پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۹۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

معلی و حکام خراسان و تحف و هدایاء که بجهت پادشاه والاجاه ارسال یافت از مرصع آلات و امتعه نفیسۀ روم و فرنک و روس و بلاد ایران و تحفه‌های غریب هر دیار و اسبهای تازی‌نژاد زیاده از آن بود که در حیز شمار آید از جمله هدایای مرغوبه یک زنجیر جیقه زلف عقار نادره روزگار که گزیده چندین هزار زلف بود مرصع به لعلهای ثمین و یواقیت رنگین و لئالی آبدار که از آن جمله یک قطعه لعل خوشاب بزرگ بود که در خزانۀ هیچ پادشاه ذی جاهی عدیل آن نتوان یافت و مبصران جوهرشناس به هفت هزار تومان بلکه زیاده قیمت نموده بودند میرزا الغ‌بیک بن شاهرخ بن امیر تیمور گورکان بر آن نقش بود و از زمان حضرت خاقان سلیمان شأن شاه اسماعیل علیه الرحمة و الرضوان از خزاین سلاطین بدست درآمده در خزانه عامره بود و از تحف و هدایای پادشاه روم نیز که درین سال ایلچی آورده بود حصه و الوش برادرانه جهت حضرت پادشاه والاجاه ارسال یافت و مکتوب محبت آئین دوستانه مشعر بر اظهار انواع محبت و دوستی برادرانه و اتحاد و یکدلی و بی‌تکلفیهای یکانگانه در قلم آورده دقیقۀ از دقایق مردمی و وداد فروگذاشت نفرمودند و همچنین ایلچیان سلاطین دکن را که به پایۀ سریر اعلی آمده بودند رخصت انصراف ارزانی داشته به انعامات وافره نوازش فرمودند طالب بیک ایواغلی را همراه میر خلیل خوشنویس ایلچی ابراهیم عادل شاه والی بیجاپور نزد او و قاسم بیک سپهسالار مازندران را همراه شیخ محمد خاتون ایلچی سلطان محمد قطب شاه والی کلکنده برسالت او تعیین فرموده روانه نمودند و جهت هریک از سلاطین خلع فاخره پادشاهانه و هدایای ملوکانه مناسب حال ارسال داشتند و درویش - بیک را که از سادات مراغۀ قزوین است و در سلک طبقۀ شاملو ملازمان رکاب اقدس انتظام داشت به ایلچی‌گری نظام‌شاه والی احمد انکردکن تعیین فرموده روانه نمودند لیکن مشار الیه در شیراز فوت شد محمدی - بیک ولد مشار الیه در عوض پدر به خدمت مذکور مأمور گشت.

ذکر فتح ولایت دورق و بدست درآمدن قلعۀ آنجا که در این سال بتصرف اولیای دولت درآمد

ولایت دورق در زمان حضرت شاه جنت مکان در تصرف امراء قزلباش حکام کوه‌گیلویه بود و بعد از ارتحال آن حضرت که مهمات ممالک ایران از نظام و نسق افتاده در هر گوشه متقلبی سر برآورده بود و سید مبارک بر عربستان حویزه مستولی شد آن ولایت را از تصرف طایفۀ افشار بیرون آورده داخل حوزۀ حویزۀ ساخت سید مطلب پدرش سالها در آن ملک فرمانروا بود و چون سید مبارک در مقام عبودیت و دولتخواهی بود ولایت دورق را به او و پدرش سید مطلب گذاشته بودند و تا این سال در تصرف آن سلسله بود در حین کشته شدن سید راشد والی حویزه که در ذیل مذکور خواهد شد سید سلامه نامی تصرف در آنجا نموده قلعه را استحکام داده بود درین سال امام قلی خان بیگلربیگی فارس حسب الفرمان قضا جریان بتسخیر آن مأمور گشته لشکر بولایت دورق فرستاد و قلعه را محاصره کردند سید سلامۀ مذکور بر فرمان لازم الاذعان اطلاع یافته جز قلعه سپردن چاره نیافت دست از آن بازداشته راه حویزه پیش گرفت و آن ولایت بتصرف اولیاء دولت قاهره درآمده دست ولات حویزه از آن کوتاه گشت.

از سوانح این سال کشته شدن سید راشد است که بعد از فوت سید ناصر ولد سید مبارک به نوعی که سبق ذکر یافته مورد تربیت شاهانه گشته والی آن ولایت شده بود شرح واقعه آنکه افراسیاب پاشا حاکم بصره لشکر بر سر یکی از خصماء خود مشهور بحسن بن مازیچی که به الکاء سید راشد قریب بود فرستاده بود و او استغاثه بسید راشد کرده از او استمداد نموده بود سید راشد ایجاب ملتمس او کرده با گروهی از عشایر عرب بدان صوب رفت لشکر بصره از آمدن او اطلاع یافته مراجعت نمودند.

جمعی از اعراب حویزه آل فضیل بعد از فوت سید مبارک ببصره رفته ملازمت افراسیاب پاشا اختیار نموده بودند در این وقت سید راشد آن جماعت را طلب داشت ایشان قرار دادند که بمنزل عود نموده از بصره نزد او آیند او قائل نشد و در طلب شدت و اصرار نمود و از غرور و سوء تدبیر و نقصان رأی چند مرحله تعاقب کرده اکثر مردم از مرافقت بازایستادند او با فوج قلیل رفت آن جماعت از شدت و اصرار او خائف گشته با او به محاربه پیش آمدند و در معرکه فرصت