قسم به خاکپای همایون یاد نمود که هر چند به او گفتم که آنچه حضرت شاه فرمودند بر سبیل مطایبه یا فرط انحراف مزاج اشرف ازین طبقه بود و بالطبع راضی نیستند که ازین ممر ضرر حالی بشما رسد از ناخوردن معتاد لرزه بر اعضایش افتاده در پیچ و تاب بود و در ابا اصرار مینمود حضرت اعلی منبسط گشته ترحم فرمودند و رخصت دادند قرار یافت که هریک فراخور حال چیزی برسم ترجمان به محصلان دهند و وکلاء فدوی بدفتر خانۀ همایون رفته تقصیر و تهاون و خیانتی که واقع باشد موافق قانون حساب تشخیص داده بعرض رساند.
«تا سیهروی شود هر که دروغش باشد» حسب الامر خواجه محمد معصوم که از جانب فدوی مستوفی آذربایجان و راتق فاتق حساب بود با خواجه ملک احمد صفاهانی که مقرر و معاند مستوفی الممالک بود بدفتر خانه رفته بهر سرکار نویسندۀ تعیین نموده شروع در تحقیق محاسبات سنواتی و بقایا نموده تا شش ماه در - دفترخانه صاحب اقتدار بودند.
درین اثنا قواما محمدای مستوفی را عارضۀ طاری گشته باجل طبیعی فوت شد و آن مقدمات عاطل ماند.
ذکر عارضۀ ذات حمیده صفات اشرف و صحت یافتن بعنایت و الطاف حکیم علی الاطلاق و مالکالملک بالاستحقاق
چون از ظهور ستارۀ ذوذنابه و علامات آسمانی که در سال گذشته واقع شد از اقوال ارباب تنجیم دلالت میکرد که بیماری در اکثر بلاد عام باشد اما در بلاد شمالی الله اعلم بیشتر خواهد بود حضرت اعلی بعد از دیوان ارباب قلم متوجه مازندران بهشتنشان شده در آنجا از عفونت هوا و اشتداد گرما و تأثیر افلاک و انجم بیماری عظیم شیوع یافته عرض مرض بذات مبارک اشرف سرایت کرده تب محرق کردند و در کمال ضعف و شدت تب از فرحآباد بیرون آمده به ییلاق فیروز - کوه و دماوند تشریف بردند و در هوای ییلاق بیماری در میانۀ اهل اردو اشتداد یافته جمعی کثیر از خواص و عوام پهلو بر بستر ناتوانی نهادند کمتر کسی صحیح و سالم بود بسیاری از عوام الناس و برخی از خواص راه عدم پیمودند چند نفر از مشاهیر که رخت به سرای عاقبت کشیدند در تحت متوفاها مرقوم میگردد ارباب اخلاص نذور و صدقات جهت صحت ذات مبارک بمستحقین رسانیده و خلایق
مصراع «دست دعا بر آسمان روی نیاز بر زمین» سلامتی ذات اشرف را از حضرت مجیب الدعوات مسئلت مینمودند تا آنکه اثر اجابت دعای مستمندان ظهور یافته از شفاخانه و ما هو إلاّ شفاء و رحمة للمؤمنین شفای عاجل کرامت گشته عارضه روی بانحطاط آورد و روز به روز ضعف سستی پذیرفته قوی جسمانی قوت گرفت و از دماوند بعزم زیارت سلطان روضۀ رضا امام مفرض الطاعة واجب العظمة علیه التحیة و الثناء تا حدود سمنان و دامغان تشریف بردند و بجهت بعضی مصالح ملکی و تدابیر ملکداری فسخ عزیمت لازم آمده از راه استراباد بدار السرور فرحآباد عود فرمودند و در این سال قشلاق همایون در مازندران بهشتنشان واقع شد.
از سوانح آن ایام آنکه خاطر انور ملکآرا و ضمیر منیر جهانپیرای اشرف اعلی اعلا الله تعالی را بدان مایل و راغب گشت که مملکت گرجستان کاخت را که از دستبرد حوادث دوران ویران و از مآثر غضب قیامت لهب شاهنشاه زمان از صامت و ناطق در آن دیار نشان نبود به حلیۀ آبادانی درآوردند و جمعی از اویماقات را بدانجا فرستند که اقامت نموده و به زراعت و عمارت بپردازند و از بقیة السیوف گرجیان اگر معدودی پناه بجبال آن حدود برده باشند یا در گرجستانات پراکنده گشته آوارۀ دیار ادبار شده باشند چون نایرۀ غضب فیالجمله تسکین یافته و طهمورث که از جهل و غرور لگد بر دولت خود زده سرگردان دیار بینامونشان است و آواره گشته نوید امنوامان داده به رعیتی ترغیب نمایند لهذا پیکر سلطان ایکرمی دورت را سزاوار ایالت و دارائی آن ولایت دانسته بلقب ارجمند خانی سرافراز فرموده بدان صوب فرستادند و حکم معلی بنفاذ پیوست که با اهل و اویماقات خود از قراباغ بدانجا رفته در سرزمین اطراف قلعۀ قرلانقوچ رحل اقامت اندازد و جمعی از هر طبقه و هر طایفۀ اویماقات که مناسب اقامت آن ملک بودند تعیین یافتند و پیکر خان حسب الفرمان قضا جریان روی توجه بآن ولایت آورده