پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۲۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

مورد تحسین و آفرین شاه و سپاه گردید و آن خبر بهجت اثر بر مبارزان قلعه‌گشای رکاب همایون مبارک و میمون آمده در همان دو سه روز قلعه قندهار نیز بتوفیق کردگار چنانچه سبق ذکر یافت مفتوح گشت.

شعر از هر طرف که چشم گشائی نشان فتح وز هر طرف که گوش نهی مژدۀ ظفر

وقایع متنوعه و سوانح ایام اقامت دار السلطنۀ هرات

چون رایات ظفر آیات به نوعی که مرقوم قلم وقایع‌نگار گردید از سفر خیر اثر قندهار عود نموده در دار السلطنۀ هرات نزول اجلال فرمودند تا دو ماه و نیم در آن بلدۀ فاخره اقامت فرموده بداد دهی خلایق و ارباب حاجت و انتظام مهمات خراسان و انجاح مطالب و اسعاف مآرب اهالی آن دیار مشغول بودند. از سوانح که در ایام اقامت دار السلطنۀ مذکور روی نمود:

اول آمدن ابراهیم خواجه است از سادات و خواجه‌های معتبر بلخ از جانب ندر محمد خان اوزبک والی آنجا برسم رسالت باتفاق محمد صالح بیک وزیر سابق شیروان که در سال گذشته همراه پاینده میرزای ایلچی بلخ و جناب هدایت مآب عبد الرحیم خواجه بخاری برسالت سلاطین بلخ و بخارا رفته بود شرح رفت و آمد محمد صالح بیک آنکه چون باتفاق پاینده میرزا ببلخ رسیده با ندر محمد خان ملاقات نمود و مکتوب عنایت اسلوب شاهی را رسانید از مضمون عطوفت مشحون آن نامه نامی مبتهج و مسرور گشته در لوازم تعظیم و تکریم کوشید بعد از آسودگی راه او را بجانب ماوراءالنهر گسیل کرد و او در سمرقند با امام قلی خان والی ماوراءالنهر ملاقات نمود و بعد از اطلاع بر مضمون نامه و مراحم اشفاق شاهی نسبت بخلق آن دیار که از اعمال سابقه متوحش بودند و درین هنگام که در خراسان واقع شده تسخیر قندهار اتفاق افتاد خوف و بیم عظیم داشتند آن عنایت‌نامه نامی را حرز امانی دانسته فی‌الجمله اطمینان یافتند و محمد صالح بیک را قرین اعزاز و احترام روانه نمودند و ندر محمد خان ابراهیم خواجه را که از زمرۀ معتبران و خواص امراء و اعیان آنجا است جهت تأکید بنیان مصادقت و موالات ارسال داشته التماس نموده بود که هر چند مخاصمت ایرانیان با تورانیان رسم قدیم است چون او و برادر بزرگترش امام قلی خان با حضرت اعلی در مقام اخلاص و اتحاد و حسن ارادت و اعتقادند در زمان فتنه‌نشان حضرت اعلی که گرگ و میش را با یکدیگر الفت است بر خلاف ازمنه ماضیه من بعد فیما بین مصادقت و دوستی مسلوک باشد و متعاقب ایشان از جانب خواجه‌های جویباری بخارا نیز کسان معتمد آمده همین استدعا نموده بودند و سلاطین ماوراءالنهر خصوصا ندر محمد خان التماس نموده بودند که رستم محمد خان بن ولی محمد خان را که پناه بآن حضرت آورده در این سرحد جا داده‌اند چون بودن او درین حدود ماده فساد است بجهت دفع ماده فساد اکراد را همراه خود بعراق برند موجب امیدواری ما مخلصان و استحکام بنیان مصالحه و دوستی است زیرا که میانۀ او و بنی اعمام خصومت و عناد است و جمعی اوباش غارتگر اوزبکیه که فتنه‌جو و آشوب‌طلب‌اند بر سر او مجتمع گشته پیوسته بجهت نهب و غارت و اخذ اموال دست درازی بحواشی مملکت می‌نمایند و اگر در کار او تغافل رود موجب تشویش عجزه و رعایا و خرابی الکا است و اگر متوجه منع و تنبیه گردیم چون در قلمرو همایون واقعند از عبور لشکر مضرت و آسیب رعایاء قلمرو شاهی می‌رسد و موجب نقض معاهده و پیمان و انحراف مزاج اقدس خواهد بود حسب الاستدعا قرار یافت که رستم محمد خان در رکاب همایون اعلی بعراق آمده من بعد در عراق اسباب معیشت او و ملازمان معتمد سرانجام یافته جمعی اوباش غارتگر نااعتماد که جمع آمده‌اند پراکنده سازند چه بر دوستی و دشمنی این گونه مردم اعتمادی نیست الحاصل از شمول عاطفت و توجه خاطر مرحمت‌گستر ترفیه حال عباد الله و امنیت و استقامت سرحد ایجاب ملتمس ایشان فرموده رستم محمد خان در حین توجه عراق در رکاب همایون بود شرح فرستادن ایلچیان مذکور از مازندران و بعضی را از دار السلطنۀ اصفاهان در ذیل رقم‌زده کلک بیان می‌گردد.

دیگری از وقایع ایام اقامت هرات آنکه چون فیما بین همایون اعلی و سلطان عثمان فرمانفرمای دیار روم به وساطت خیراندیشان طرفین قواعد مصالحه و دوستی استحکام و استقرار یافته به نوعی که سبق ذکر یافته ایلچیان معتبر آمد شد نمودند و بمسامع جلال رسید که سلطان عثمان با عموم سپاه متوجه دفع سلاطین فرنگیه که بثغور اسلام