پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Alam-ara-ye Abbasi.pdf/۵۴۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

آورد الحمد للّه ربّ العالمین چون در این سال بعضی از قضایا روی داده که تحریر آن در طی وقایع سال مذکور لازم بود لهذا خامۀ بدایع‌نگار قبل از گزارش بقیۀ احوال قلعۀ شماخی بتحریر و تسوید آن پرداخته روی بمقصد می‌آورد ان‌شاءالله تعالی.

ذکر احوال امیر کونه خان و بدست آوردن بعضی قلاع و فتوحات که باقبال همایون شاهی او را در ایروان دست داد و از ایراد آن چاره نبود

بر صحیفۀ ضمیر خردپروران عاشق سخن و مطالعه‌کنندگان اخبار نو و کهن بقلم اندیشه چنین می‌نگارد که امیر کونه خان را که به ایالت و دارائی ایروان معزز و سربلند گردیده بمیامن اقبال روزافزون سعادت بنیان بعضی فتوحات در سال گذشته و بعضی در این سال روی داده مسود اوراق بنا بر ارتباط سخن قضایای سال نو و کهن را به یکدیگر اتصال داده بیان می‌نماید که چون امراء و عساکر ظفرنشان به نوعی که سبق ذکر یافته بتعمیر قلعه ایروان پرداخته ذخیره و یراق سرانجام یافت و امیر کونه خان و اتباع او را که در این چند سال بعضی اوقات در النجق و اردوباد و چند گاه در نخجوان بسر می‌بردند در آنجا گذاشتند مشار الیه به نیروی شجاعت و مردانگی و هوس جانفشانی در راه ولی‌نعمت دل اخلاص گزین که بهین عطیه ایزدیست بر کرم الهی و اقبال بی‌زوال شاهی بسته در آن خراب‌آباد که مطلقا ساکن داری و نافخ ناری نبود و در آن وحشت سرای بی‌سرانجامی اثری از آبادانی یافت نمی‌شد ساکن گشته از امراء تابین و اتباع و مردم خود هرکس را محل اعتمادی می‌دانست در قلعه جای داده دیگران را در بیرون و مواضع قریبه که خراب و ویران بود مسکون گردانید و از مردم ایل و الوس و تراکمات متفرقه آذربایجان جمعی را مستمال گردانیده به ایروان آورد.

اویماق آغچه‌قوینلوی قاجار و ایل موسی اعلی ثبات که حسب الامر الاعلی از عراق آمده به ملازمت او مأمور بودند همگی را در محل مناسب ایروان و شرور یورت قشلاق داد و چون اکثر اوقات عبور لشکر رومی از طرف ایروان است چنین قرار یافته بود که تا استقرار مهمات آذربایجان آن محال نامزروع و ویران بوده باشد تا در هنگام ورود لشکر مخالف ذخیره نایاب باشد امیر کونه خان معروض داشت که اگر رخصت همایون باشد غازیان بجهت علیق اسبان بقدر زراعتی در حوالی و حواشی قلعه نمایند اگر قبل از رفع حاصل آوازۀ ورود لشکر مخالف بوده باشد فی‌الفور زراعت را ضایع و نابود می‌توان کرد و اگر بحصاد رسد در روز بقلعه آورده موجب توسعۀ معاش غازیان گردد بعد از استجازه بذر بسیار سرانجام کرده با گاوهای غارتی الکاء مخالف او و مردم ایل و اویماق و غازیان زراعت بسیار در حدود قلعه و مواضع قریبه می‌کردند.

بعضی از رعایای فرومایۀ ایروان نیز که در گوشه‌ها خزیده و استطاعت رفتن عراق نداشتند بوی آبادانی شنیده یک‌یک و دو دو آمده در هر موضع دو خانه و سه خانه بهم رسیده برزیگری می‌کردند بخت بلند و اقبال ارجمند شاهی مساعدت نموده در بهار آینده رومیه را قدرت آمدن نشد و محصولات بحصاد رسیده وسعتی در معاش غازیان پدید آمد و امیر کونه خان متواتر و متعاقب غازیان را بتاخت و غارت الکاء مخالف می‌فرستاد و آثار استیلا و اقتدار بظهور آورده در آن سرحد بلندآوازه گردید و مخالفان سرحد از او خایف و متزلزل بوده از بیم لشکر او در جا و مقام خود قرار و آرامی نداشتند و اول فتحی که او را به نیروی اقبال پادشاهی روی نمود بدست درآمدن قلعه مغاذیرد است که در ما بین ایروان و قارص واقعست.

حقیقت آن بدین نوع است که چون قارص و حسن قلعه سی و آن حدود تا حوالی ارز الروم لگدکوب مردم امیر کونه خان بود تردد و آمد شد بر مستحفظان قلعه مغاذیرد دشوار گشت و از بیم سطوت قزلباش در چهار دیوار قلعه خزیده چند گاه در کمال تعب اوقات گذرانیدند و از حکام قارص و ارز الروم که به خود درمانده بودند مددی به ایشان نمی‌رسید بالضروره کس نزد امیر کونه خان فرستاده اظهار شاهی سیونی نمودند و او ایشان را استمالت داده بمتابعت و انقیاد دلالت کرد تا آنکه در اواسط یونت‌ئیل اربع عشر و الف عظماء آن جماعت که مقدم ایشان علی بیک نامی بود مشهور بعلی بیک مغاذیردی خود را از شکنجۀ تنگنای قلعه نجات داده بعزم شاهی سیونی نزد امیر کونه خان آمدند و سایران