حافظ احمد پاشا و اظهار اطاعت و انقیادش بیش از پیش که بکرسوباشی مینمود به پایۀ سریر اعلی عرضه داشت نمودند و این اخبار در دار السلطنۀ اصفهان به ساحت سریر سلطنت آشیان رسیده بالهام غیبی و توفیق لاریبی نهضت همایون بدان طرف اتفاق افتاده رایات فیروزینشان فتح آیات بدان صوب در حرکت آمد.
ذکر یورش جهانگشای همایون بصوب عراق عرب و ادراک زیارت روضات مطهرات ائمۀ معصومین علیهم السلام و فتح آن ولایت بعون عنایت ملک علام
چون ذات حمیده صفات همایون شاهی ظل اللهی به بندگی و ولای سلطان سریر ولایت و مسندآرایان عرضۀ امامت مفطور و مجبول است و از وفور ارادت و اخلاص و خلوص بندگی و حسن عقیدت و اختصاص همیشه خود را کلب آستان سعادت آشیان عز و شرف اعنی سلطان خطۀ نجف میشمارد و پیوسته آرزوی خاکروبی آن روضۀ مقدس و مرقد مطهر اقدس و زیارات مراقد متبرکه ائمۀ کرام سلام اللّه علیهم اجمعین در ضمیر منیر اخلاص گزین آن حضرت رسوخ تمام داشت لیکن بنا بر ظهور هر گونه موانع و مشاغل روزگار و صورت صلحی که فیما بین آن حضرت و رومیه وقوع یافته در نظرها منافی عهد و مغایر پیمان مینمود تا غایت در عهدۀ تعویق مانده بر حسب الامور مرهونة باوقاتها از قوت بفعل نمیآمد.
درین وقت که رومیه به پادشاه خود عصیان ورزیده بقتل سلطان عثمان چنانچه گذشت دلیری کردند و در هر سری سودائی پدید آمده حکام و پاشایان رومی در سرحدها بامور مغایر صلح اقدام نموده هیچیک مقید بامر و نهی دیگری نبود بتخصیص مردم بغداد که نه مطیع رومی بودند و نه منقاد قزلباش و اختلال احوال سکنۀ آن ملک و مجاورین عتبات عالیات بر ضمیر منیر اشرف پرتو ظهور انداخت در حینی که عزیمت قشلاق مازندران فرموده متوجه آن صوب بودند بالهام ملهم اقبال و اشاره غیبی فسخ عزیمت مازندران فرموده بقصد زیارت روضۀ مطهر شاهنشاه خطه نجف و حضرات مقدسات ائمه کرام سلام اللّه علیه و علیهم السلام که همیشه مرکوز خاطر و مکنون ضمیر انور بود بسفر خیر اثر بغداد متوجه گردیدند که بتوفیق اللّه تعالی بدان سعادت عظمی فایز گشته از پرتو ورود موکب مسعود و میمنت قدوم سعادت لزوم اشرف استقامتی در احوال سکنۀ آن ملک و سدنۀ روضات مقدسات پدید آمده بیچارگان و درماندگان را از چنگ ارباب ظلم و عدوان خلاصی روی دهد و از لطایف غیبیه باعث بر امضای این عزیمت شد آنست که چون حضرت اعلی برسم معتاد و عادت معهود که در امور کلیه و جزئیه بیتفأل و مشورت الهی در هیچ امری شروع نمینماید درین ماده بکلام مجید ربانی تفأل فرمودند.
در اول صفحۀ یمنی بسم اللّه الرحمن الرحیم که بین الجمهور دلیل افتتاح مقصد و مبارکی سفر است برآمد بدین اشارت با بشارت مستبشر گشته در ساعت مختار که سعود اقتباس سعادت از آن نمایند از دار السلطنۀ اصفهان برهنمون قاید توفیق با قلیلی از جنود قاهره که در رکاب مقدس حاضر بودند و جهان جهان شوق و عالم عالم شعف قدم توکل بر شاهراه مقصود نهادند و از اتفاقات حسنه توکلت علی الله از واردات طبع ضیاء محمد یوسفای قزوینی تاریخ این سفر خیر اثر است چنانچه درین قطعه بیان کرده:
قطعه دیریست که عزم نجف شاه ولایت میداشت شهنشاه جهان در دلآگاه اسباب عزیمت همه چون گشت مهیا گردید ز سر کرده قدم عازم آن راه چون گفت توکلت علی الله و روان شد تاریخ همان شد که توکلت علی الله و صلای زیارت بخاص و عام در دادند که هرکس را آرزوی این مطلب علیا در دل باشد متوجه گشته بموکب اخلاص قرین پیوندد و منشور عاطفت بالقاب ایالت و خانی باسم بکرسوباشی عز اصدار یافته از نهضت موکب مقدس اعلام دادند و صفی قلی خان و امراء عظام که پیشتر آمده مایۀ استظهار و استخلاص او شده بودند بظاهر دارالسلام رسیده خیام اقامت نصب نمودند و حکم همایون را که باسم او عز اصدار یافته بود ارسال داشته منتظر بودند که به وعدههای جمیله که مینمود وفا نموده طریق میزبانی بر وجه مرغوب مسلوک دارد بکرسوباشی که از یمن ورود جنود قزلباش از تنگنای محاصره و اضطرار خلاصی یافت و از جانب سردار مذکور نوید ایالت بغداد شنید با جنود قزلباش بشیوۀ ناپسند ارباب حیله و نفاق پیش آمده اصلا راه و رسم مردمی که متوقع ایشان بود ازو بظهور نرسید و چند روزی طریق مدارا مسلوک داشته گاه مراسم ملاقات