بقلعه فرستادند و رایات نصرت آیات نیز چند مرحله تعاقب فرمودند و لشکریان را از دستبرد و تعرض رومیه و اخذ غنیمت منع مینمودند مع ذلک مردم مجهول فوج فوج پیش رفته در سر هر کوچ خود را بعقب اردو رسانیده سر و زنده و اخترمها میآوردند مراد پاشا در حین بازگشتن سه - چهار نفری از مردم مجهول که درین آمد و رفت بدست رومیه آمده بود خلعت داده با کس خود و یک نفر ملازم محمد بیک فرستاد و پیغام کرده بود که حضرت شاه والاجاه از این آمد و رفت غباری بخاطر نرسانند که این جسارت بنا بر اطفاء حرارت بعضی جهلای رومیه و سرمستان بادۀ نخوت و غرور که سیلی روزگار نخورده از حوادث عالم بیخبرند اتفاق افتاد و انشاءالله تعالی من بعد صلح و صلاح بر وجه دلخواه و رضای خاطر اشرف صورت خواهد یافت و حضرت اعلی نیز قریب بچهل پنجاه نفر از رومیه که اکثر از طبقۀ ینکچری بودند و در حین مراجعت گرفتار غازیان شده بودند آزاد فرموده خلعت داده بازفرستادند و جمعی که آزادکردهها را برده بودند بازآمده تقریر کردند که واهمۀ عظیم به رومیه استیلا یافته با وجود چندین مسامحه که از جانب اشرف بظهور پیوست خاطرشان اطمینان نمییافت و در سر هر کوچ آوازۀ لشکر قزلباش میرسید و موجب شورش و اضطراب عظیم میگشت.
مجملا عسکر روم از این سفر به غایت پریشان و بدحال بازگشته خلق بسیار و اسب و استر بیشمار در معرض تلف آمد و چون الباق گذشته بحوالی وان رسیدند رایات ظفر آیات از حوالی طسوج و شبستر بجانب دار السلطنۀ تبریز در حرکت آمده بجبر اختلال احوال و رضاجوئی عجزه و
سان عساکر نصرتنشان و رخصت رجوع ایشان بمنازل خود
رعایا پرداختند و پراکندگان شهر و مواضع جمع آمده در مساکن و اوطان آرام گرفتند و جمعی از رعایا را که از عبور لشکر روم خسارت و نقصان رسیده بود در این سال و سال دیگر از مالوجهات و عوارض دیوانی معاف فرمودند و در تبریز چند روز جهت سان عساکر نصرتنشان توقف فرموده امراء عظام سرحد و طبقات حشم را از قورچی و غلام و و غیر ذلک که دو سال بود در یساق بودند فوج فوج و گروه گروه به نظر درآورده مطالب مدعیانی که داشتند بانجاح مقرون گردانید رخصت دادند که بمنازل و اقطاعات خود بازگردند.
ذکر قلعه ساختن در ربع رشیدی و تخریب قلعه سابق و بقیۀ وقایع و حالات این سال ختمت بالخیر و الاقبال
در سالی که رای جهانآرای اشرف اعلی بدین قرار گرفت که در بلدۀ تبریز قلعۀ ترتیب دهند چون رومیان در امور قلعهسازی و قلعهداری مهارتی دارند و عثمان پاشا که مرد مدبر کاردان بود و در زمان سلطان مراد خان بتسخیر تبریز آمد چنانچه در جلد اول این دفتر بتحریر پیوسته اطراف و جوانب شهر را احتیاط کرده دولتخانه قدیم را مناسب یافته آنجا را قلعه کرده بود و ارباب خرد و تدبیر همانجا را مصلحت میدیدند حضرت اعلی نیز موافقت جمهور نموده در آنجا قلعه ترتیب دادند اما همیشه میفرمودند که آب رودخانه مهرانرود که از محل مرتفع بشهر جاریست و از حریم قلعه میگذرد بر قلعه مشرف است و اگر در پیش رودخانه سدی بسته شود آب رودخانه بلند گشته بقلعه میریزد و احتمال مضرت و ویرانی قلعه دارد و اکثر اوقات بر زبان گهر فشان میگذشت که چندان وثوق و اعتمادی برین قلعه نیست و در دامن کوه سرخاب ربع - رشیدی را مناسب قلعه یافته بودند.
اما بنا بر وصول آوازۀ لشکر روم فرصت تخریب قلعه سابق و ترتیب قلعۀ جدید و لاحق نمیشد در این وقت که مراد پاشا به قاعدهای که گذشت عود نمود آن اراده از خاطر خطیر سرزد منوچهر - بیک ایشک آقاسی غلام شاه جنت مکان را که مرد کار دیده کاردان بود به سرکاری عمارت قلعه تعیین فرموده مقرر داشتند که تا اول بهار مصالح و ضروریات از عمارات منهدمۀ تبریز خصوصا شنبغازان که ویرانی بآن راه یافته بود بربع رشیدی کشیده در وقت بهار که هوا روی باعتدال آرد شروع در عمارت قلعه نمایند و احکام مطاعه بصدور پیوست که استادان بناء و سنگتراش و عمله و فعله عمارت از عراق و هر طرف بتبریز آمده بزودی عمارت قلعه را باتمام رساند و مومی الیه حسب الفرمان قضا - جریان بترتیب قلعه و برجهای بلند اساس و آبانبار عالی پرداخته در اندک زمان آن چنان حصن حصینی ساخته و پرداخته شد که در متانت و رصانت با قلعۀ بلند ارکان سپهر