که فیما بین قواعد مصالحه و دوستی را بر وجهی استحکام دهد که بعد الیوم عجزه و زیردستان طرفین مرفه و آسوده حال بوده به دعای دوام دولت ابد قرین اشتغال نمایند و درین نهضت فقرا و ضعفا ماوراءالنهر حسبالاستدعای این دعاگوی خیراندیش از آسیب لشکر قیامت اثر قزلباش در امان بوده موجب حصول نیکنامی این دولتخواه گردد چه پیداست که نتیجۀ خصومت و نزاع سلاطین جز ریختن خونهای خلایق و نهب و اسر مسلمانان و پایمال گشتن عجزه و زیردستان نیست چون ادراک سعادت حج بیت الله الحرام دست نداد بیمن مرحمت شاهی توفیق این مدعا یافته از مثوبات بیحد و انتها و عافیت و آسودگی خلق الله که حج اکبر است بهرهور بوده باشد.
حضرت اعلی بلفظ گهربار فرمودند که از آن طبقه خود درین چند سال که ما را در آذربایجان و گرجستان مشاغل عظیمه پیش آمده بود فرصت یافته انواع دست درازی و بیاندامی بظهور آمده تدارک آن بر رقبۀ غیرت و حمیت شاهانه لازم بل واجب است و حالا سفر خیر اثر خراسان بجهات مختلفه در خاطر تصمیم یافته و چون ندر محمد خان ایلچی فرستاده اظهار اخلاص و صداقت نموده در مقام اعتذار و تدارک مافات است بنا بر رأفت جبلی که نسبت به احباء و دوستان مرکوز خاطر صدق آئین و مراعات جانب سیده عفیفه والدهاش که از منسوبات اشراف و اهالی این دیار است شایسته آنست که ما نیز ایلچی فرستاده با دوستان در مقام اتحاد و دوستی باشیم.
هرگاه امام قلی خان نیز در مقام موالات و دوستی باشد چه بهتر ازین که مسلمانان در زمان دولت همایون و عهد سلطنت ابد مقرون به فراغت و عافیت باشند انشاءالله تعالی در خراسان بدانچه وقت اقتضا نماید و موجب ترفیه احوال خلایق و لایق دولت و حفظ ناموس سلطنت باشد بظهور آید.
الحاصل پاینده میرزا را مورد الطاف شاهانه گردانیده محمد صالح بیک وزیر سابق شیروان را برسالت بلخ تعیین فرموده بندر محمد خان و والدهاش مکاتیب دوستانه و اشفاق خسروانه در قلم آورده همراه پاینده میرزا روانه فرمودند و جناب هدایتمآب عبد الرحیم خواجه نیز که عزم بازگشتن جزم کرده بود مورد توجهات پادشاهانه و مشمول انعام و احسان و تفضلات خدیوانه گردیده مسرور و شادمان روانه گردید.
بعد از رفتن ایشان رایات نصرت آیات بتاریخ سیم شهر ربیع الثانی از اصفهان بجانب خراسان در حرکت آمده از راه بیابانک و طبس گیلکی روانه شدند شرح حالات آن سفر خیر اثر و رفتن و آمدن محمد صالح بیک و سوانح آن ایام انشاءالله تعالی در سال آینده مرقوم کلک بیان میگردد.
از سوانح آمدن حبش خان است که از جانب نظامشاه والی احمد انکر ولایت هند دکن و ملک عنبر سپهدار که مؤسس مرتب امور دولت آن سلسله و ناظم مهام سلطنت نظامشاهیه است برسم رسالت بدرگاه خلایق پناه وی از امراء آن سلسله و حبشیزاده است مرد سنجیدۀ معقول سخندان و از دوستداران خاندان ولایت و کرامت و از مسائل علمی آگاه و باشعار فارسی ربط تمام داشت در مازندران بهشتنشان سعادت بساطبوسی دریافته از جانب نظامشاه عرض اخلاص و صداقت موروثی نموده پیشکشهای لایق گذرانید و در هنگام توجه صفاهان رخصت زیارت روضۀ مقدس حضرت امام ثامن ضامن علیه التحیة و الثناء حاصل نموده متوجه مشهد مقدس معلی گردید و بعد از استسعاد بدان سعادت عظمی بازگشته باصفهان آمده در سفر خیر اثر خراسان و قندهار که در ذیل مرقوم میگردد ملازم رکاب اشرف بود.
از وقایع متنوعه و سوانح غریبه
که در این سال روی داد قضیۀ مکحول شدن شهزادۀ نادان سلطان محمد میرزاست که از اقتضاء قضاء بظهور آمد بر عقلای روزگار پوشیده نیست که لایق بحال صاحبان دولت بتخصیص شهزادگان پاک طینت نیکوسریرت آنست که در مبادی هر - حال نظر بر خاتمت احوال و حسن و قبح مآل انداخته در جمیع امور خرد خرده بین را پیشوای کردار و گفتار خود ساخته به هوای نفس اماره در کاری که جز ندامت و پشیمانی نتیجه و حاصلی نداشته باشد بیمحابا شروع ننماید.
شعر دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد با نفس خود کند به هوای مراد خویش چاهست و راه و دیدۀ بینا و آفتاب تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش نظیر این حال و مصداق این مقال صورت احوال میرزای بیخرد نادان است که تا با والد بزرگوار که خدای مجازی و سایۀ پروردگار حقیقی است در مقام اخلاص و یکدلی بود و مراعات ادب مینمود همواره انوار عواطف خسروانه و اشعۀ اشفاق پدرانه بر وجنات احوالش میتافت همانا درین اوقات از کوته