پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

جنگلهای پردرخت که عبور پیاده و سوار از مضایق آن دشوار بود پراکنده گشته گروهی بجبال رفیع و حصارهای متین منیع تحصن جستند و مبارزان معرکه جهاد سپر توکل و مردانگی بر دوش افکنده بر بیشه و جنگل رو نهاده گروه گروه را بدست آورده بتیغ بی‌دریغ می‌گذرانیدند و زنان و فرزندان ایشان را اسیر نموده مواشی و اغنام بیشمار غنیمت گرفته لوارصاب بصد حیله از آن مهلکه جان بیرون برده خود را به مأمنی کشید و چون ساحت ولایت ترابلو از وجود شرک‌آلود مشرکان پاک گردید کوکبۀ اقبال را بجانب گوری که پایتخت لوارصاب است در حرکت آورده از راههای صعب و مضایق پردرخت عبور نموده عرصۀ آن ولایت نیز از خس و خار وجود گبران نابکار رفته شد و چون عظماء و ازناوران گرجی چند قلعه و حصار استوار قایم کرده در هرجا فوجی از مردم جنگی مقام و آرام گرفته بودند بنا بر آن اعلام کشورگشائی بصوب قلاع افراخته اول قلعۀ مردابعوت را محاصره فرمودند مستحفظان قلاع مذکور باستحکام حصار مغرور گشته به جنگ و جدال اقدام نمودند غازیان جلادت شعار از اطراف و جوانب حصار جنگ انداخته کار بر محصوران تنگ کردند گرجیان بدکیش علامت عجز خویش مشاهده نموده فریاد الامان برآوردند پارسدان بیک کوتوال قلعه بیرون آمده قلعه را تسلم نمود بعد از فتح قلعۀ مزبور بر سر قلعه آمدین که محکم‌ترین قلاع آنجا است و مادر لوارصاب در آن قلعه بود رفتند و آن قلعه‌ایست مرتفع که گوئی معمار ازل بنای آن را بر سطح مستدیر سپهر که طایر وهم و خیال هر چند بال سعی گشاید بر فراز آن نتواند پرید و دست حوادث روزگار هر چند درازی نماید بر دامن خاک‌ریزش نتواند رسید مستحفظان آن حصن حصین روی بدفع غازیان آورده فیما بین نایرۀ جنگ و جدال اشتعال یافت و به نیروی اقبال آن قلعۀ خیبر مثال به اندک اهتمامی مسخر و مفتوح گشته مادر لوارصاب با اکثر ازناوران دستگیر شده آن بی‌دینان را بتیغ جهاد بجهنم و بئس المهاد فرستادند و چند قلعه و حصار دیگر بسعی و مردانگی شاه‌ویردی سلطان زیاد اغلی مسخر اولیای دولت روزافزون گردیده درین یورش زیاده از سی هزار اسیر بدست جیوش دریا خروش درآمد از آن جمله آنچه زنان و دختران و پسران عظماء و اعیان و ازناوران بود در عوض خمس بسر کار اشرف اختصاص یافت در این مرتبه لوارصاب چنان خود را بی‌نام‌ونشان ساخت که اصلا مقر و مأوای او معلوم نشد لهذا پادشاه دیندار صفوت‌نشان از گرجستان عنان عزیمت بصوب قراباغ انعطاف داده بعد از فراغ از سیر و شکار آن حدود بمقر دولت بی‌زوال شتافتند.

ذکر کشته شدن لوارصاب به نیروی اقبال خسرو کامیاب و اراده و تقدیر مسبب الاسباب

از زمرۀ ولات گرجستان لوارصاب بوفور شجاعت و دلاوری و کثرت اعوان و مردم کاری امتیاز داشت بنا بر آن همواره سرکشی و گردن فرازی ازو بظهور رسیده سر بر بقۀ اطاعت و خراج‌گزاری درنمی‌آورد و هر چند حضرت شاه جنت مکان در دفع و رفع او توجه مبذول داشته چند مرتبه یورش گرجستان چنانچه مذکور شد اتفاق افتاد چون هنوز پیمانۀ حیاتش پر نشده بود بدست درنیامد بعد از مراجعت شاه جنت مکان مرتبۀ رابع از سفر گرجستان لوارصاب باز به گوری آمده بقیة السیف مشرکان نزد او فراهم آمده یک‌دو سال روزگاری گذرانید و چون بقدر سرانجامی یافت دیگرباره نقش سرکشی آغاز نهاده در مخالفت شاه دین پناه اصرار نمود در سنۀ ثلاث و ستین و تسعمائة از گوری بیرون آمده بقلعه لوهس و محالی که در امان و حوزۀ تصرف دیوان بود آمده آثار عصیان و طغیان بظهور آورد شاه‌ویردی سلطان زیاد اغلی قاجار بیگلربیگی قراباغ که به محافظت آن سرحد مأمور بود از طغیان او خبر یافته جنود قراباغ را جمع آورده متوجه دفع او شد و چون بمحل اقامت او نزدیک شد لوارصاب از حیله و تدبیر با عدم قدرت مقاومت ننموده فرار اختیار نمود جنود قزلباش تعاقب گرجیان کرده باطراف و جوانب آن ولایت متفرق و بنهب و غارت مشغول شدند در این اثناء لوارصاب از کمین مکر و خدعه بیرون آمده با جمعی ازناوران بر قلب شاه‌ویردی سلطان تاخت چون اکثر قزلباش پراکنده شده بودند فوج قلیلی که بر سر زیاد اغلی مانده بودند بقدر قدرت جنگهای