پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۴۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بنابرآن میر خلیل خوشنویس ایلچی ابراهیم عادل شاه از شیراز بازگشته به پایۀ سریر اعلی آمد شرح رفتن او در محل خود رقم‌زدۀ کلک بیان خواهد گشت.

دیگری از سوانح آنکه در این سال میانۀ عفت قباب کابلی بیگم صبیۀ محمد حکیم میرزا ابن محمد همایون پادشاه ابن ظهیر الدین محمد باقر و شاهزاده عالی‌تبار سلطان علی میرزای مکحول ولد شاه جنت مکان فردوس آشیان عقد مناکحه و ازدواج انعقاد یافت.

شرح واقعه آنکه عفت قباب مشار الیها در حبالۀ نکاح شاهرخ میرزا نوادۀ شاه سلیمان والی بدخشان بن سلطان اویس میرزا مشهور بخان میرزای بن سلطان محمود میرزای بن سلطان ابو سعید بن سلطان محمد بن میرزا میران شاه بن امیر تیمور گورکان بوده شاهرخ میرزا در دیار هند فوت شده مخدرۀ مذکوره نعش شوهر را برداشته بقصد آنکه در مدینه مشرفه دفن نمایند سفر حجاز اختیار نموده بوده از بیم ضرر و آسیب اعراب بادیه همانا مقصودش بحصول نپیوسته بود نعش را به مکاریان عرب سپرده خود بر حسب تقدیر آسمانی ببصره آمده از آنجا عزیمت دار الامن و الامان ایران کرده بشیراز آمد الله‌ویردی خان اعزاز و احترام نموده باصفهان فرستاده زیاده از یک سال در اصفهان بود درین سال که موکب همایون فال به دار السلطنۀ اصفهان رسیده و عفت قباب مشار الیها بملاقات حجله نشینان سرادق اقبال فایز گردید حضرت اعلی او را با شاهزاده مذکور عم بزرگوار نسبت فرمودند اما میانۀ او و شاهزاده مذکور عم بزرگوار نسبت فرمودند اما میانۀ او و شاهزاده صورت الفتی روی ننمود و با یکدیگر در کمال افسردگی می‌بودند.

دیگری از سوانح فرستادن سید ناصر ولد سید مبارک خان است بجانب عربستان و احمد - خان ولد هلوخان اردلان است بجانب ولایت موروث کردستان شرح واقعه آنکه سید ناصر را در اوان کودکی پدرش به پایۀ سریر اعلی فرستاده در رکاب اقدس همایون نشو و نما یافته بشرف تربیت و نوازشات خاص اختصاص داشت سید مبارک مکررا التماس نموده بود که او را رخصت دهند که بعربستان آمده با پدر پیر عهد ملاقات تازه نموده چند گاه با او باشد و دیگری از فرزندان را در عوض او بدرگاه والا فرستد و این مسئول تا غایت درجۀ قبول نیافته در عهدۀ تعویق مانده بود در این سال خبر رسید که پسران بزرگ سید مبارک سید بدر و سید برکه فوت شدند و یک‌دو پسر دیگر که دارد بسیار کودک و خردسال‌اند بنا بر آن رأی جهان‌آرا اقتضای آن کرد که چون سید مبارک بسیار کثیر السن و پیر شده بنا بر صلاح دولت قاهره سید ناصر را بدانجا فرستند که هرگاه او را واقعه ناگزیر پیش آید وی بی‌قضای ربانی در آنجا حاضر باشد که فتوری در ملک عربستان واقع نشود لهذا او را مرخص فرمودند خان احمد اردلان نیز از اوان طفولیت در ملازمت اشرف نشو و نما یافته همگی همت والا به تربیت او مصروف و مخزون خاطر اشرف بود که بجای والد بر مسند حکومت الکا و عشیرت اردلان تمکن یابد او را نیز نزد پدر فرستاده اعلام کردند که چون او بسیار پیر و ناتوان گشته و ممد و معاونی در میانۀ قبایل و عشایر ندارد پسرت را فرستادیم که من بعد در خدمت پدر بوده باشد و هر دو در حینی که رایات نصرت آیات جهة تأدیب گرجیان بصوب گرجستان در حرکت آمده به گنجه قراباغ رسیده بود در گنجه از خدمت اشرف جدا شده روی بمقصد آوردند باقی احوال ایشان در وقایع سال آینده از مساعدت بخت مأمول است.

ذکر نهضت همایون به نیت غزا بصوب گرجستان و تنبیه و تأدیب گرجیان بی‌ایمان و قضایای آن یورش دولت قرین سعادت اقران

قبل از این مرقوم قلم وقایع رقم گردید که طهمورث ولد داود خان بن الکسندر خان والی ولایت کاخت و لوارصاب بن گرگین خان بن سمایون خان والی ولایت کارتیل گرجستان که هر دو نصب کرده و تربیت یافته همایون اعلی بودند در سنه ایت‌ئیل که مراد پاشای سردار روم بتبریز آمد هر دو در ملازمت اشرف بودند و در حین انصراف از خدمت اشرف التماس نمودند که هرگاه حضرت اعلی متوجه سیر و شکار مازندران بهشت‌نشان باشند چون اوصاف حمیدۀ آن ولایت بسیار استماع شده خاطر بسیر و شکار آنجا مایل است ایشان را مخبر سازند که جریده و سبای خود را بموکب همایون رسانیده در سیر و شکار آن ولایت در رکاب مقدس باشند و قرارداد ایشان در خدمت اشرف آن بود که هرگاه رأی جهان‌آرا اقتضای حضور ایشان نماید