در میان گرفته در عرض سه روز کار چنان بر محصوران تنگ شد که فریاد الامان برآوردند عثمان چلبی قوللرآقاسی و سایر محصوران که قریب ششصد نفر بودند امان یافته بیرون آمدند قوللرآقاسی در حین ملاقات دیوانهوار شمشیر بر دوش طبغون بیک قاجار زده رومیه با جمعهم دست به شمشیر برده بر شاهزاده و حضار مجلس حمله بردند بدین جهت قتل عام بوقوع پیوسته احدی از آن گروه نجات نیافت و غازیان بفرموده خسرو کامکار کامران قلعه را ویران کرده باردوی همایون پیوستند در آن هنگام بهرام میرزا با لشکر جرار و گروهی از دلیران معرکۀ کارزار از همدان که الکای او بود رسیده حضرت شاه جنت مکان او را بطرف بایبرد فرستاده اسماعیل میرزا را رفیق او گردانید و فوجی از افواج قاهره را به اخلاط و گروهی را بعادلجور فرستاد و خود به فیروزی و اقبال الکای حمیش و ماسیس را تاخته متوجه ولایت موشآباد شدند سلطان سلیمان چون مشاهده نمود که حضرت شاه عالیجاه جنت مکان با عساکر نصرت قرین ظفرنشان قزلباش که روز بروز از اطراف و جوانب میرسند و دست از تعاقب بازنمیدارند القاس میرزا به خواندگار گفته بود که طوایف قزلباش بالطبع خواهان منند و هرگاه قدم بولایت عجم نهم فوج فوج بر سر من جمعیت مینمایند و تدبیر رومیان بدین قرار گرفت که القاس میرزا و اولامه را هر کدام بطرفی فرستند که قزلباش متوجه دفع فتنه ایشان شده اردوی خواندگار بهسلامت بیرون رود بنابراین القاس میرزا را با پنجهزار کس از راه کرکویه و شهر زور بجانب عراق و اولامه را با دوازده هزار کس باتفاق پاشا ارزروم بطرف ولایت مزبور فرستادند و خواندگار با آغرق خود از راه تبلیس عبور نموده خود را بدیار بکر انداخت و شاه جنت مکان تا ولایت موشآباد رفته و آن حدود را تاخته و سوخته در آن دیار از آبادانی نگذاشت و چون بمسامع جلال رسید که اولامه تکلو از اردوی خواندگار جدا شده با فوحی از جنود رومیه در ترجانست و بارز روم میرود شاه والاجاه کمیت صبارفتار را بطریق ایلغار بدان صوب در حرکت آورده در نزول و ارتحال بر صبا و شمال پیشی میگرفت و عساکر منصوره گروه گروه از عقب میرسیدند اولامه
غلبه هریک از امراء شاه طهماسب به امراء سلطان سلطان
و جنود رومیه که همراه او بودند از ایلغار خسرو کامکار خبردار گشته رعب و هراس بیقیاس به سرداران آن سپاه راه یافته از خوف جان بیاستعمال سیف و سنان ترجان را انداخته راه فرار پیمودند و موکب همایون فال به فیروزی و اقبال به ترجان رسیده چون رومیان فرار نموده بودند غازیان چند روزه راه از عقب رفته و اخترمه میآوردند از آنجا لوای توجه بجانب ارزنجان افراخته چندگاه ساحت آن ولایت مضرب خیام اقبال بود و امراء نامدار که بهر طرف مأمور شده بودند شاهقلی سلطان افشار و رفقاء الوس و احشام اخلاط را تاخته موازی پنجهزار سر اسب و یکصد هزار گوسفند و پنجاه هزار گاو بدست آورده سالما غانما بازگشتند و محمود خان افشار حاکم کوهگیلویه و کحل شاهویردی استاجلو و غیرهم که به قراولی رفته بودند با گروهی از قابوقولی و قراولان خواندگار بازخورده جنگ عظیم فیما بین بوقوع پیوست شکست به رومیان افتاد علی سلطان تاتی اغلی ذو القدر که با ده هزار کس از سپاه ظفرپناه بتاخت عادلجوز و آن حدود رفته بود در کوزلدره سی با فوجی کثیر از پاشایان و عظماء رومیه که از اردوی خواندگار جدا شده بودند دوچار شده بر ایشان ظفر یافتند شاهزادگان کامکار بهرام میرزا و اسماعیل میرزا که با فوجی از دلاوران معرکه کارزار بطرف بایبرد رفته بودند بمحمد پاشا مکاغلی رسیده آهنگ محاربه را ساز دادند و جنود بهرام انتقام خاک عرضه بایبرد را بخون مبارزان رومیه گلگون ساخته جمعی کثیر بقتل آوردند.
القصه سرداران لشکر قزلباش همگی مظفر و منصور متوجه اردوی کیهانپوی گشته سر بسیار و اخترمها و الاهائی که در این معارک بدست درآمده بود در ارزنجان بنظر خسرو کامکار کامران درآورده هریک فراخور خدمت به نوازشات شاهانه سرافراز شدند و چون نقصان و خسران که از آمدن سلطان سلیمان بدیار عجم راه یافته بود یکی درده تدارک شده در این نهضت قریب بیست هزار رومیه بتیغ انتقام غازیان ظفر فرجام راه عدم پیمودند از ارزنجان عنان عزیمت بصوب مراجعت انعطاف داده به ایروان آمدند و از ایروان بجانب قراباغ رفتند از آنجا اسماعیل میرزا و عبد الله خان و کوکجه سلطان را بشیروان فرستاده سوندوک بیک قورچیباشی را با فوجی از قورچیان عظام بتاخت ولایت شکی ارسال داشتند در این اثنا خبر رسید که القاس میرزا که خواندگار او را بدیار عراق عرب فرستاده بود