پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

روز فیما بین آتش مصادمه و مجادله مشتعل بود تا آنکه خوف و هراس بی‌قیاس بر محصوران مستولی گشته دست در دامن استیمان زده حاکم قلعه بامان درآمده مورد بخشش گردید.

بعد از فتح قلعۀ نارگیری اسماعیل میرزا را با سوندوک بیک قورچی‌باشی بتاخت کردستان و بعضی امرا را بقتل و غارت متمردان محمودی فرستادند و عساکر نصرت شعار از قتل و غارت اکراد بدنهاد فارغ گشته با غنایم موفور باردوی همایون پیوستند رایات سلطان سلیمان که عزم یورش آذربایجان جزم نموده بود بحلب آمده بود در این سال بجهت قلت آذوقه استعداد آمدن نیافته در حلب طرح قشلاق انداخته به تهیۀ اسباب یورش سال دیگر مشغول گردید چون قشلاق بود رایات نصرت آیات در غایت عظمت و اجلال از آن یورش اقبال معاودت فرموده بنخجوان آمدند و در آن سال قشلاق همایون آنجا واقع شد در سال دیگر مطابق سنه احدی و ستین و تسعمائة سلطان سلیمان با سپاه بیکران از قشلاق حلب در حرکت آمده روی توجه بدین دیار نهاد شاه جنت مکان از نخجوان به ییلاق بازار جاهی رفته از عساکر منصوره یک گروه را به سرداری اسماعیل میرزا و معصوم بیک صفوی امیر دیوان و شاه‌قلی خلیفه مهردار بطرف وان و وسطان و آن حدود و گروه دیگر را به سرداری سلطان حسین میرزا والد بهرام میرزا به کاردانی شاه‌ویردی سلطان زیاد اغلی بطرف دیگر فرستادند که سر راه سپاه روم را سوخته آبادانی در آن حدود نگذارند و جنود ظفر ورود حسب الفرموده عمل نموده سالما غانما بازگشته در ییلاق بازار - جاهی باردوی همایون پیوستند و چون سلطان سلیمان فصل ییلاق را گذرانیده با سپاه باران عدد به سرحد قریب شده شاه جنت مکان جمعی از مبارزان جنود اقبال را به سرداری مدبران کاردیده و شجعان جنگ آزموده به قراولی تعیین کردند که از چهار طرف رومیان خبردار بوده در هنگام فرصت دستبردها نموده صرفه کار از دست ندهند و دلاوران جنود قزلباش و کهنه سپاهیان قلاش دندان طمع بمال رومیه تیز کرده در هر مرحله دستبردهای نمایان نموده جمعی را گرفتار کمند گزند می‌ساختند و هیچ روزی نبود که سپرها و اخترمها و گرفتارشده‌ها بنظر اشرف درنمی‌آوردند تا رسیدن سلطان بنخجوان بسیاری از جنود روم بتیغ انتقام غازیان ظفر لزوم راه فنا پیمودند.

چون خواندگار بنخجوان فرودآمد شاه جنت مکان بسان عساکر ظفرنشان پرداخته موازی چهل هزار سوار جرار نیزه‌گذار مواجب خوار همه با اسبان تازی‌نژاد صبارفتار و اسلحه و یراق آراسته بمعرض عرض درآمد سایر الناس که در اردوی همایون جمع آمده بودند علی هذا القیاس بعد از عرض سپاه از ییلاق بازار جاهی بعزم قتال مخالفان به دبدبۀ اکاسره و کوکبۀ کیان در حرکت آمدند سلطان سلیمان بجهت قلت آذوقه در نخجوان مجال اقامت نیافته شهر را سوزانیده از همان‌جا طبل ارتحال کوفته بطرف ارز روم بازگشت و موکب همایون شاهی بتعاقب او در حرکت آمده و در هر منزل جمعی از جنود رومیۀ بدست قراولان قزلباش قتل و دستگیر می‌شدند.

در همان چند روز سنان بیک که از مقربان و مخصوصان سلطان سلیمان بود به قراولی از اردو بیرون آمده بود به قراولان جنود قزلباش دچار شده بعد از جنگ و پیکار گرفتار گردید سلطان سلیمان از گرفتاری سنان بیک پریشان ضمیر و از آمد شد بی‌فایده دلگیر گشته بمحمد پاشا وزیر اعظم که مرد سلیم النفس خیراندیش بود همواره خواندگار را بمصالحه ترغیب می‌کرد اظهار صلح نموده بود محمد - پاشا به امراء سرحد مکتوبات نوشته اظهار مصالحه کرده التماس از خدمت اشرف نموده بود که سنان بیک را آزاد فرموده بازفرستند و کس بجهت تمهید امر مصالحه با او همراه نمایند شاه جنت مکان حسب الاستدعاء محمد پاشا و استشفاع خیراندیشان این‌طرف سنان بیک را آزاد فرمودند چون خصومت و نزاع سلاطین موجب ویرانی مملکت و مصالحه فرمانروایان عدالت آئین باعث امنیت و استقامت احوال سپاهی و رعیت است محضا للترفیه حال عجزه و رعایا که از دو طرف لگدکوب حوادث و پایمال سم ستوران بودند بمصالحه راغب گشته شاه‌قلی بیک نامی از ریش سفیدان قاجار که از زمرۀ قورچیان ظفر شعار بود همراه سنان بیک فرستادند و از آن جانب نیز سلطان سلیمان بصلح و صفا مایل شده شاه‌قلی - بیک را مشمول انعام و احسان بازفرستاد بنا بر آن شاه جنت مکان از تعاقب رومیان بازگشته با عساکر منصوره که در ظل لوای نصرت انتما مجتمع و آمادۀ رزم و پیکار بودند به غزای گرجستان توجه نموده