پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۶۱۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

ایلی از جانب علی پاشا برسالت فرستاده پیغام کرده بود که همچنان‌که از جانب خواندگار در این امور وکیل است ملتمس آنست که از جانب حضرت شاه والاجاه نیز در قرار و مدار صلح و تعیین سنور و سرحد مرخص و مأذون و نعم الوکیل باشد و محمد بیک عرضه داشتی در این باب نوشته بود و حضرت اعلی شاهی ظل - اللهی فرمودند که سخنان مردان یکی است اما آن دستور معظم در اصلاح ذات البین رعایت ناموس هر دو طرف کرده به نوعی که مکررا گفته و نوشته‌ایم بعمل آورد و در آن چند روز که اردوی رومیان در کنار شهر بود از نایابی آذوقه چند نفر از پاشایان و سنجق‌بیگیان را با طبل و علم یراق جنک با طایفه آت اغلانی بطلب آذوقه می‌فرستادند.

ذکر محاربات غازیان با رومیان و کشته شدن جیل پاشا و مراجعت سردار

کرت اول جمعی بمواضع طرف خسرو شاه و آن حدود رفتند چون یک‌دو فرسخ از اردو بیرون آمدند علی‌قلی خان و امام قلی خان و رفقا از کمینگاه‌ها بیرون آمده بطرف مخالفان تاختند و سلک جمعیت ایشان را پراکنده ساختند و رومیه تاب صدمۀ مبارزان سپاه منصور نیاورده روی به هزیمت نهادند و غازیان تا کنار رودخانۀ آجی تعاقب کرده جمعی کثیر طعمۀ شمشیر و برخی دستگیر شده اسب و اسر بسیار و غنایم بیشمار بدست جیوش منصوره درآمد کرت دویم جیل پاشا سرکرده قوم تاتار را که در میانۀ رومیه به شجاعت و دلاوری مشهور و به مرافقت او مستظهر بودند با گروهی از جنود عثمانی با اسب و الاغ بسیار بمواضع میان‌کوه فرستادند و جیل پاشا دلیری کرده به میان دره‌ها و جاهای خطرناک درآمد و ذخایر موفور بدست آورده در حین مراجعت حسن خان با رفقا و تفنگچیان پیش راه گرفته بمقابله او درآمدند.

حسن خان با لشکر خود بمقدمة الجیش در آویخته از پیش برداشت مهدی قلی بیک میرآخور و تفنگچیان خود را بر قلب زدند فیما بین آتش حرب افروخته گشت جیل پاشا از غرور شجاعت و وفور جلادت بنفسه محاربه آغاز نهاد چون پیمانه اجلش لبریز شده بدست یکی از بندق‌اندازان از پای در - آمده بقتل رسید رومیه شکست خورده روی بانهزام آوردند و تا کنار آب آجی رومیان را تعاقب نموده جمعی کثیر بقتل آوردند و سرجیل پاشا را با سرهای مقتولان و گرفتاران و اسب و استر و اخترمه و یراق بسیار بنظر اشرف درآوردند.

چون خبر کشته شدن جیل پاشا و انهزام لشکر رومی به اردوی سردار رسید سراسیمگی عظیم در میانۀ عساکر روم پدید آمده رای همگی عظماء و اعیان به کوچ کردن و خود را به مأمنی رسانیدن قرار یافت هنوز علی آقا ایلچی که در مرتبه سیم فرستاده بودند بدیشان نرسیده بود که کلمه العود احمد بر زبان آورده روز پنجم نزول ایشان بود که طبل ارتحال کوفته از حوالی شهر کوچ کرده در کمال اضطرار روی بصوب مراجعت آوردند و چون خبر کوچ ایشان به اردوی ظفرنشان رسید جمیع امراء قزلباش جمعیت کرده بعرض اقدس رسانیدند که چون سردار روم بتبریز آمده باعث خرابی مملکت و انواع خسارت و پریشانی سپاهی و رعیت گردید حالا که جمعیت عظیم در اردوی ظفر قرین واقع است بعزم انتقام تعاقب ایشان کرده هرجا مصلحت باشد صفوف قتال آراسته استیصال آن طایفه را وجهۀ همت سازیم و امیدواریم که لطف الهی و نیروی اقبال شاهی که مکررا دیده و آزموده‌ایم بر اعادی ظفر یابیم چه در این وقت ایشان را به این اضطرار و زبونی اسبان طاقت مقاومت با کوکبه اقبال شاهی نخواهد بود و هرگاه این گروه بتوفیق پروردگار نابود گردند تا دو سه سال دیگر رومیه را جمعیتی چنین دست نخواهد داد.

حضرت اعلی شاهی ظل اللهی به مروت و فتوت ذاتی که میراث اجداد عالی‌مقدار است جواب دولت‌خواهان برین نهج دادند که هر چند طبقه رومیه بمکر و حیل مشهورند چون مراد پاشا از ابتداء تا انتها گفتگوی صلاح‌اندیشی به میان آورده در الفت و آشنائی کوفت و از جنک و جدال بحسب ظاهر کناره می‌جست ما نیز بنا بر نظام سلسله ظاهر از خبث باطن ایشان نظر همت پوشیده رضا بمصالحه داده‌ایم حالا خلاف آن چه گفته و نوشته‌ایم لایق نمی‌دانیم مع‌ذلک ماه مبارک رمضان که از شهر حرم است رسید - هرگاه این دو گروه عظیم بعزم قتال درهم آویزند پیداست که چه خونها ریخته خواهد شد و نمی‌خواهیم که درین ماه مبارک که قتال ممنوع است آلودۀ وبال این‌همه خونریزش گردیم اما به ملاحظه آنکه مبادا در هنگام مراجعت آسیبی از ایشان بقلعه خوی رسد حاکم خوی رخصت داده با جمعی تفنگچیان