
شرح وقایع آنکه در قضایای سالهای گذشته مرقوم کلک بیان گردیده که حکومت ولایت کاخت بعد از آنکه خلق آن دیار مکرر در ازاء بیادبیها و عصیان و طغیان طهمورث جاهل نادان مورد سخط و غضب شاهی که نمونۀ از سخط الهی است گشته از قتل و اسر و خرابی از حیز انتفاع افتاده بود به پیکر خان ایکرمی دورت قاجار تفویض یافته او را با بعضی اویماقات بهآنجا فرستاده بودند و او در حریم قلعه قرلانقوچ محل اقامت اختیار نموده بنای شهر انداخته هر طبقه خانههای مرغوب و خانات و حمامات عمارات کرده بودند و بقیة السیف گرجیان را نوید عفو و مژدۀ امان داده بودند گروهی از آوارگان که از بیم قتل و اسر باطراف و جوانب پراکنده گشته در زوایای خمول خزیده بودند به مقتضای حسب الوطن من الایمان بهآنجا جمع آمده بقدر آبادانی بهم رسیده بود رفته رفته گروهی از ازناوران و سپاهیان نیز که بیم فتنه از ایشان بود بمقام اصلی جمع آمده بودند.
در این سال مکرر از انهاء پیکر خان و تقریر گرجیانی که در خدمت