پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۲۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

وحشت پدید آمده محمد قنبر در مقام دفع بکرسوباشی شده در حینی که او با فوجی از جنود بغداد و سگبانان خود بجهت اخذ مال متمردان حله رفته بود محمد قنبر کس بحله فرستاد که تمکین او ندهند خود با گروهی از تبعه قصد غارت اموال بکرسوباشی کرده بر سر خانۀ او رفت و گروهی به حمایت او ممانعت نموده بین الفریقین مهم به محاربه انجامید بکرسوباشی در راه این خبر شنیده سپاهیان را که همراه او بودند به انعامات و وعده‌های جمیل با خود ساخته بشهر عود نمود.

القصه سپاهی بغداد دو گروه گشته یک گروه با محمد قنبر در نارین قلعه و گروه دیگر با بکرسوباشی در شهر بودند و فیما بین جنگ و جدال وقوع می‌یافت آخر الامر بکرسوباشی اهل قلعه را نیز فریب داده اکثر از محمد قنبر روگردان شده خود را از قلعه بشهر می‌انداختند.

مجملا بکرسوباشی بر قلعه نیز مستولی شده محمد قنبر را بدست آورده او را با چند نفر دیگر که مظنۀ خلاف داشت از میان برداشته اموال و اسباب بی‌نهایت بدست آورده به سگبانان و سپاهیان خود داد و چند نفر از مشایخ مزار ابو حنیفه را که با محمد قنبر متفق بودند در کشتی نشانیده آتش در کشتی زد و خانه‌های ایشان را به غارت داد چنانچه بعضی اسباب و اشیاء مزار نیز به غارت رفت و بر حکومت عراق عرب رقم اختصاص کشید و چون خبر عصیان و طغیان بکرسوباشی به پایۀ سریر خواندگار روم رسید ارکان دولت ایالت بغداد را بحافظ احمد پاشا نامزد نموده فرستادند که مهمات آنجا را موافق صلاح دولت باصلاح آورد و متمردان و اهل طغیان را به جزا رساند بکرسوباشی که دل بر حکومت عراق عرب بسته استقلال تمام یافته بود از آمدن پاشا خوفناک گشته باحکام سرحد قزلباش طرح آشنائی انداخته کس خود نزد حسینخان حاکم لرستان فرستاده اعلام نموده بود که این امور از روی اخلاص حضرت شاه عالم پناه از من صدور یافته من بعد دست ارادت در فتراک بندگی آن آستان زده به حمایت منسوبان آن درگاه مستظهر و امیدوارم و ملک بغداد را که موروثی آن حضرت است بجهت آن حضرت نگاه داشته‌ام و حسینخان ملازمی همراه فرستاده او کرده بدرگاه جهان‌پناه فرستاده حقایق حالات به نوعی که بتحریر پیوست عرض کرد و چون احمد پاشا بحدود دارالسلام بغداد رسید بکرسوباشی کل سپاهیان بغداد را به خود متفق ساخته تمکین او نکرد و او از اطاعت و انقیاد جنود بغداد مأیوس گشته ندای العود احمد داده بازگشت و از دیار بکر حقیقت حال بدرگاه پادشاهی عرض کرد و از درگاه پادشاهی علی‌پاشانامی مشهور بعلی پاشا کمان‌کش از جانب سلطان مصطفی ایالت بغداد یافته چون به‌آنجا رسید درین مرتبه بکرسوباشی اطاعت گونه بظهور آورده او را بقلعه راه داد و چند روزی با او مدارائی می‌کرد و او نیز به حکومت ناقصی راضی شده روزی می‌گذرانید ارکان دولت سلطان مصطفی این مسامحه و خویشتن‌داری از او نپسندیده معزول ساختند و یوسف‌پاشانامی را نصب نمودند او که ببغداد آمد خواست که اقتدار و استقلال یافته متمردان را از میان بردارد بکرسوباشی در ملاقات روز اول مکنون خاطر او را از طرز سلوک دریافته دیگر او را ندید و بدستور تمرد و عصیان بظهور آورده با فوجی بر سر او رفته او را گرفت و طمع در اموال و اسباب او کرده به قتلش پرداخت و علانیه کوس مخالفت می‌کوفت بعد از او کور حسن پاشا که حاکم موصل بود به ایالت بغداد آمد او نیز مدخل نیافته بازگشت و بکرسوباشی کمال اقتدار و استقلال داشت شرح وقایع و باقی حالات بغداد سبب توجه موکب همایون به آن صوب و بتصرف درآمدن آن ولایت در سال آینده مرقوم قلم سوانح نگار خواهد شد.

ذکر مراجعت موکب ظفرنشان و قشلاق نمودن افواج قاهره در خراسان و توجه همایون جریده و سپاهی بصوب مازندران

چون مدت اقامت اردوی گردون شکوه در دار السلطنۀ هرات بدو ماه و نیم کشیده مهمات ضروریه خراسان صورت انجام یافت ندای کوچ در داده عنان عزیمت بصوب مشهد مقدس رضویه انعطاف دادند و رستم محمد خان ابن ولی محمد خان را حسب الالتماس ماوراءالنهر با جمعی از ملازمان معتمد مصحوب موکب مقدس گردانیدند در حدود غوریان خواجه جلال الدین اکبر غوریانی که وزیر خراسان بوده پیشکشهای لایق کشیده کما ینبغی بلوازم خدمت و ایثار نزل اقامت پرداخته مصدر خدمات پسندیده گردید و چون در مشهد مقدس نزول اجلال واقع شده چند روز در آن آستان