در محال نگذارند و هرکس استطاعت بردن غله خود نداشته باشد جهت نقل انبار قلعه گذاشته قیمت واقعی از سرکار دیوان ستاند و چون سردار بدو سه منزلی تبریز رسید سکنه و اهالی شهر خود را به گوشه و کنار کشیده شهر را از آذوقه پرداختند و موکب همایون اعلی نیز از بلدۀ تبریز کوچ فرموده از عقبۀ کوه سرخاب گذشته در کنار رودخانۀ آجی محل اقامت اختیار کرده نزول اجلال فرمودند که تا اجتماع سپاه چند روزی در آنجا بوده بعد از آنکه کیفیت و کمیت و ضعف و قدرت لشکر روم بوضوح پیوسته مکنون خاطر سردار بظهور آید بدانچه مصلحت وقت و صلاح دولت قاهره بوده باشد بفعل آید.
در این اثناء ایلچی دیگر از جانب سردار و علی پاشا بیگلربیگی روم ایلی که داماد او بود رسیده عرایض که به پایۀ سریر اعلی و کتابات که به امراء و ارکان دولت شاهی نوشته بودند رسانید خلاصۀ سفارت آنکه غرض اصلی از آمدن این دیار آنست که در قرب جوار اشرف تمهید مقدمات صلح و کیفیت آن که بر چه نهج خواهد بود کرده شود و جنک و جدال با جنود قزلباش در خاطر نیست و دلیل بر صدق آنکه در این راه به چند قلعه از قلاع متصرفه قزلباش رسیدیم و متعرض هیچیک نشدیم و از سپاه روم ضرر و آسیبی به احدی نرسیده و صلاح دیده بود که چون سفارت و ایلچیگری محمد بیک متمادی گشته ایلچی دیگر به تازگی تعیین نموده با تحف و هدایای لایقه ارسال شود و به ایلچی سفارش نموده بودند که چون ما در مقام جنک و نزاع نیستیم از حضرت شاه گردون بارگاه التماس نماید که آن حضرت نیز گروه قزلباش را از جنک و جدال و تعرض رومیان منع نماید.
بعد از اطلاع بر خاصه پیغام جواب بر همان نهج سابق در قلم آمد که سخن یکی است و محمد بیک را که فرستادهایم از معتبران طایفۀ قزلباش و محل اعتماد شاهانه است اگر حضرت خواندگار بمصالحه به نوعی که مکررا انها و اعلام گشته راغب است ما نیز رضا بآن دادهایم و الا از جانبین آن چه خدا خواسته باشد چنان خواهد شد و سفارشی که در باب ضبط جنود قزلباش و منع ایشان از دستبرد و دست درازی به رومیه نموده بود معروض رای انور گردید طایفۀ جلیله قزلباش را حد و یارای آن نیست که بیامر و اشاره همایون اسلحه توانند پوشید چه جای جنک و جدال اما گروهی از امراء و عساکر را بجهت صیانت احوال عجزه و رعایای هر طرف تعیین نمودهایم و لشکریان شما که بقصد نهب و یغما و بدست آوردن ذخیره بمواضع میروند بالضروره جنک واقع خواهد شد هرگاه ایشان ارادۀ جنک نداشته باشند مردم خود را از تردد منع نموده نگذارند که از اردو بیرون روند و آن چه در باب فرستادن تحف و هدایا اشعار نمودهاند انشاءالله تعالی چون صلح واقع شد و خصومت و نزاع به محبت و دوستی تبدیل یابد آن چه لایق و شایان طرفین باشد بعمل خواهد آمد و چون رعایای بعضی مواضع میان کوه جانب دست چپ رومیه و بعضی محال دست راست که طرف خسرو شاه و آن حوالی باشد هنوز از مکان خود حرکت نکرده بودند حسینخان استاجلو حاکم همدان را با فوجی از عساکر و تفنگچیان چغتای و خراسانی را بسرکردگی مهدی قلی بیک امیرآخورباشی جغتای بجانب دست چپ و علیقلی خان شاملو و امام قلی خان ولد اللهویردی خان را با فوج دیگر از افواج قاهره بجانب دست راست فرستاده گنجعلی خان از یک را با لشکر کرمان در حوالی شهر تعیین نمودند که در کمینگاهها بوده هرکس از رومیان بنهب و غارت بیرون آید به مدافعه قیام نمایند و سردار روز بیست و چهارم شهر شعبان المعظم به کنار شهر رسیده در آن طرف آب آجی نزول کرد و از این طرف امراء و عساکر منصوره از چخورسعد و قراباغ و سایر محال باردوی همایون جمع آمده و در اندک روزی لشکری فراهم آمد که هامون و کوه از حمل آن بستوه آمد و همهروزه فیما بین غازیان رومیان که بطلب آذوقه گروه گروه بمواضع پراکنده میشدند محاربات روی داده سر و زنده و اخترمهها را بدرگاه معلی میآوردند و هرکس بیرون میرفت بدست قزلباش افتاده قتیل و گرفتار میگشت مراد پاشا که مرد عاقل روزگار دیده عاقبتاندیش بود از جمعیت سپاه قزلباش و آسودگی اسبان و استحکام قلعه و فراوانی آذوقه خبر یافته نه رای جنک داشت و نه به محاصره میتوانست پرداخت از راه تواضع مردی پیش آمده خواست که آن سپاه را بهسلامت از چنگال شیران بیشۀ هیجا رهانیده بیرون برد و دغدغۀ عظیم داشت که مبادا در هنگام ارتحال مبارزان جنود اقبال عنان اندیشه را از طریق مصالحۀ پیچیده بمضمار جنک و جدال انعطاف دهند دیگرباره علی آقا نام شخصی را از طبقه روم