پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۶۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

غازیگرای خان تاتار والی قرم از خدمت اشرف التماس نموده بود که خندان آقای متفرقه آقاسی درگاه عالی را که در جنگ وان گرفتار عساکر فیروزی‌نشان شده بود و با او طریقۀ آشنائی تام داشته مطلق العنان فرمایند حسب الالتماس خان تاتار او را با دو پسر که یکی همراه او و یکی در جنگ حغال‌اغلی گرفتار شده بودند از قلعه قهقهه بیرون آوردند و او مرد عاقل سخن‌دان روزگار دیده بود بمقدمات مرغوبه خاطر اشرف را بمصالحه راغب ساخته التماس نمود که پسران او در خدمت اشرف بوده باشد و بروم رفته باتفاق غازیگرای خان تمهید مقدمات صلح بر وفق رضای اشرف نمایند که بدستور زمان حضرت شاه جنت مکان فیما بین مصالح وقوع یابد.

حضرت اعلی نیر بنا بر ترفیه حال خلایق و عباد الله رضا بآن داده مشار الیه را با فرستاده غازیگرای خان و ابو القاسم بیک یوزباشی ایواغلی که برسالت خان تاتار تعیین یافته بود روانه فرمودند و بغازیگرای خان نامه محبت‌آمیز در قلم آمد اما چون عبور ایشان از میانۀ الکاء چرکس واقع شد در این اثناء خبر فوت غازیگرای خان به ایشان رسید که عالم فانی را وداع کرده بجهان باقی شتافت و اوتیه نامی از حکام چرکس همانا از خندان آقا کینۀ دیرینه در سینه داشته در وقتی که از ابو القاسم بیک جدا افتاده بود با جمعی چراکسه فرصت یافته بر سر او ریخته او را بقتل آوردند و ابو القاسم بیک در آن واقعه با چراکسه جنگهای مردانه کرده زخمدار گردید و ما یعرف او در آن فتور تاراج چراکسه شد بالاخره اوتیه مذکور از مهابت حضرت اعلی اندیشیده از بیم انتقام او را به‌سلامت بازگردانید.

بعد از کشته شدن خندان آقا پسرانش چند گاه در خدمت اشرف عزیز و محترم بسر می‌بردند عاقبت قدر عافیت ندانسته سالک طریق فرار گشتند و شرح آن عن‌قریب در ذیل این دفتر رقم‌زدۀ کلک بیان خواهد گشت چون کل ولایات موروثی آذربایجان و شیروان و اران که قریب بیست و پنج سال بود که رومیه از تصرف منسوبان این دودمان والا بیرون برده بودند و درید تسلط و اقتدار آن طایفه بود بقوت قاهرۀ یزدانی و تأیید آسمانی بتصرف درآمده جمیع قلاع متین و حصون حصین آن ولایات که مملو از مردان کاری و اسباب و ادوات قلعه‌داری بود به نوعی که در طی وقایع هر سال در رشته تحریر درآمده مفتوح گردید و ساحت فسیح المساحت آن مرز و بوم از خار تعرض معاندان مصفی گشت و سفر و یساق بامتداد کشیده قریب به پنج سال بود که لشکر فیروزی اثر قزلباش در رکاب نصرت انتساب همایون به تسخیر قلاع و حرب و قتال اشتغال نموده متحمل انواع شداید و محن و مشاق یساق گشته بودند.

از زمان سلطنت و کشورگشائی صاحبقران مغفور امیر تیمور گورکان الی الآن که دویست و پنج سال است هیچ پادشاه ذی شوکت ارتکاب سفر و یساق پنج‌ساله نکرده و چنین فتوحات پی در پی که هریک از آنها کارنامۀ سلاطین جهان و دستور العمل شهریاران ممالک‌ستان تواند بود و در ازمنه سابقه کمتر وقوع یافته میسر گشت لهذا عنان عزیمت بصوب مراجعت انعطاف داده و امراء و ارکان دولت را امر فرمودند که چند روزی در دار السلطنۀ تبریز توقف نموده بسان عساکر ظفرنشان پرداخته بعد از عرض سپاه هریک به الکاء و اقطاع خود روند و چون حضرت اعلی شاهی ظل اللهی این فتوحات را پرتو حسن ارادت و صفای عقیدت و غلامی آستان عرش‌نشان حضرت شاه ولایت پناه مصدوقه کریمه إِنَّمٰا وَلِیُّکُمُ اَللّٰهُ و حضرات ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین خصوصا مجاورت و خدمت روضه مقدس حضرت امام ثامن ضامن ملایک‌مکان مصدوقه حدیث صحیح ستد فن بضعة منی بارض خراسان

بیت امامی که روبند خاک درش را ملایک به شهپر خلایق بمژگان میدانند و از آن روضه منور و روح آن حضرت استمداد همت فرموده بودند به شکرانۀ این مواهب سبحانی عزم طواف و زیارت آن روضۀ مقدس فرمودند که اختتام سفر بدین سعادت ابدی فرموده رنج راه و مشقت و محنت گاه‌وبی‌گاه را که لازمه سفر و یساق است از خاکبوسی آن کعبه آمال براحت و آسودگی مبدل سازند و بعد از استسعاد بدان سعادت عظمی بمقر سلطنت توجه نمایند لهذا با جمعی از خاصان درگاه روی توجه بآن صوب صواب انجام آوردند و در دار السلطنۀ قروین صواحب و اعیان سعادت ملازمت دریافته اسواق و میدان سعادت را چراغان کرده آذین‌بندی نموده چند روز در آنجا بنشاط و خرمی گذرانیدند و از آنجا با قوافل نیاز و رواحل اخلاص روی بمقصد و مطلب اصلی