و منظرها به چوب و نی ترتیب داده زمستان را در آن مکان بهجتفزا به خوشی و خرمی گذرانیده و چون ایام شتا سپری گشته بهار خجسته آثار قدم بر بساط دلگشائی و عالمآرائی نهاد و نوروز فیروز به هزار گونه بهجت و روحفزائی طراوتبخش عالم نشاط گردید یعنی خورشید جهانآرا بعد از انقضاء نه ساعت و چهل و دو دقیقه روز دوشنبه دوازدهم شهر ربیع الاول از سر منزل حوت بیرون خرامیده پرتو سعادت بر برج حمل انداخت.
شعر آغاز بهار دلگشا شد ایام لطافت هوا شد دلها بنشاط شد شتابان چون عارض دلربای خوبان چون روزی چند از ایام نشاط افروز نوروز گذشت و هوای وانقی روی به گرمی آورد از یورت قشلاق کوچ واقع شده رایت منصور شهریار زمان بجانب ییلاقات گرجستان در حرکت آمد.
از سوانح اقبال که در آن ایام میمنت فرجام بظهور آمد فتح قلعه قرلانقوچ است که جمعی از کفرۀ گرجستان بدان حصن حصین برآمده اظهار بغی و طغیان مینمودند و آن قلعۀ عالیاساس بر فراز کوهی رفیع وزیر قلعه منیع واقع است که از هیچ طرف سرکوبی ندارد ارتفاعش به مثابه که از درگاه قلعه تا مکانی که محافظان اقامت دارند پانصد و شصت زینه پایه بالا میباید رفت و بیتکلف اگر قلعۀ مذکور سوای آبانباری که از آب باران پر میشود چشمه آبی میداشت کمند تسخیر هیچ والاشکوهی بر کنگره مجره مثال آن قلعۀ سپهر تمثال نمیرسید در این وقت بمحض اقبال مصون از اختلال همایون اعلی رعب و هراس بیقیاس در دلهای گرجیان بیایمان راه یافته دست در دامن استیمان زدند و بگرات خان والی کارتیل را شفیع خود ساخته بیرون آمده قلعه را سپردند و محصوران از عواطف خسروانه خلعت امان پوشیده بعضی که ارادۀ ملازمت بگرات خان داشتند به کارتیل رخصت یافته بعضی دیگر بدر الامان فرحآباد جنتنهاد رفته از حوادث زمان آسودگی یافتند و چندی از تفنگچیان موکب شاهی به حراست قلعه مأمور گشتند در خلال این حال بمسامع جلال رسید که گروهی از بقیة السیوف گرجیان که از بیم تیغ و سنان غازیان در جنگلها و بیغولهها خزیده بودند در ولایت قسق جمع آمده در مقام خلاف و شقاقند چون نایره غضب درباره آن بیدینان افروختگی داشت و هنوز شعله غضب انطفا نپذیرفته بود فوجی از افواج قاهره را بر سر آن بختبرگشتگان خون گرفته فرستادند و متعاقب آن گروه زمان بیک یوزباشی غلامان را نیز با فوجی از غلامان بنهب و اسر ایشان مأمور گردانیدند و زمرۀ مجاهدان چون بلای آسمانی ناگهان به سروقت آن خون گرفتگان رسیده جمعی کثیر از کفرۀ فجره بدست درآمدند ازناوران معتبر و بسیاری از نصارای بداختر بعضی طعمۀ شمشیر و بعضی دیگر با کودکان و زنان بقیة السیف اسیر و دستگیر شدند و گرفتاران را که باردوی همایون آوردند مورد تیغ یاسا و عقوبات گوناگون گشته در سیاستگاه قهر قهرمانی جان به سختی میدادند چون خاطر از انوار مهمات گرجستان کاخت فراغت یافت رایات جلال بجانب تفلیس در حرکت آمد و بگرات خان والی کارتیل بلوازم خدمت و میزبانی پرداخته زیاده از مأمول به تفقدات شاهانه و خلع فاخره پادشاهانه شرف امتیاز یافت و از آنجا عنان عزیمت بجانب سمخوت معطوف گردانیده چند روز در منازل ملک اتابیک نوادۀ ملک میرمن سمخوئی که از زمرۀ یکجهتان صادقالعقیدۀ این دودمان مقدسند عشرتپیرا بوده از آنجا لوای توجه به ییلاقات کوکجهدنکیز افراختند و روزی چند در متنزهات سواحل بحر کوکجه و آن سرزمینهای باخضرت مینومثال و چشمههای آب زلال گوهر تمثال آن دشت و جبال روزگار به خرمی و خوشدلی گذرانیدند.
ذکر لشکر فرستادن بر سر ارز روم به سرداری قرچغای خان سپهسالار ایران و از آنجا بجانب خطۀ وان
در آن اوقات که ییلاق کوکجهدنکیز مخیم سرادقات اقبال بود متواتر از جانب روم جواسیس آمده خبر رسانیدند که سلطان احمد خان پادشاه ممالک روم سر از مصالحه که در سال گذشته مجددا به وساطت محمد پاشا سردار تمهید یافته بود پیچیده و باغواء و افساد اضداد محمد پاشا را بتقصیر متهم ساخته از منصب وزارت اعظم معزول گردانید و چنانچه در قضایای سال گذشته اشاره شد خلیل پاشا را وزیر اعظم و سردار