پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۲۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

برایشان نمانده بود تا آنکه چند مرتبه مجالس کنگاش انعقاد یافته ریش سفیدان و معتمدانش بازگشتن را بتعجیل بی‌مدد و کومک قزلباش صایب شمرده مبالغه به سرحد افراط رسانیدند و از جانب خراسان نیز اخبار می‌رسید که جمعی کثیر از سپاه اوزبک منتظر ورود مقدم خانند بعد از گفتگوی بسیار جناب خانی جانب رفتن را ترجیح داده نیک و بد آن را بگردن خود گرفتند و حضرت اعلی رضا جوی گشته در روانه نمودن او توجهات پادشاهانه بظهور آورده اسباب و ما یحتاج سرکار او و ملازمان از نقد و اجناس و اسب و استر و شتر و خیمه و یراق بیوتات و غیر ذلک بر وجه لایق سرانجام یافت و در روزی که حضرت اعلی شاهی ظل اللهی ساعت سعد جهة یساق آذربایجان اختیار فرموده پیشخانه همایون در کنار زاینده‌رود نصب فرموده از آنجا بشهر نقل نموده بودند ولی محمد خان را طلب فرموده آن شب با یکدیگر صحبت مخصوصانه داشتند و بسیاری از سخنان حقیقت‌پیرا در امور ملک‌داری و تألیف قلوب دوست و دشمن و عفو نمودن از جرایم بی‌اختیار لشکر و اعلام نمودن حقایق یومی و سوانح غیبی بر زبان الهام بیان آورده سفارشات بلیغ کردند و از همراهان خصوصا خواجم بیردی اتالیق در باب خدمت و جان‌سپاری و دولتخواهی عهد و میثاق گرفته یکدیگر را وداع کردند و زینل خان بیک شاملو را که از معتبران طایفۀ شاملو بود تعیین فرمودند که تا آن جناب در قلمرو همایون باشد در ملازمت بوده روز بروز نزل و ما یحتاج سرانجام داده متکفل خدمت باشد و جناب خانی بعد از وداع اشرف اعلی دو روز دیگر در شهر توقف نموده روز سیم روانه شد از جهلاء اوزبکیه بعضی اعمال ناصواب و بدسلوکی و خلافت و بی‌اندامیها صدور یافت که بمحض رعایت جانب میهمان‌نوازی از آنها اغماض شد.

ذکر توجه ولی محمد خان از درگاه سعادت آشیان بصوب خراسان و ماوراءالنهر و تمکن یافتن بر سریر سلطنت آن ولایت

چون ولی محمد خان به نوعی که در فوق بتحریر پیوست از خدمت اشرف جدا شده از اصفهان عنان توجه بصوب خراسان انعطاف داده از راه سیاه کوه کاشان روی بمقصد آورد و زینل خان بیک در رکاب عالی بلوازم خدمت قیام نموده منزل بمنزل بدستور امراء و احکام اعزاز و احترام نموده خدمات لایقه بتقدیم می‌رسانیدند و چون برخی از احوال آن جناب و شرح آمد و رفت او رقم‌پذیر کلک ظهور گشت اکنون ناگزیر واقعه‌نویس است که سخن را در اینجا گذاشته سطری از احوال امام قلی خان و سوانح ماوراءالنهر نگاشته بر سر سخن رود شمۀ از احوال او که از واردین آن صوب معلوم گردید آنست که چون ولی محمد خان به نوعی که مذکور کشت از بخارا بیرون آمده و عموم سپاه روی توجه بجانب امام قلی خان آوردند او به دولت و اقبالی که از حکمت الهی به او روی آورد امیدوار گشته از حدود قرشی بجانب دار السلطنۀ بخارا در حرکت آمد و به فراغ‌بال و کامرانی و اقبال پای بر مسند سلطنت و فرماندهی نهاده خطبه و سکه بنام خود کرد کوتوال ارک بخارا بقدم انقیاد پیش آمده مفاتیح دروب و خزاین تسلیم کرد ولایت بلخ و مضافات را به برادر خود ندر محمد سلطان تفویض نمود و چون استماع نمود که ولی محمد خان متعلقان و یک پسر کوچک خود را در قلعه چهارجو گذاشته اراده تسخیر قلعۀ مذکور کرده جمعی از جنود و معتمدان خود را بر سر چهارجو فرستاد کوتوال قلعه طوعا او کرها بقدم انقیاد پیش آمده قلعه را بدست داد حسب الامر متعلقان و مردم ولی محمد خان را کوچانیده ببخارا بردند و قلعه را به یکی از اهل اعتماد سپردند امام قلی خان بعد از ملاقات متعلقان به یکی از ازواج عم بزرگوار آی خانم نام که محبوبۀ عم بود تعلق و تعشق آغاز نهاده ارادۀ معاشرت و همصحبتی نمود و آن عفیفه رضا نمی‌داد امام قلی خان دست در دامن قاضی و مفتی زده از ایشان چاره جست از مترددین آن صوب استماع رفت که متشرعین بخارا همگی از این مقدمه کناره جستند.

اما قاضی دین‌بباده دنیاپرست بخارا بر وفق رضای امام قلی خان فتوی نوشت که چون ولی محمد خان شعار رفضه گرفته از جریدۀ ایمان و دایرۀ مسلمانی بیرونست و ازواج از او مطلقه‌اند و ایشان را به حبالۀ دیگری درآمدن جایز و آن جمیله را بوجه شرع تسلی داده میانۀ او و امام قلی خان عقد مناکحه و تزویج انعقاد یافت و این فعل شنیع را که نزد خدا و خلق مذموم است ارتکاب نموده تصرف در حلیلۀ