پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۲۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بمراسم خدمت‌کاری قیام نموده پیشکشهای لایقه کشیدند و قریب بیست روز در مشهد مقدس توقف نموده از رنج راه و محنت گاه‌وبی‌گاه آسوده گشت و از آنجا آهنگ عراق کرده امراء عظام که در سمت راه بودند منزل بمنزل خدمت بتقدیم رسانیده بدستور آن

آهنگ ولی محمد خان پادشاه اوزبک از خراسان بسمت عراق

پیشکش می‌کشیدند و ضیافت می‌کردند و چون بحدود بسطام رسید فریدون خان حاکم استرآباد به نوعی که از جانب اشرف مأمور بود از - استرآباد ببسطام آمده تا چشمه الهاک که هشت فرسخ است استقبال کرد و تحف و هدایا گذرانیده و خدمات شایسته بتقدیم رسانید و تا سمنان و خوار که ملک عراق است وکلاء فریدون خان متکفل خدمت بودند در خوار علی قلی بیک جان ایشیک‌آقاسی‌باشی شاملو که از اصفهان حسب - الفرمان قضا جریان باستقبال رفته بود رسید.

بعد از کورتش و آداب دریافت ملازمت اول از جانب اشرف اعلی پرسش نمود سخنان محبت طراز دوستانه القاء نمود و در آن روز رخصت میهمانی طلبیده روز دیگر بلوازم ضیافت پرداخت و تکلفات مرغوبه نموده تحف و هدایا گذرانید و به مقربان و مخصوصان بل سایر ملازمان تواضعات آدمیانه بظهور آورد و از آنجا منزل بمنزل خدمات شایسته بتقدیم رسانیده به خطۀ دلپذیر کاشان آورد اهالی کاشان میدان را چراغان کرده زیاده از مأمول خدمات نمودند و آن حضرت دو سه روزی در کاشان استراحت نموده روانۀ دار السلطنه اصفهان شد مقدمات مذکور از تقریر واردین آن صوب بتحریر پیوست اگر اختلافی در سبب اختلال احوالش بوده باشد حمل بر تخالف اقوال نموده کمیته را بکذب و خلاف متهم نسازند و العهدة علی الرواة.

ذکر آمدن ولی محمد خان بدرگاه سدره‌نشان و ملاقات آن پادشاه عالیجاه با قهرمان زمان و خسرو ایران

دستان‌سرایان انجمن قصه‌پردازی و پیرایه‌بندان بزم سخن‌سازی پیشگاه ایوان بلندپایه سخن را بدین نمط آذین بسته‌اند که چون وصول ولی محمد خان بکاشان قرع سمع اهل صفاهان گردید موازی بیست هزار بندق‌انداز بلده و بلوکات سرانجام داده حاضر ساختند که در روز استقبال از شهر تا موضع دولت‌آباد که سه فرسخ است دو رویه صف کشیده ایستاده باشند و تمامت چهار بازار نقش جهان و قیصریه و خانات و قهوه‌خانه‌ها را آذین‌بندی کرده شهر و بازار چون نوعروسان حجلۀ

آمدن شاه عباس و اعیان دولت باستقبال ولی محمد خان

نشاط آرایش یافت و در روزی که ولی محمد خان داخل شهر می‌شد حضرت شاه جم‌جاه فریدون بارگاه به سعادت و اقبال بعزم استقبال سوار شده با امراء و ارکان دولت سیما الله‌ویردی خان و الله قلی بیک قورچی‌باشی و ندر خان مهردار و سایر امراء و اعیان که در پایۀ سریر خلافت مصیر حاضر بودند از حسن خلق و مهربانی و میهمان‌نوازی رسوم و آداب پادشاهانه را منظور نداشته از غایت بی‌تکلفی تا موضع دولت‌آباد که سه فرسخ است تشریف بردند و از آنجا چند گام پیشتر نهاده به او رسیدند و از عواطف ذاتی و اخلاق حمیده بی‌تکلفانۀ همچنان او را سواره دریافته به مصافحه و معانقه پرداختند و به زبانی انواع اشفاق و مهربانی و پرسشهای دوستانه و تواضعات یارانه بظهور آورده امراء عظام قزلباش نیز راه رسم مردمی و آداب تواضع مملوک داشتند.

آقا کمال دولت‌آبادی از خدمت اشرف استدعا نمود که آن میهمان گرامی را لحظۀ در کلبۀ درویشانه فرودآورند حسب الالتماس آن پیر جوکار باتفاق بمنزل او رفتند و او از خانه خود تا بیرون آن موضع اقمشه و اجناس مناسب پای‌انداز گسترده چنانچه باید و شاید بلوازم ضیافت پرداخت و آنچه لایق دانست پیشکش کرد و از آنجا به سعادت و اجلال سوار شده متوجه شهر شدند از موضع دولت‌آباد تا نقش جهان از سرکار خاصۀ شریفه اجناس و اقمشه لطیفه برسم پای‌انداز گسترده شده بود و از دو طرف تفنگچیان یسل بسته ایستاده بودند از ازدحام خلایق و انبوهی تماشائیان که در عرصۀ خیال گنجائی نداشت طرق تنگی پذیرفته عبور شاه و سپاه یکسان نبود بنا بر آن حضرت اعلی با ولی محمد خان تکلم آغاز نهاده آهسته آهسته طی مسافت می‌نمودند و چند جا توقف فرموده جهة انبساط خاطر او جرعه‌های نشاط نوشیده صحبت سراسبی می‌داشتند و انواع مهربانیها بظهور می‌آوردند و چون به دروازۀ شهر رسیدند حسب الامر اشرف لحظۀ دروازه را بستند که از کوچه و بازار گذار توانند کرد.

القصه باعزاز