بهار دلارای این سنه مبارکه به خوشی و خرمی جلوۀ ظهور نموده مسرتافزائی آغاز نهاد نوروز میمون میمنت مقرون روز جمعه پانزدهم شهر ربیع الثانی موافق تسع و عشرین و الف هجری اتفاق افتاد سلطان سیارگان یعنی آفتاب عالمتاب بعد از انقضاء پنج ساعت روز مذکور از نهانخانۀ حوت بیرون خرامیده در تختگاه حمل تمکن یافت عرصۀ جهان از عطر شکوفه و ازهار چون حجلۀ نوعروسان بهار مشکبار گردید طبایع انفسی و آفاقی از قدوم بهجت لزوم بهار خوشی و خوشدلی از سر گرفتند.
شعر زمین و زمان کامرانی گرفت زمانه خواص جوانی گرفت چو بار دگر جلوهگر شد بهار ز لطف هوا تازه شد روزگار دار السلطنۀ اصفاهان از فر قدوم همایون خسرو کامکار کامران غیرتفزای سپهر بوقلمون بود.
از سوانح اقبال آمدن ایلچی روم است ابراهیم آقا نام که مرد سنجیده سخندان و از معتبران سلسلۀ آل عثمان بود همراه یادگار علی سلطان خلفا آمده مکتوب محبت اسلوب از جانب سلطان عثمان بن سلطان احمد فرمانفرمای ممالک قیصری آورده اظهار صداقت و دوستی و استحکام بنیان مصالحه و استقرار قواعد اتحاد و یکدلی نموده بود بوسیلۀ مقربان درگاه خلافت سعادت - بساطبوسی دریافته بعنایات شاهی و تفقدات شاهنشاهی مفتخر و مباهی گشت و تحف و هدایاء که از جانب سلطان روم آورده بودند بنظر اقدس درآورد و از اینجانب نیز جواب مکتوب بر وجه مرغوب در قلم آمده تخته بیک یوزباشی استاجلو که در سال گذشته داروغۀ صفاهان بود برسالت روم تعیین فرموده در مرافقت آقای مذکور با تحف و هدایاء لایقه روانه گردید و امر مصالحه فیما بین برین نهج قرار یافت که قاعدۀ زمان پادشاهان حنت آشیان شاه طهماسب علیه الرحمة و الغفران و سلطان سلیمان که اعقل و اعدل سلاطین روم بود مرعی بوده باشد و تغییری که در آن شده و موجب مناقشۀ طرفین بود تبدیل ولایت آخسقه گرجستان مسق است که در زمان مذکور داخل سنور قزلباش بود و درین عهد در تصرف رومیان مانده با الکاء در تنگ قلعۀ زنجیر که در میان قلمرو همایون و عراق عرب واقع است و در آن زمان داخل سنور رومیه بوده و اکنون بتصرف این دولت درآمده قرار یافت که از جانبین بتبدیل مذکور راضی بوده مناقشه ننمایند و مابقی بقاعدۀ زمان پادشاهان مرحوم مزبور معمول بوده باشد هر چند حضرت اعلی در باب آخسقه راضی نمیشدند.
در این وقت بنا بر ملتمس خلیل پاشا و خیر خواهان طرفین رضا داده بدین قاعده استمرار پذیرفت و ابراهیم آقا ایلچی استدعای احکام مطاعه در این باب بحکام و ولات سرحدها نموده حسب - الاستدعا احکام بر حسب مدعا حاصل نموده مقضی المرام روانه گشت و موجب آسودگی ضعفا و زیردستان سرحدها گردید.
اما سپهر بیمدار و روزگار غدار کجا میگذارد که آسودگی در عالم استمرار پذیرد عنقریب
شعر باز فلک شعبدۀ باخته کاین همه احوال تبه ساخته امید که آنچه خیر و بهبود مسلمانانست استمرار یابد.
در بیان صرف همت والای همایون بآوردن آب کرنک بسوی صفاهان بتوفیق و یاری خالق زمین و آسمان
آب کورنک دو چشمه است یکی باین نام موسوم و یکی را چشمه محمودی مینامند که از جبال ولایت رار و مزوج سرحد صفاهان بجانب جنوب بیرون آمده از نهر مقعر بطرف کوهگیلویه و خوزستان رفته بشط العرب میپیوندد و در کتاب نزهة القلوب و صور الاقالیم و مسالک الممالک و ازین قبیل کتب آنچه بنظر رسیده و عیون و انهار شرح نمودهاند صفت آب کورنک و ذکر آن جائی بنظر در نیامده و آنچه درین عهد مسموع گشته گویند هر دو چشمه که از بلندی به پائین ریخته یکی میشود برابر زایندهرود صفاهانست و از منبع تا شط العرب زمین از هر دو طرف ارتفاع عظیم دارد و هیچ زمینی را شرب نمینماید و منفعتی به مزروعات آن حدود نمیرساند.
حضرت شاه جنت مکان اراده نموده بوده که آن آب را بدارالسلطنۀ اصفهان آورده مضاف زایندهرود گرداند که اهالی آن ملک در خشکسالی از قلت آب تنقیص نکشند و باعث ازدیاد معموری و احداث و مزارع و بساتین گردد میر فضل اللّه شهرستانی که وزیر آن ملک بوده بدین خدمت مأمور گشته و چون کوهی رفیع در میانه واقع است که بدون کندن