پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۱۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

برابری می‌نمود حاکم و اهل تبریز بالطوع و الرغبة شرط معاونت و همراهی بظهور آوردند و در میان قلعه حمام و عمارت دلگشا ترتیب یافته حاکم تبریز بآن جا نقل نموده بعد از اتمام قلعۀ جدید قلعۀ عتیق انهدام پذیرفت و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی بعد از فراغ از سان لشکر و نسق تعمیر قلعه موکب جهانگشا بصوب عراق در حرکت آورده از راه اهر متوجه دار الارشاد اردبیل شدند.

در خلال این احوال طهمورث خان والی گرجستان کاخت که بجهت اخبار آمدن سردار احرام ملازمت سده سپهر مدار بسته روانه درگاه معلی شده بود وارد گشته به سعادت بساطبوسی معزز گشت و به بعضی ازناوران گرجی نیز بد مظنه بود حقیت بعرض اقدس رسانید و حضرت اعلی متوجه احوال او و لوارصاب خان والی گرجستان کارتیل که در رکاب اشرف بود شده مطالب و مدعیات هر دو را بانجاح گردانیده مشمول نوازش و الطاف رخصت انصراف یافته هریک مقتضی المرام بولایت خود رفتند و چند روز در دار الارشاد مذکور بمراسم دعا و زیارت مرقد شریف سلطان الاولیاء پرداخته از راه خلخال و طارم بدارالسلطنۀ قزوین تشریف برده چند روز در آن بلده کامیاب عشرت و شادکامی بوده از آنجا لوای توجه بدارالسلطنۀ اصفهان افروخته به فیروزی و اقبال در مقر سلطنت ابد پیوند نزول اجلال فرموده زمستان را در منازل خلد آئین دولتخانه مبارکه نقش جهان به کامروایی گذرانیده و کامیاب دولت بودند.

عریضه کردن سردار روم خدمت خواندگار

اما احوال سردار آنکه چون بدیار بکر رسید و جنود برد و سرما هجوم آورده بود در آنجا رحل اقامت انداخته قشلاق اختیار کرد و چاوش معتبری همراه محمد بیک کرده او را روانه استنبول گردانید و عریضۀ به خدمت خواندگار نوشت که چون حضرت شاه عالیجاه از خصومت و نزاع گذشته اظهار محبت و دوستی می‌نماید و تا غایت از سنور و سرحد که در زمان مصالحه پادشاهان رضوان مقام تعیین شده تجاوز نکرده اولی و انسب و بصلاح دولت عثمانی اقرب این است که از این‌طرف نیز خصومت و عناد به دوستی و اتحاد تبدیل یابد و مصالحه بقاعده و دستور سلاطین ماضیه رضوان اللّه علیهم استحکام پذیرد و محمد بیک در استنبول بملاقات خواندگار فایز گشته مکتوب مودت اسلوب شاهی را با شمامه عنبر مشک بطلاء احمر که برسم یادبود برده بود گذرانیده خواندگار بمراد پاشا نوشته بود که ما اختیار این امر را به تو داده‌ایم و از صوابدید تو درنمی‌گذریم بهر چه مصلحت دولت دانی عمل کن و جواب مکتوب همایون نیز بهمین مضمون نوشته بودند که آنچه دستور مکرم مراد پاشا صلاح دیده برضای سلطانی مقرونست و محمد بیک از استنبول بازگشته بدیار بکر نزد مراد پاشا آمد و پاشا یک نفر ملازم محمد بیک جهة ایصال خبر به خدمت اشرف فرستاد و محمد بیک را جهة تعیین سنور و سرحد نگاهداشت که بعد از اتمام شرایط پیمان روانه سازد و در وقتی که موکب ظفر قرین شاهی از سفر خیر اثر آذربایجان به دار السلطنۀ اصفهان آمده در مقر سلطنت کامیاب دولت بودند فرستادگان مذکور آمده مقدمات صلح را عرض کردند امیدواری بعنایت و الطاف باری عز اسمه آنست که توفیق رفیق و بخت مساعد گشته بعد از تحریر متوفاها کمیت نیکوخرام قلم را در میدان تحریر وقایع سال آینده بجولان درآورد.

متوفاها:

از مشاهیر و اعیان که در این سال به مقتضای آیۀ کریمۀ فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ، شربت ناگوار مرگ چشیده در مضاجع خاک غنودند:

[فوت وزیر بی‌شبه و نظیر حاتم بیک]

اول وزیر بی‌شبه و نظیر حاتم بیک است که در شب جمعۀ ششم شهر ربیع الاول سنۀ تسع عشر و الف در پای قلعه دمدم ارومی چنانچه در طی احوال قلعه سمت گزارش یافته به فجاء درگذشت و نعش او را به تبریز آورده از آنجا بمشهد مقدس معلی نقل نموده در گنبدی که در پائین پای مرقد مظهر حضرت امام الجن و الانس تعمیریافتۀ معمار همتش بود مدفون گشت شمۀ از اوصاف حمیده و اطوار پسندیدۀ آن جناب در این اوراق سمت تحریر یافته از معایب تکرار اندیشیده در این مقام زبان قلم در کار کشیده از آن خاموشی گزید.

[فوت محمد پاشای جلالی]

دیگری از متوفاها محمد پاشای جلالی است که او نیز در پای قلعه مریض و علیل گشته در اواخر شهر مزبور ودیعت حیات را به متقاضی اجل سپرد و احوال او نیز در طی حالات جلالیان بتفصیل مرقوم خامۀ بلاغت‌نشان گشته.

[فوت محمد سلطان بیات حاکم نیشابور]

دیگری محمد سلطان بیات حاکم نیشابور است وی ولد بابا الیاس است که ابا عن جد مقدم و ریش سفید ایل قرابیات خراسان بوده که از قبایل چغتای است و از زمان ظهور دولت این خاندان ایل مذکور رعیتی قزلباش می‌کردند در زمان نواب سکندرشأن و ایام اقتدار مرشد قلی خان در خراسان محمود بیک نام برادر او منصب امارت ایل داده