پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۲۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

الغ‌بیک بن میرزا شاهرخ بن امیر تیمور گورکان بر آن نقش یافته بمناسبت گورکانیت جهت آن حضرت فرستاده بودند و در حین رفتن زینل بیک اتمام نیافته بود و متعاقب می‌آوردند رسید و بعضی از تحف و هدایای پادشاه روم نیز که حضرت اعلی حصه و الوش برادرانه جهت آن حضرت ارسال داشته بود درین وقت ورود یافت ورقی که در باب گذرانیدن آنها باسم زینل بیک عز صدور یافته بود رسید لاجرم بالضروره به ایلغار متوجه دهلی گشته بعد از انعقاد جشن مذکور و گذرانیدن تحفهای مزبور در رکاب سعادت انتساب حضرت پادشاه والاجاه بدارالسلطنۀ اگره رفت و همواره منظور انظار عاطفت و اشفاق بود اما هر چند در باب قندهار بارکان دولت و محرمان سرایر سلطنت سخن می‌گفت جوابی مقرون بصواب نمی‌شنید و او حقایق احوال از ولی‌نعمت خود مخفی نداشته در طی عرایض خود اشعار و ایمائی در آن ماده کرد.

بعد از آنکه مهم قندهار بر وجهی که بتحریر پیوست صورت وقوع یافته خبر بهندوستان رسید زینل بیک را محرک این واقعه دانسته چند روزی با او سرگران بودند تا آنکه حیدر بیک یوزباشی قراداغلو و میر ولی بیک داروغه شتر خان متعاقب یکدیگر رسیده مفاوضات محبت طراز شاهی و معاذیر دلپذیر که در باب قندهار در آن اندراج یافته بود رسانیدند عذرپذیر گشته اظهار مسرت و ابتهاج نموده مجددا باستقرار قواعد مصادقت و دوستی که فی‌مابین واقع بود مستظهر گشته در حینی که حضرت پادشاه والاجاه عزیمت ولایت کشمیر نموده بود در مقام رخصت زینل بیک و رسولان مذکور درآمده نامۀ محبت آئین که محتوی بر تواضعات دوستانه و تکلفات یکانگانه در قلم آورده این عبارت در آن مفاوضۀ شریفه مرقوم بود که ما محبت و دوستی آن زیبندۀ افسر کیانی را بعالمی برابر نمی‌کنیم و هیچ عطیه را بآن نمی‌سنجیم و زینل بیک و رسولان مذکور را رخصت انصراف داده روانه نمودند.

در قانون سلسلۀ اکبری تعظیم و کورنش مخصوصی متعارفست که در وقت انعام و بخشش صاحبان انعام در ازاء آن تفقد بدان اقدام می‌نمایند در هنگام جدا شدن زینل بیک حضرت پادشاه والاجاه در حضور او اظهار تفقد و احسانی کرده چون آنگونه کورنش خالی از مذلت و فروتنی نبوده زینل بیک از علو همت و غرور بندگی این آستان تن بآن در نداده هر چند نیک‌خواهان طرفین در آن ماده مبالغه کرده‌اند او ابا کرده و گفته که این رسم معتاد درگاه ولی‌نعمت ما نیست اگر پادشاه عنایت خاصی فرمایند که سرمایۀ افتخار بود و غرض‌آلود مال دنیوی نباشد در ازاء آن شفقت خاص هر گونه افتادگی و فروتنی چاکرانه باید کرد مضایقه نیست بعضی از ارکان دولت جهت استمرار رسم و عادت و نقاری که از او در دل داشتند کوته‌همتی بولی نعمت خود واداشته در ایصال آن احسان تعلل و تغافل ورزیدند و مشار الیه نیز نام نبرده روانه شد.

مجملا در اوایل این سال ایلچیان مذکور بدرگاه سدره مثال رسیده در مازندران بهشت‌نشان به سعادت بساطبوسی فایز گشتند و خدمات زینل بیک مستحسن افتاد و مورد توجهات خسروانه گردیده پایۀ قدر و منزلتش ارتفاع یافت.

دیگری از وقایع متنوعه آنکه چون خاطر انور از مهم قندهار و استحکام شکست و بست قلعه اطمینان یافت و سلاطین اوزبک متواتر و متعاقب ایلچیان فرستاده اظهار خلوص عقیدت و یک‌جهتی نمودند و کوتوال قلعۀ بالا مرغاب را که در سال گذشته گرفته ببلخ برده قلعه را متصرف شده بودند بازفرستاده قلعه را بدستور به ملازمان درگاه سپردند و مهمات اسفندیار خان در خوارزم تمشیت پذیرفت دیگر بودن عساکر فدوی‌نشان در خراسان لازم نبود بنا بر آن حکم مطاع شرف نفاذ یافت که عیسی خان قورچی‌باشی و علی‌قلی خان ایشیک‌آقاسی‌باشی سان لشکر فیروزی اثر گرفته غازیان را رخصت اوطان دهند و ایشان حسب الفرموده عمل نموده لشکریان بمساکن و اوطان رفتند و رایات فیروزی آیات عز و جلال به کامرانی و اقبال از مازندران بهشت‌نشان متوجه پایۀ سریر سلطنت بنیان گشته در ساعت سعد بدارالسلطنۀ اصفهان وارد گشته در دولت‌خانۀ مبارکۀ نقش جهان نزول اجلال فرمودند تا شش ماه در دار السلطنۀ مذکور کامیاب دولت بوده بانتظام مهام ضروریه می‌پرداختند ابراهیم خواجه ایلچی بلخ رخصت انصراف یافته با نامۀ عطوفت آئین و هدایاء لایقه صداقت تزیین مشمول نوازش و الطاف شاهانه راه دیار خویش پیش گرفت.

درین اثناء بعضی اخبار از جانب عراق عرب رسیدن گرفت که توجه موکب همایون بدان صوب بی‌اختیار روی داد و به نوعی که شرح آن در ذیل مسطور می‌گردد به سفر خیر اثر دارالسلام بغداد اتفاق افتاد.