پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۱۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

کنده در ساعت سعد که اهل تنجیم از زایچۀ طالع میمون همایون استخراج نمودند معماران حاذق و مهندسان مدقق که در اعمال هندسی و دقایق کار هریک چون مرکز پرگار دم از تفرد و یکتائی

پیدا شدن معدن سنک مرمر در حوالی اصفهان

می‌زدند طرح مسجد و مقصوره انداخته استادان نادره‌کار به مبارکی و اقبال شروع در کار کردند از غرایب حالات و نوادر اتفاق پیدا شدن معدن سنگ مرمر است در حوالی صفاهان که در هیچ زمان کسی از آن نشان نیافته بود و همانا سنگهای مذکور در آن مکان ودیعت نهاده دست قدرت ازلی است که تا غایت بجهة زیب و زینت این معبد شریف از نظر خلق پنهان بوده و از میامن بخت بلند و نیت ارجمند این خسرو فیروزمند در این عهد ظهور یافت و از این معنی استدلال توان کرد که ظهور این آیتی است روشن و علامتی واضح بر صدق نیت و حسن اعتقاد بانی و قدر و منزلت این بنا در درگاه مبدع جهان‌آرا که چنین سنگهای یکپارچۀ طویل عریض منقوش الوان را که در معمورۀ جهان مثل آن نشان نتوان یافت آرایش این ثانی بیت المعمور گردانید:

تاریخ تاریخ این خجسته بنا خواستم ز دل از شوق گفت «کعبۀ ثانی بنا شده» امید که این بنای عالی‌بنیان بر وفق دلخواه آن شهریار خیر بلند مقدار اتمام یافته سکنۀ این خطبۀ طیبه سالهای بسیار در ظل ظلیل دولت ابد قرین آن خسرو کامکار آسوده حال و فارغ بال در آن معبد کعبه مثال بطاعات و عبادات حضرت خالق الارض و السماء پردازند و مثوبات آن عاجلا و آجلا به روزگار فرخنده آثار همایون گشته موجب ازدیاد و عمر و ثبات دولت روز افزون گردد و بدیگر امور حسنه و ابنیۀ خیر موفق گردند بحرمة النبی و الوصی و اهل بیته الطاهرین آمین یا رب العالمین چون مکررا در صدر این دفتر و اثنای گزارش اخبار اشعار شده که بعضی وقایع رومیه که داخل وقایع ایران نیست بنا بر مناسبت مقام در این اوقات و طی احوال شریف شهریار آفاق رقم نگارش می‌یابد اکنون مناسب چنان دید که رشتۀ از احوال ولی محمد خان و سبب عزیمت او بدرگاه فلک‌نشان نگاشته کلک بیان گرداند که متعطشان بوادی سخن را موجب سیرابی گردد.

گفتار در اختلال احوال ولی محمد خان پادشاه اوزبک و سبب انصراف دولت و عزیمت او بدرگاه فلک رقعت شهریار گردون حشمت

حجله‌آرایان ابکار معانی و پیرایه‌بندان انجمن سخندانی عشرتگاه سخن را بدین گونه آرایش داده‌اند و دار الملک معنی را بدین نمط آذین بسته که چون ولی محمد خان بن جانی بیک سلطان خواهرزادۀ عبد اللّه خان بعد از فوت برادرش باقی خان باتفاق آقاوائی بر سریر سلطنت ماوراءالنهر و ترکستان جلوس نمود و امراء و سرداران اوزبکیه پای در دائره متابعتش نهاده در امر سلطنت و فرمانروائی تمکن و استقلال یافت و او به نوعی که راقم این اوراق پریشان از واردین آن ولایت استماع نموده با برادرزادگان و اقربا در کمال اشفاق و مهربانی سلوک نموده ایالت ولایت سمرقند را به برادرزاده خود امام قلی سلطان ولد دین - محمد خان و ولایت بلخ و اندخود و شبرغان و محال این طرف آب آمویه را به برادرزادۀ دیگر خود ندر محمد - برادر او داده جهت هریک اتالیقی تعیین کرد و ایشان مدتها در اطاعت و فرمان‌برداری عم عالیقدر ثابت قدم بوده سر از طوق طاعت‌گزاری نمی‌پیچیدند.

رفته رفته امام قلی سلطان که پسر بزرگتر و در سمرقند بود از نشاط و غرور و جوانی سرمست گشته بتحریک طبع جاه دوست هواپرست و اغوای جمعی جاهلان فتنه‌اندوز بی‌دولت که نزد او فراهم آمده بودند اتالیق خود را بقتل آورده آثار خلاف بظهور آورد ولی محمد خان از جسارت و خودرایی برادرزاده آزرده شده اعمال و اطوار او موجب انحراف مزاج پادشاه گردید و بجهت تأدیب و گوشمال برادرزاده و تفریق مفسدان عنان عزیمت بصوب سمرقند معطوف داشت امام قلی سلطان تاب توقف نیاورده از آنجا روانه جانب بلخ شد و از آب آمویه عبور کرده بندر محمد سلطان برادر کوچکتر خود پیوست او نیز اقتداء به برادر بزرک خود کرده اتالیق خود را که ناصح برادران بود بقتل هر دو برادر به معاونت یکدیگر خیال استقلال کرده با عم بزرگوار دل دگرگون ساختند و نخست کس به خدمت عم