و ایالت و دارائی ولایت شماخی و امیرالامرائی کل ولایت شیروان به او تفویض یافت.
چون در حین محاصره بعضی فتوحات دست داد که سبق ذکر آن لازم بود بنا بر آن مناسب چنان نمود که نخست وقایع ایام محاصره را در سلک بیان کشیده روی بمقصد آوریم انشاءالله.
ذکر بدست درآمدن قلاع فلک ارتفاع بادکوبه و دربند بتأیید خداوند بیمثل و مانند و به نیروی اقبال و دولت ابد پیوند
بر کارآگاهان دقایق امور دولت صوری و پردهگشایان سرایر و خفیات سلطنت معنوی پوشیده نیست که هرگاه دادار جهانآفرین ابواب نصفت و فیروزمندی بر چهرۀ آمال سعادتمندی گشوده لوای دولت او را ارتفاع آسمانی بخشد اسباب آن به دستیاری جنود اقبال فراهم آمده عقدههای مشکل و کارهای شگرف که در دیدۀ بالغ نظران فکرتاندیش صعب و دشوار نماید به پایمردی پردهگشایان سرایر غیبی به آسانتر وجهی جلوه ظهور مینماید.
مصداق این مقال بدست درآمدن قلاع سپهر ارتفاع بادکوبه و دربند است که اطراف این یک به دریای خزر اتصال دارد و طرفی که در جانب خشکی است به نوعی متانت و استحکام یافته که عروج بر خاک - ریزان از اندیشه خیال بیرون است و آن یک که بباب الابواب و سد سکندر مشهور و معروف است از غایت ارتفاع نارین قلعه و دیوار بست شهر که تا میان دریا کشیده شده از توصیف و بیان مستغنی است و در اوان توجه رایات جهانگشا که بصوب شیروان که قرارداد خاطر رومیان آن بود که ولایت را گذاشته به قلعۀ دربند روند در خاطر احدی از ارباب جلادت و اصحاب بصارت خطور نمینمود که تسخیر آن دو قلعه آسمان پیوند در این اوان امکان وقوع داشته باشد تا آنکه غبار ادبار دیدۀ بصیرت ایشان را تیره و تار گردانیده چشم از آن اندیشه پوشیده و خود را در قلعۀ شماخی محصور و پایبستۀ رنج و عنا گردانیده زیاده اهتمامی در ضبط این قلاع نکردند چنانچه کوتوالان و حارسان هر دو قلعه از نیک و بد به دویست سیصد کس نمیرسیدند آن هم اکثر مردم بومی آنجا بودند که در سلک سپاهیان منتظم گشته صاحب علوفه و تیمار شده بودند.
بعد از چند روز که موکب همایون فال عز و جلال در شماخی نزول اجلال فرموده عساکر اقبال به محاصره قیام نمودند بعضی از صواحب بادکوبه به دلالت بخت بیدار شعار دولتخواهی این دودمان اقدس ظاهر ساخته رفته رفته مردم را بجانب خود آورده با یکدیگر مواضعه نموده قصد گرفتن کوتوال و حارسان کردند و هنوز خاطرشان از مواضعۀ مذکور و اتفاق اهالی آنجا جمع نشده بود که کوتوال قلعه و ملازمان او گمان زد غدر گشته دست تطاول دراز کرده در مقام سرکشان درآمدند و ارباب مواضعه تفرس نمودند که رومیان از مواضعۀ ایشان فیالجمله آگاهی یافتهاند پیش دستی کرده با اتباع و موافقان و مردم خود بر سر کوتوال رفته او را بدست درآوردند و تبعۀ او را جابجا گرفتند و هرکس در مقام ستیزه درآمد بقتل آوردند و جمعی از مردم بومی که ملازمت رومیه اختیار کرده صاحب کدوک و تیمار شده بودند از خوف در مقام مدافعه در نیامده در گوشهها خزیدند و حقیقت این دولتخواهی را به پایۀ سریر اعلی عرض کرده متعاقب گرفتاران را با سرهای مقتولان بدرگاه ملکآشیان آوردند و در ازاء این نیکوخدمتی به نوازشات شاهانه سربلند گشته اکثر آن قوم را به خلاع گرانمایه و انعامات و سیورغالات امتیاز بخشیدند اموال و اسباب و متملکات مخالفان که به حیطۀ ضبط مردم بادکوبه درآمده بود بانعام ایشان شفقت شد و قلعه بدان متانت و استواری بدین آسانی بدست درآمده حارس و نگهبان تعیین یافت.
چون دولتخواهی صواحب بادکوبه در ولات شیروان اشتهار یافت اهالی دربند را نیز با آنکه اکثر ایشان ملازم رومیه شده در سلک سپاهیان منتظم بودند این هوس در ضمیر جایگیر آمده در مقام دولتخواهی درآمدند ولد خواجه محمد دربندی که پدرش در زمان حضرت شاه جنت بارگاه در شیروان خدمات پسندیده بجای آورده از جمله دولتخواهان و منظوران انظار شققت جنت مکان بود زیاده از دیگران در این امر ساعی گشته شعار دولتخواهی ظاهر ساخت و چون در ایامی که الکاء گنجه مضرب سرادقات جاه و جلال بود اوسمی خان قیتاق که همیشه نسبت بحضرت اعلی راه اخلاص میسپرد