اردو بازار به کوهلاک فرورفتند روز چهارم اردوی کیهانپوی به کنار رودخانه که منبع آب قانق و قبری است رسیده شادروان عظمت بمهر و ماه افراختند و آن سرزمینی است به غایت نزه و خرم از بسیاری شقایق و ریاحین و تازه گلهای عبیرآگین رشک فردوس برین مضمون حدیث الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر که در فوق مرقوم گشته شامل آنجا و کل امکنۀ لطیفۀ گرجستان است که در دنیا مسکن آن کفرۀ بیایمان شده مردم ارزاد و تیانات از ولایت کاخت به جریمۀ دوستی طهمورث که بعضی دلیل گشته او را از راه غیر متعارف بیرون برده بودند و برخی دیگر که از رفتن او آگاه بودهاند از عساکر منصوره که پیش راه او را گرفته بودند مخفی داشته آگاه نساختهاند و عظمای آن طایفه نیز سر - سختی کرده بعیسی خان بازگشت ننموده بودند و سر از ربقه فرمانبرداری و اطاعت لشکر اسلام پیچیده مورد غضب پادشاهی گشته عساکر منصوره بتاخت و غارت و اسر آن دو الکاء رخصت یافتند و فوج فوج به بیشه و جنگل درآمده قریب بسی هزار اسیر و چهل هزار گاو و گوسفند بدست درآمده بعد از افراد خمس که به سرکار پادشاهی متعلق است تتمه بعساکر اسلام تعلق گرفت و ثواب این امر عظیم که سی هزار کافر بیدین شرف اسلام دریافتند و بلا شبهه موجب استدامت دولت و رستگاری آخرت است به روزگار فرخنده آثار همایون عاید گردید و چون کنار رودخانه عرکچائی که فاصله کاخت و کارتیل است محل نزول موکب مسعود گردید رأی عالمآرا بدان متعلق گشت که یکی از کاردانان بساط عزت را برسم رسالت نزد گرگین خان والی باشیآچوق فرستند.
خلاصه پیغام آنکه میانۀ نواب همایون ما و پادشاه ذی جاه روم قواعد مصالحه و دوستی استحکام یافته و یکی از شریط صلح آنست که منسوبان طرفین را حمایت ننموده گریختگان را راه ندهند و نگاه ندارند و بر او ظاهر است که طهمورث و لوارصاب که دو جاهل نادانند هر دو منسوب اینطرف و تربیت یافته همایون مااند و از جهل و نادانی توهم نموده بهآنجا آمدهاند طریق آنست که تابعان هر طرف شرایط عهد و پیمان را منظور داشته امری که منافی صلح و مغایر عهد و پیمان باشد مرتکب نگردند اکنون آن دو جاهل بیمآل را نگاه نداشته روانۀ اینطرف سازد که به مقتضای رأفت جبلی و عواطف خسروی با ایشان عمل خواهد شد و الا لشکر قیامت اثر قزلباش جهة بدست آوردن آن دو سیهبخت روی به آن طرف دارند مبادا صورتی روی نماید که موجب ندامت و پشیمانی گردد خواجه محمد رضای وزیر آذربایجان که شمۀ از صفات حمیده او در این اوراق رقمپذیر کلک ظهور گشته استدعا نمود که این خدمت به او رجوع شود حسب الاستدعا اجازه یافته به آئین شایسته روانۀ مقصد شده بوالی باشیآچوق و سلاطینزادههای مذکور ملاقات نموده لوارصاب را که بجهتی ظاهر خود را شریک طهمورث کرده بود نکوهش دلپسند و نصایح ارجمند نموده بعد از گفتگوی بسیار
مصراع «گهی در تواضع گهی در ستیز» به چربزبانی و حکمتپژوهی و تکلفات کریمانه و سخنان عاقلانه آن وحشی صفتان بیمآل - و سرگردان بادیۀ جهل را از مقام نفاق بازآورده به شیوه وفا و وفاق راغب ساخت و گرگین خان نیز اظهار اخلاص و بندگی آستان سدرهنشان شاهی کرده با جناب دستوری مردمیهای دوستانه بظهور آورده بود و در مقام عجز و افتقار برآمده معذرت خواسته بود که راه ندادن ایشان باین صوب با قرابت و خویشی و نسبت همکیشی از مروت دور بود اکنون استدعای عفو تقصیر هر دو دارم و جناب دستوری جواب گفته بود که این صورت بیادراک ملازمت میسر نیست طریق آنست که هر دو روی ارادت بدرگاه جهانپناه آورده بندهوار شیوۀ چاکری مسلوک دارند و ایشان نیز معذرتی القا نموده گفته بودند که اگر از بأس و سخط شاهانه بجان ایمن باشیم سر قدم ساخته به آستان اقبال آشیان میآئیم و هریک معتمدان همراه کرده بدرگاه فلک بارگاه فرستادند و خواجه محمد رضا بازگشته در یورت حوالی کوری تعبیۀ علیه رسید و فرستادگان سلاطین مذکور به سعادت آستانبوسی سرافراز گشته عجز و مسکنت و استدعای عفو زلات ولاة مزبور عرض کردند.
چون از خواجۀ مذکور در رفتن به میانۀ چندین وحشی صفتان سباع سیرت بیمآل که اگر - چه صورت انسانی دارند اما حیوان مثال در بیشه خودسری چریدهاند آثار فدویت و جان سپاری بظهور آمده بود بخطاب گرامی فدوی مخاطب گشته حکم شد که منشیان بلاغتنشان من بعد در مناشیر و حکام نیز القاب خواجۀ فدوی دودمان ولایت مکان افزایند و دربارۀ ولاة مذکور فرمودند که سخن همانست که فدوی بدیشان گفته هرگاه صدق و اخلاص بظهور آورده روی ارادت به عتبۀ علیه آورند مسئول هریک بفر قبول موصول خواهد بود.
در خلال این حال بعرض عاکفان سدۀ جلال رسید