پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۷۱۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

از فرنگیه آنجا جمع آمده در هر سه سال کپیتانی از جانب پادشاه پرتکال به آنجا می‌آمد و کپیتان بعرف فرنگیه ریش سفید و سرکرده قوم و صاحب اختیار مهمات آن بندر است و طبقه فرنگیه بمرور دهور شریک کل مداخل و مخارج آن ولایت شدند و چون زمان دولت خانواده سلغر شاهیه به فرخ شاه بن تورانشاه و بعد از او به پسرش فیروز شاه رسید فرنگیه بیشتر از پیشتر اقتدار و استقلال یافته کلی و جزئی مهمات آنجا منوط برأی کپیتان و طبقه فرنگیه بود چنانچه از والی مسلمان جز نامی نمانده بود و در عهد دولت روز افزون و ایام فرماندهی ابد مقرون همایون چون سلاطین فرنگیه با منسوبان آستان اقبال آشیان شاهی فتح ابواب آشنائی نموده همیشه قواعد محبت و دوستی را به آمد شد رسولان و ارسال هدایا استحکام می‌دادند از جانب همایون اعلی تعرضی بحال آن جماعت نمی‌شد اما بحرین و بیرونات هرموز را که بحاکم مسلمان متعلق بود و فرنگیه تمکین او نمی‌دادند حکم شد که خان مغفور - الله‌ویردی خان امیر الامراء فارس به حیطه تسخیر و تصرف آورد و خان مرحوم مذکور به نوعی که در محل خود سبق ذکر یافته بتصرف درآورد و جزیره هرموز همچنان در تصرف فرنگیه پرتکالیه بود و خرج الیومی از مداخل و مخارج آنجا جهت حاکم که درین عهد محمود شاه بن فرخ شاه بود تعیین نموده بودند اما از فرنگیه مکررا آثار طغیان و بی‌اندامی صدور یافته با مترددین مسلمانان سلوک ناهموار می‌نمودند و با منسوبان این دولت بمکر و حیل پیش آمده یک‌دو مرتبه سفاین لشکر و توپخانه از راه دریا به استرداد بحرین فرستاده کاری نساختند.

قبل ازین در بیرون هرموز کنار دریا که ببندر گمبرو مشهور است در هنگام فرصت و آغاز جلوس همایون که مشاغل عظیمه در پیش بود بخلاف قاعدۀ زمان شاه جنت مکان قلعه احداث نموده جمعی را به حراست تعیین نموده بودند چون در آن وقت از والی لار حسابی نگرفته به خودسر و بی‌رخصت همایون اعلی قلعه احداث نموده بودند و منتج مفاسد کلیه بود این زیاده‌روی بر مزاج اقدس گران آمده اللّه‌ویردی خان بتسخیر و تخریب آن مأمور گردید و امام‌قلی خان پسرش و او حسب الفرمان قضا جریان جبرا قهرا قلعه را از ایشان گرفت و الیوم ببندر عباسی مشهور است و درین چند سال با آن طبقه مدارائی می‌شد و بجهت آمد شد سفاین بنادر هند دکن و امنیت راه دریا و منفعت خرید و فروخت تجار و مترددین ما بالکلیه در مقام مدافعه ایشان نبودند درین اوقات مکر و خدیعه از ایشان بظهور رسید که به خودسر در جزیرۀ قشم که جزیرۀ دراز نیز می‌نامند و منبع آب‌شیرین است که از آنجا با کشتی نقل شهر می‌نمایند اراده قلعه ساختن نموده پوشیده و پنهان مصالح عمارت جمع آورده بر سر چشمه منبع آب مذکور قلعه احداث نموده‌اند چون این امر ماده عصیان و طغیان کفره مذکور بود منع و تأدیب ایشان بر ذمت همت شاهانه لازم آمده خان شجاعت نشان امام قلی خان خلف صدق خان مغفور که بدستور امیر الامراء ممالک فارس است به تنبیه و تأدیب فرنگیه و تخریب قلعه مأمور گردید و او بر حسب فرمان فوجی از جنود قاهره را بسرکردگی بیگویردی بیک ایشیک آقاسی بر سر ایشان فرستاد که از قلعه ساختن ممنوع گردانیده و آنچه عمارت شده باشد ویران سازند آن طبقه ضاله بمنع او ممنوع نگشته در اتمام آن سعی موفور بظهور آورده در همان قلعه تحصن جسته با غازیان به جنگ و جدال پرداختند بساط بیک نیز محاربه قیام نموده حقیقت بخان اعلام نمود امام قلی خان جمعی دیگر به کومک فرستاده بالاخره خود نیز به آن صوب در حرکت آمد جنود فارس در تسخیر آن حصار سعی بسیار بظهور آورده مکرر یورشهای عظیم کردند اگر چه جمعی از جنود ظفر ورود در مدت محاصره و حین تسخیر آن حصار به درجۀ شهادت فایز گشتند اما عاقبت بقوت قاهره اسلام و نیروی دولت فتح و نصرت قرین حال مجاهدان حوزه دین گشته بر آن حصار مستولی شد و محصوران به جزا و سزا رسید و حصار چون منبع آب‌شیرین بود برقرار دانسته حارس و نگهبان تعیین نمودند و چون از کفره هرموز و طبقه پرتکالیه این عمل ناهنجار صدور یافته به محاربه جنود نصرت شعار قزلباش دلیری نمودند خان شجاعت شعار از وفور حمیت و غیرت اسلام فتح و تسخیر بلدۀ هرموز و استیصال فرنگیه را پیش‌نهاد همت ساخته حقیقت بعرض عاکفان سدۀ جلال رسانیده بدین خدمت رخصت یافت بین الجمهور چنین مذکور می‌شد که هرگاه طبقه فرنگیه پرتکالیه را در هرموز دخلی نبوده مانع آمدن جهازات و سفاین خاور شده آمد شد تجار انقطاع می‌یابد و موجب خرابی آن بلده گشته از انقطاع می‌افتد بدین جهت وظایف خدمتکاری و باج‌گزاری که بحسب ظاهر از ایشان